کدام یک از صحابه امام حسین(ع) از کربلا جان سالم به در بردند

داستان عجیب از یک حسرت بزرگ؛ ضحاک بن عبدالله،؛ یکی از یاران امام حسین(ع) که ظهر عاشورا امام را رها کرد


19 شهریور 1398 - 05:00
5d7370a7017db_2019-09-07_13-26
ضحاک بن عبدالله یکی از یاران امام حسین(ع) بود که علی رغم همراهی با امام در ظهر عاشورا و در حالیکه دیگر هیچیک از صحابی امام(ع) با او نبوده و همه شربت شهادت را نوشیده بودند، از ایشان اذن گرفت و از معرکه گریخت.

به گزارش خبر فوری، کربلا و عاشورا صحنه‌ای است که هر تقدیری را در آن می‌توانید پیدا کنید. عاشورا لحظه تردید است. تردید بین دل به دریا زدن و پا پس کشیدن. بسیاری گمان دارند که تمام یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا به شهادت رسیدند اما این سخن درست نیست. شخصیتی در کربلا وجود دارد که شاید بتوان به حق سرنوشت و آخرت  او را یوم الحسرت نامید.

روایتگری که از کربلا گریخت

ضحاک بن عبدالله یکی از یاران امام حسین(ع) بود که علی رغم همراهی با امام و کشتن چندتن از دشمنان بدکیش در ظهر عاشورا و در حالیکه دیگر هیچیک از صحابی امام(ع) با او نبوده و همه شربت شهادت را نوشیده بودند، از ایشان اذن گرفت و از معرکه گریخت.

ضحاک فرزند عبدالله مشرقی از قبیله همدان بود. اطلاعات چندانی از زندگی او در دست نیست. همین اندازه معلوم است که او علاوه بر یاری امام حسین (ع) در کربلا، در زمان امامت امام سجاد (ع) زنده بوده و شیخ طوسی وی را از اصحاب امام سجّاد (ع) نام برده است.

داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض كرد: «می دانی كه بین من وشما شرطی بود وآن اینكه از شمادفاع كنم مادام كه یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد، در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم.» امام (ع) فرمود درسـت مـی گـویـی، اگرمی توانی برو كه از طرف من آزاد هستی.

طبری نقل کرده است ضحاک به همراه مالک بن نضر ارحبی، در میانه راه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین (ع) ملاقات کردند. امام حسین (ع) آن دو نفر را به یاری خود خواند، وقتی آنان عذر خواستند امام (ع) علت عدم همراهی‌شان را جویا شد. مالک بن نضر گفت: من بدهی و نان‌خور دارم. اما ضحاک دعوت امام را مشروط قبول کرد و گفت: «من هم فردی عیالوارم و به مردم مقروض هستم؛ اما اگر به من اجازه دهی، هنگامی که هیچ جنگجویی -در کنارت- نیافتم، بازگردم و فقط تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو دفاع کنم.» امام (ع) پذیرفت.

او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران امام حسین (ع) - جز سوید بن عمر و بشیر بن عمرو - به شهادت رسیدند، او نزد حضرت آمد و شرط پیشین خود را یادآور شد و از ایشان اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت.

داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض كرد: "یابن رسول اللّه (ص )! می دانی كه بین من وشما شرطی بود وآن اینكه از شمادفاع كنم مادام كه یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد, در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم." امام (ع) فرمود: "صدقت وكیف لك بالنجاهٔ , ان قدرت علی ذلك فانت فی حل"  یعنی درسـت مـی گـویـی اما چگونه می توانی خودرا از اینجا نجات بدهی، اگرمی توانی برو كه از طرف من آزاد هستی.

ضـحـاك بن عبداللّه به طرف اسبش رفت وچون عمر بن سعد اسبان را پی می كرد وی اسب خـودرا در وسـط خیمه‌ها بسته بود وپیاده جنگ می‌كرد كه دو نفررا كشت ودست دیگری را قطع كرد. آن روز حضرت چندین بار فرمود: "دستت شل مباد! خداوند متعال از اهل بیت پیامبر(ص ) جزای خیر یه تو عنایت كند". ضحاک بن عبدالله  می‌گـویـد: "سوار بر اسب شدم وحركت كردم. ناچار لشكریان دشمن به من راه دادند تا از صف آنان بـیرون آمدم اما پانزده نفر مرا تعقیب كردند تا در قریه "شفیه" نزدیك فرات مرا یافتند. كثیر بن عبداللّه وایوب بن مشرح مرا شناختند وگفتند این شخص پسر عموی ماست , لذا خداوند مرا از دست آنان نجات داد."

