به مناسبت سالروز تولد گاندی؛

عاشق گاندی، قاتل او شد / داستان زندگی ناتورام گودسه، قاتل رهبر هند که می‌خواست کشورش را نجات دهد


10 مهر 1398 - 18:54
5d949761603c2_2019-10-02_15-56
"ناتورام گودسه" از ناسیونالیستهای افراطی هندو معتقد بود روابط گسترده با پاکستان به اقتدار هندوستان لطمه زده‌است. او قاتل مهاتما گاندی بود و او را با شلیک سه گلوله در دهلی نو کشت.

به گزارش خبر فوری، سالروز تولد مهاتما گاندی(رهبر بزرگ استقلال هند از استعمار بریتانیا) رسید و بسیاری از هندی ها و آزادی خواهان جهان به همین مناسبت مراسم بزرگداشتی برای این مرد بزرگ برپا کردند.

هر چند امروز روز تولد گاندی است اما بد نیست مروری بر داستان ترور او داشته باشیم؛ چرا که نکته جالب در مورد گاندی این است که این پیرمرد مهربان و دوست داشتنی که با قدرت تمام و استقامتش یک تنه هند را از چنگال استعمار نجات داد، توسط یک هندو که ادعای وطن پرستی داشت کشته شد. "ناتورام گودسه" از ناسیونالیستهای افراطی هندو بود که معتقد بود روابط گسترده با پاکستان به اقتدار هندوستان لطمه زده‌است. او قاتل مهاتما گاندی بود و رهبر هند  را با شلیک سه گلوله در قفسه سینه در تاریخ ۳۰ ژانویه سال ۱۹۴۸ در دهلی نو کشت.

در این گزارش می‌خواهیم مروری به زندگی و محاکمه این شخص داشته باشیم و ببینیم چگونه از وطن پرستی که عاشق گاندی بود به قاتل تبدیل شد؟

پسری که از ترس اجنه در لباس دختران بزرگ شد

ناتورام گودسه متولد باراماتی بود. قبل از او والدینش چندین پسر داشتند اما همه آنها در کودکی از دنیا رفتند. پدر و مادر او که مانند بیشتر روستاییان هند عقاید خرافی بسیاری داشتند گمان می‌کردند جنی به شهر و روستایشان آمده و همه پسرهای آنان را می‌کشد. به همین دلیل نامی دخترانه روی گودسه گذاشتند و تا چند سال او را مانند یک دختر بزرگ کردند تا به قول خودشان آن جن را گول بزنند. آنها در گوش و بینی ناتورام گوشواره انداخته و لباسهای دخترانه در تن او می‌کردند. تا زمانی که برادر کوچک گودسه به دنیا آمد، والدینش همچنان او را مانند یک دختر بزرگ می‌کردند. بعد از تولد برادر بود که گودسه به عنوان یک پسر در جامعه زندگی کرد.

زندگی نزد اقوام، آشنایی با گاندی و شیفتگی

خانواده ناتورام نسبتا فقیر بودند. او تا نوجوانی در زادگاهش زندگی کرد و در شهرش به مدرسه رفت. بعد از این بود که نزد عمه اش فرستاده شد تا با او زندگی کند چون ثروت عمه اش بیشتر بود. او در شهر پونه زندگی می‌کرد و ناتورام توانست در آنجا وارد یک مدرسه انگلیسی زبان شود.

نکته جالب این است که ناتورام در طول تحصیلش در دبیرستان با گاندی و عقایدش آشنا شد. او علاقه شدیدی به بزرگترین شخصیت هند پیدا کرد و ضمن احترام به او، پیرمرد را نجات دهنده هندوستان می‌دانست.