 

یارانی که از کربلا زنده بیرون رفتند و روایتگر عاشورا شدند

نکته جالب در مورد ضحاک این است که اگرچه درلحظه آخر از صحنه کربلا گریخت و از سعادت شهادت همراه امام(ع) محروم ماند اما پس از فرار به یکی از راویان مشهور کربلا تبدیل شد. در واقع، ضحاک از محدثین و گزارشگران واقعه کربلا در کوفه است. برخی از مورخان، از جمله طبری، جریان بیعت شب عاشورا توسط امام حسین (ع) و اظهار وفاداری یاران را از قول ضحّاک نقل کرده‌اند. شیخ مفید در ارشاد در ماجرای واقعه عاشورا از وی روایت کرده است. بنابراین، نام او و احادیث منقوله از او، در کتب تاریخ و مقاتل بسیار دیده می‌شود.

در مورد روایتگری کربلا برخی این سوال را مطرح کردند که روایتگر این صحنه چه کسانی بوند؟ آیا غیر از دشمنان و برخی زنان کسان دیگری بوده اند که ماجراهای غریب عاشورا را روایت کرده و نگاشته اند؟ به جز ضحاک بن عبدالله افراد دیگری از صحابه امام حسین(ع) هستند که به دلایلی در کربلا کشته نشده و بعدا به بازگویی وقایع عاشورا پرداختند. در زیر به نام برخی از این افراد اشاره می‌کنیم:

مسلم بن ریاح

مسلم غلام حضرت علی (ع) بود که با امام حسین(ع) در کربلا حضور داشت و پس از شهادت حضرت جان سالم بدر برد، وی برخی حوادث کربلا را گزارش کرده است.

حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب

وی معروف به "حسن مثنی" بود که همراه عمویش ابا عبدالله(ع) جنگید و مجروح شد و از اسب بر زمین افتاد. وقتی که کوفیان سرهای شهدا را می‌بریدند، وی هنوز زنده بود. "اسماء بن خارجه فزاری" که از دایی‏‌های وی بود از او شفاعت کرد و بخشیده شد. "حسن مثنی" را به کوفه برد و وی را معالجه کرد تا این که خوب شد. وی سپس به مدینه رفت.

مرقع بن سُمامه اسدی

این مرد اسدی از یاران امام حسین(ع) و از تیراندازان حضرت بود، که هنگام جنگ اسیر شد و قبیله‏‌اش برای وی از لشگر کوفه امان خواستند. "ابن زیاد" هم او را به "زراره" در سرزمین بحرین یا "زبده" در عمان، یا "رنده" تبعید کرد و پس از مرگ یزید و رفتن "عبیدالله" به کوفه بازگشت.

عقبة بن سمعان

طبق گفته شهید مطهری این مرد از مکه همراه امام بود و وقایع نگار قضیه کربلا بوده است. وی از لشکریان اباعبدالله بود که در روز عاشورا گرفتار شد ولی چون گفت غلام هستم آزادش کردند.

ضحاک بن عبدالله یکی از یاران امام حسین(ع) بود که علی رغم همراهی با امام در ظهر عاشورا و در حالیکه دیگر هیچیک از صحابی امام(ع) با او نبوده و همه شربت شهادت را نوشیده بودند، از ایشان اذن گرفت و از معرکه گریخت.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d7370a7017db_2019-09-07_13-26
19 شهریور 1398 - 05:00

به گزارش خبر فوری، کربلا و عاشورا صحنه‌ای است که هر تقدیری را در آن می‌توانید پیدا کنید. عاشورا لحظه تردید است. تردید بین دل به دریا زدن و پا پس کشیدن. بسیاری گمان دارند که تمام یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا به شهادت رسیدند اما این سخن درست نیست. شخصیتی در کربلا وجود دارد که شاید بتوان به حق سرنوشت و آخرت  او را یوم الحسرت نامید.

روایتگری که از کربلا گریخت

ضحاک بن عبدالله یکی از یاران امام حسین(ع) بود که علی رغم همراهی با امام و کشتن چندتن از دشمنان بدکیش در ظهر عاشورا و در حالیکه دیگر هیچیک از صحابی امام(ع) با او نبوده و همه شربت شهادت را نوشیده بودند، از ایشان اذن گرفت و از معرکه گریخت.

ضحاک فرزند عبدالله مشرقی از قبیله همدان بود. اطلاعات چندانی از زندگی او در دست نیست. همین اندازه معلوم است که او علاوه بر یاری امام حسین (ع) در کربلا، در زمان امامت امام سجاد (ع) زنده بوده و شیخ طوسی وی را از اصحاب امام سجّاد (ع) نام برده است.

داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض كرد: «می دانی كه بین من وشما شرطی بود وآن اینكه از شمادفاع كنم مادام كه یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد، در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم.» امام (ع) فرمود درسـت مـی گـویـی، اگرمی توانی برو كه از طرف من آزاد هستی.

طبری نقل کرده است ضحاک به همراه مالک بن نضر ارحبی، در میانه راه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین (ع) ملاقات کردند. امام حسین (ع) آن دو نفر را به یاری خود خواند، وقتی آنان عذر خواستند امام (ع) علت عدم همراهی‌شان را جویا شد. مالک بن نضر گفت: من بدهی و نان‌خور دارم. اما ضحاک دعوت امام را مشروط قبول کرد و گفت: «من هم فردی عیالوارم و به مردم مقروض هستم؛ اما اگر به من اجازه دهی، هنگامی که هیچ جنگجویی -در کنارت- نیافتم، بازگردم و فقط تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو دفاع کنم.» امام (ع) پذیرفت.

او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران امام حسین (ع) - جز سوید بن عمر و بشیر بن عمرو - به شهادت رسیدند، او نزد حضرت آمد و شرط پیشین خود را یادآور شد و از ایشان اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت.

داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض كرد: "یابن رسول اللّه (ص )! می دانی كه بین من وشما شرطی بود وآن اینكه از شمادفاع كنم مادام كه یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد, در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم." امام (ع) فرمود: "صدقت وكیف لك بالنجاهٔ , ان قدرت علی ذلك فانت فی حل"  یعنی درسـت مـی گـویـی اما چگونه می توانی خودرا از اینجا نجات بدهی، اگرمی توانی برو كه از طرف من آزاد هستی.

ضـحـاك بن عبداللّه به طرف اسبش رفت وچون عمر بن سعد اسبان را پی می كرد وی اسب خـودرا در وسـط خیمه‌ها بسته بود وپیاده جنگ می‌كرد كه دو نفررا كشت ودست دیگری را قطع كرد. آن روز حضرت چندین بار فرمود: "دستت شل مباد! خداوند متعال از اهل بیت پیامبر(ص ) جزای خیر یه تو عنایت كند". ضحاک بن عبدالله  می‌گـویـد: "سوار بر اسب شدم وحركت كردم. ناچار لشكریان دشمن به من راه دادند تا از صف آنان بـیرون آمدم اما پانزده نفر مرا تعقیب كردند تا در قریه "شفیه" نزدیك فرات مرا یافتند. كثیر بن عبداللّه وایوب بن مشرح مرا شناختند وگفتند این شخص پسر عموی ماست , لذا خداوند مرا از دست آنان نجات داد."

 

یارانی که از کربلا زنده بیرون رفتند و روایتگر عاشورا شدند

نکته جالب در مورد ضحاک این است که اگرچه درلحظه آخر از صحنه کربلا گریخت و از سعادت شهادت همراه امام(ع) محروم ماند اما پس از فرار به یکی از راویان مشهور کربلا تبدیل شد. در واقع، ضحاک از محدثین و گزارشگران واقعه کربلا در کوفه است. برخی از مورخان، از جمله طبری، جریان بیعت شب عاشورا توسط امام حسین (ع) و اظهار وفاداری یاران را از قول ضحّاک نقل کرده‌اند. شیخ مفید در ارشاد در ماجرای واقعه عاشورا از وی روایت کرده است. بنابراین، نام او و احادیث منقوله از او، در کتب تاریخ و مقاتل بسیار دیده می‌شود.

در مورد روایتگری کربلا برخی این سوال را مطرح کردند که روایتگر این صحنه چه کسانی بوند؟ آیا غیر از دشمنان و برخی زنان کسان دیگری بوده اند که ماجراهای غریب عاشورا را روایت کرده و نگاشته اند؟ به جز ضحاک بن عبدالله افراد دیگری از صحابه امام حسین(ع) هستند که به دلایلی در کربلا کشته نشده و بعدا به بازگویی وقایع عاشورا پرداختند. در زیر به نام برخی از این افراد اشاره می‌کنیم:

مسلم بن ریاح

مسلم غلام حضرت علی (ع) بود که با امام حسین(ع) در کربلا حضور داشت و پس از شهادت حضرت جان سالم بدر برد، وی برخی حوادث کربلا را گزارش کرده است.

حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب

وی معروف به "حسن مثنی" بود که همراه عمویش ابا عبدالله(ع) جنگید و مجروح شد و از اسب بر زمین افتاد. وقتی که کوفیان سرهای شهدا را می‌بریدند، وی هنوز زنده بود. "اسماء بن خارجه فزاری" که از دایی‏‌های وی بود از او شفاعت کرد و بخشیده شد. "حسن مثنی" را به کوفه برد و وی را معالجه کرد تا این که خوب شد. وی سپس به مدینه رفت.

مرقع بن سُمامه اسدی

این مرد اسدی از یاران امام حسین(ع) و از تیراندازان حضرت بود، که هنگام جنگ اسیر شد و قبیله‏‌اش برای وی از لشگر کوفه امان خواستند. "ابن زیاد" هم او را به "زراره" در سرزمین بحرین یا "زبده" در عمان، یا "رنده" تبعید کرد و پس از مرگ یزید و رفتن "عبیدالله" به کوفه بازگشت.

عقبة بن سمعان

طبق گفته شهید مطهری این مرد از مکه همراه امام بود و وقایع نگار قضیه کربلا بوده است. وی از لشکریان اباعبدالله بود که در روز عاشورا گرفتار شد ولی چون گفت غلام هستم آزادش کردند.

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


38

نظرات 14
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
علی 0 0 پاسخ 1398/6/20 -10:39

ای کاش هیچ یک از همراهان وخود امام ع به قتل وشهادت نرسیده بودند وجود هر یک از شهدا خصوصا اهل بیت ع برای جامعه ضروری بوده وامام ع ویارانش ناجوانمردانه شهید شدند امام ع وقتی می بیند ضحاک از معرکه می تواند فرار نماید نه تنها ناراحت نشده بلکه خشنود بوده چون زندگی انها را می خواسته تعجب می نماید یعنی ایا می توانی زنده بیرون روی اگر می توانی جان خود را از دست اینها (گرگهای درنده) نجات دهی انجام ده امام ع خودش بسیار دوست می داشت حتی ابوالفضل ع وبرادرانش زنده بمانند ولی انها هرگز نمی خواستند برادر را تنها بگذارند لذا ضحاک اگر کشته وشهید می شد جامعه از یک شیعه کمتر می شد ای کاش دل انسان بخواهد دشمنان اهل بیت ع عمر سعد ویارانش از بین می رفتند نه اولاد علی ع ویاران اهل بیت ع این که علما می گویند اگر علی اکبر ع زنده بود الان چقدر از نسل مبارکش بر زمین بود وچه برکاتی وجودشان داشت اشتباه نگفته اند بهر حال اگر معاویه ملعون با پول ورشوه دادن حکومت را از علی ع واولادش نگرفته بود شاید تاریخ به این صحنه پر درد نرسیده بود

ابراهیم 0 0 پاسخ 1398/6/20 -00:58

نمیدونم این عزیزانی که این کامنتهاراگذاشتن چقدرازتاریخ وواقعه کربلااگاهی دارندواینگونه قضاوت میکنندوشخصی رادشمن ویایارامام زمان خودمیپندارندخداکنه قضاوتهای ماباعث نشه که دران دنیابخواهیم جوابی براش بدهیم انوقت دستمان خالی باشه انشاءالله همه بااگاهی ودرایت تمام اظهارنظرکردندانجائی که معروفه امام خودشان ازادشان کردندحالامابیایم هی تفسیرش بکنیم اقای رفیعی درمجلس حسینیه امام خمینی هم این مطلب رابیان کردند

ناشناس 0 1 پاسخ 1398/6/19 -17:47

خیانت نکرده ولی خانواده اش را به شهادت در راه خدا ترجیح داده.از اسبش در جنگ استفاده نکرده برایذفرارش گذاسته.ولی دشمن امام هم نبود .اما درجه ایمانش از کسانی که تا اخرین لحظه موندند کمتر است

شهلا 3 0 پاسخ 1398/6/19 -15:52

سلام .چه خوبه که بعضی از ناشنیده ها هم شنیده بشن وفقط به شهادت واسارت خاندان امام حسین(ع) بسنده نشود،چه بسیار وقایع اتفاق افتاده که ما بی خبریم

حسین 0 1 پاسخ 1398/6/19 -15:50

امام خودشون براش دعا میکردن بعد یه عده ای کامنت گذاشتن دشمن بود لیاقت نداشت و فلان ... امام حسین ایشون رو آزاد گذاشته بودن نه تنها ایشون همه رو آزاد گذاشت و گفت فردا همه ی ما شهید میشیم هرکس میخواهد همین الان اینجارو ترک کنه آزاد آزاد هستید روشنایی ها رو هم خاموش کرد که کسی خجالت نکشه برای رفتن...