 

اخراج از مدرسه و ورود به سیاست و خشونت

اقامت ناتورام در مدرسه طولی نکشید. او به زودی از مدرسه اخراج شد. بعد از اخراج وارد گروههای ناسیونالیست هندی شد. او عضو سازمان ملی آزادگان هند گردید که گروهی فاشیستی، تندرو و به شدت هندوگرا و ضداسلام بودند. او و همفکرانش چند سال بعد و در بحبوحه نبردهای آزادی خواهانه و استقلال طلبانه هندوستان روزنامه "هندو راشترا" را ایجاد کردند. این روزنامه یک نشریه ملی گرا و تندرو بود که به زبان مراتی( یکی از زبانهای محلی هندوهای غرب شبه قاره) چاپ می‌شد.

مخالفت با گاندی

با گذشت زمان و جدی‌تر شدن فعالیت گودسه در روزنامه هندو راشترا عقاید تند و ضد گاندی او رشد پیدا کرد. او کم کم مخالف فلسفه مبارزاتی گاندی شد. او معتقد بود نرمش پدر هند علی رغم جدیتش در مبارزه، باعث شکست هندوها از مسلمانان و جدایی پاکستان شد. او معتقد بود که در مبارزه و انقلاب خونریزی و مرگ اجتناب ناپذیر است و بنابراین، با گرایشات گاندی نمی‌شود کشور را اداره کرد.

 

ماجرای گاندی و پاکستان چیست؟

بعد از استقلال هندوستان از استعمار بریتانیا، ائتلاف مسلمانان هندوستان به رهبری محمد علی جناح اعلام کرد که قسمتهای مسلمان نشین پاکستان از هند جدا شده و با نام پاکستان حیات جدید خود را آغاز خواهد کرد.

 پاکستان (در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ ) با دو جناح دارای اکثریت مسلمان در قسمت شرقی و شمال غربی مناطق آسیای جنوبی تشکیل شد که توسط هند که اکثریت آن هندو بودند از هم جدا شد و از استان‌های بلوچستان (پاکستان)، بنگلادش شرقی، استان مرزی شمال غرب، پنجاب غربی و سند تشکیل می‌شد.

گاندی مخالف این جدایی بود اما جنگ را طلب نمی‌کرد. او بعد از جدایی پاکستان با قلبی اندوهناک گفت: " ما تا این حد تلاش کردیم، تا این حد بالای خود فشار آوردیم و بدون خشونت مقاومت کردیم، تنها برای اینکه از چکک برخاسته و زیر ناوه بنشینیم؟ این درست نیست. ما البته به ادیان مختلف تعلق داریم، ما همه باهم برادر هستیم. و برادرها همدیگر را به آغوش می‌کشند."

با این حال، پاکستان از هند جدا شد. در نواحی مرزی دو کشور و در حالیکه خانواده ها از هم جدا می‌شدند تا هر یک به پاکستان یا هند حرکت کنند، درگیری های خونینی بین مسلمانان و هندوها شکل گرفت. در جریان این درگیری‌ها نزدیک هزاران نفر کشته و زخمی شدند. این اتفاق باعث رنجش گاندی شد اما او تصمیم گرفت به جای مداخله با اعتصاب غذا مانع از درگیری مسلمانان و هندوها شود. سرانجام هم وقتی طرفین رهبر خود را در آستانه مرگ دیدند، درگیری را کنار گذاشته و با یکدیگر صلح کردند.

 

راه اندازی حزب هندو راشترا دال

گودسه که دل خوشی از سیاستهای مصالحه جویانه گاندی نداشت، وارد مجمع راستگراهای ملی‌گرا شد. او به همراه برخی اعضای این مجمع کتابی به زبان انگلیسی نوشت و در آنجا عقاید تند ملی گرایانه خود را مطرح کرد. چند سال بعد و در دهه 40 گودسه از مجمع جدا شد و حزب خود یعنی "هندو راشترا دال" را راه اندازی کرد. در طول این مدت عقایدش تندتر و تندتر شد و نسبت به گاندی مواضع خشن‌تری گرفت. در همین زمان از سایر احزاب ملی و هندو نیز کناره گرفت و به نوعی تنها شد. در همین زمان بود که تصمیم گرفت گاندی را ترور کند.