امیر 0 0 پاسخ 1398/6/19 -15:41

حتما لیاقت شهادت نداشته،،تا زمانی که خدا نخوادهیچ کس در میدان نبرد هم شهید نمیشود،شهادت هنر مردان خداست،واین خداست که تشخیص میدهد،که چکسی در میدان نبرد به شهادت عایل بیایدو کلمه مقدس شهید نصیبش شود،

سجاد 2 9 پاسخ 1398/6/19 -14:57

در اکثر مقاتل نوشته که امام شرط ضحاک را قبول نکرد،وهمراهی ضحاک را نپذیرفت ازکجا در میارین واسه خودتون مینویسین

حیدری 3 3 پاسخ 1398/6/19 -14:17

اینرا نمی‌گویند خیانت یابیدینی بعضی ازاینگونه موارد باید باشد تاایندگان واقعیتهارا مستند بپذیرند و جلوانحرافات گرفته شودمطمنا امام ع که معصوم بودند ازاینگونه موارد مطلع بودند

امین 4 7 پاسخ 1398/6/19 -11:34

هیچ عجیب نیست لیاقت یاری کردن امام حسین (ع) سلام را نداشت که در رکابش بجنگد و شهید شود

محسن 1398/6/19 -13:17

چراهمه چی رو توشهادت میبینی؟؟؟؟گفته مقروضم امام هم موافقت کرده

یوسف 2 14 پاسخ 1398/6/19 -10:42

چرا می گویید ضحاک بن عبدالله از یاران امام حسین (ع) بود؟اگر از یاران امام بود که امام را ترک نمی کرد.پس دشمن امام بود در نقش یار امام

مهدی سید 1398/6/19 -14:06

نه دشمن نبوده شرطی بوده که با امام حسین گذاشته بود چون به مردم بدهی داشت واقعه کربلا هم بازگو کرده کاراش بعد عاشورا کمتر از شهادت نبوده وای بر یزید و یزیدیان هر زمان خدا خودش نزاره گمراه بشیم

محمدی 12 0 پاسخ 1398/6/19 -10:05

وقتی امام زمانش آزادکرده واون جملات روگفته حتما دلیری بوده واسه خودش الکی حرف درست نکنید توهمین جنگ خودمونم چه کسانی خیانتهانکردن نمونش والفجر۴

کاربر ناشناس 1398/6/19 -19:30

برادر عزیز نبودی نظر نده

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
تشکیل پلیس قضایی از اختلاف سلیقه‌ ضابطان جلوگیری می‌کند / حفاظت اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی درباره یک موضوع واحد، سه نظر متفاوت دارند
عصبانی‌ترین مردم دنیا را داریم/حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها آثار فرهنگی مثبت دارد/ کمتر شاهد نظرات مترقیانه مبتنی بر عنصر زمان و مکان هستیم
آتش "آزادی" بر پیکر "سارا" / بدنی که سوخت، قفلی که باز نشد
احمدی‌نژاد معتاد به دیده شدن است / مايكل جكسون در رده بندی مطالبات مردمی نیست/ عجيب بودن فرد را مشهور می سازد، اما محبوب نه!
در برخی نقاط کشور شاهد 3متر فرونشست هستیم/ پیشروی فرونشست به محدوده‌ فرودگاه امام نگران کننده است
به جای فیلتر فضای مجازی صدا و سیما را آزاد کنید/ می‌توانیم بر اساس قانون اساسی صدا و سیما را از انحصار خارج کنیم / در مقام عمل و توجه به مسائل فرهنگی زیر فرش هستیم/ نمک به زخم اهالی فرهنگ نپاشیم
چه نمره‌ای به دولت می‌دهید؟ / عملکرد دولت روحانی بهتر بود یا احمدی‌نژاد؛ نظر بدهید