ترور گاندی

بیست ژانویهٔ ۱۹۴۸، گودسه با گروهی از هم‌قطاران خود برای ترور گاندی از بمبئی به دهلی آمده بود. به رغم آشوب‌آفرینی و با وجود تلاش برای ترور، گودسه و همکاران‌اش موفق به اجرای نقشه‌های‌شان نشدند. یک نفر دستگیر شد و باقی اعضا به بمبئی برگشتند. ده روز بعد، گودسه و بعضی از اعضا دوباره به دهلی سفر کردند. سی ژانویه، در ساعت پنج عصر، گودسه پیش از ره‌سپاری گاندی به آیین نیایش عصرانه، خودش را به او رساند. در برابر گاندی کرنش کرد، و بلافاصله برخاست و با سه تیر او را هدف گرفت. همان‌جا سلاح خود را زمین انداخت، پلیس را صدا زد، و خود را به قانون تسلیم کرد. 

طناب دار آخرین مرحله حیات گودسه؛ مخالفت نخست وزیر با اعدام

گودسه در آخرین دفاعیاتش نه تنها ابراز پشیمانی نکرد بلکه قتل گاندی را به مصلحت هندوستان دانست. او در دفاعیاتش گفت: "با خود می‌اندیشیدم و می‌دیدم که، اگر جناب گاندی را بکشم، سراسر تباه خواهم شد، تنها انتظاری که می‌توانم از هموطنان خودم داشته باشم نفرت و بیزاری است، و نه فقط زندگی که عزت و آبرویم از دست خواهد رفت. در عین حال، احساس می‌کردم که، بدون جناب گاندی، سیاست هندوستان مطمئناً به مسیر بهتری خواهد رفت، توان تلافی کردن پیدا می‌کند، و به اتکای نیروهای مسلح‌اش پرتوان خواهد شد. آینده من تباه می‌شود اما ملت ما از تعدیات پاکستان در امان خواهد ماند."

محاکمه ناتورام گودسه و هفت نفر از همدستان‌اش در ده فوریهٔ ۱۹۴۹ خاتمه یافت؛ گودسه و یک نفر دیگر به مرگ، و بقیه به حبس ابد محکوم شدند. نهرو(نخست وزیر وقت هندوستان) و دو پسر گاندی خواهان تبدیل حکم گودسه به حبس ابد بودند چرا که اعدام قاتل گاندی را بی‌احترامی به مخالفت گاندی با مجازات مرگ می‌شمردند. اعتراض معترضان نتیجه نداد؛ گودسه از پذیرش عفو و بخشش احتراز کرد، و به حکم محکمه در پانزده نوامبر ۱۹۴۹ در زندان آمبالا به دار آویخته شد. 

"ناتورام گودسه" از ناسیونالیستهای افراطی هندو معتقد بود روابط گسترده با پاکستان به اقتدار هندوستان لطمه زده‌است. او قاتل مهاتما گاندی بود و او را با شلیک سه گلوله در دهلی نو کشت.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d949761603c2_2019-10-02_15-56
10 مهر 1398 - 18:54

به گزارش خبر فوری، سالروز تولد مهاتما گاندی(رهبر بزرگ استقلال هند از استعمار بریتانیا) رسید و بسیاری از هندی ها و آزادی خواهان جهان به همین مناسبت مراسم بزرگداشتی برای این مرد بزرگ برپا کردند.

هر چند امروز روز تولد گاندی است اما بد نیست مروری بر داستان ترور او داشته باشیم؛ چرا که نکته جالب در مورد گاندی این است که این پیرمرد مهربان و دوست داشتنی که با قدرت تمام و استقامتش یک تنه هند را از چنگال استعمار نجات داد، توسط یک هندو که ادعای وطن پرستی داشت کشته شد. "ناتورام گودسه" از ناسیونالیستهای افراطی هندو بود که معتقد بود روابط گسترده با پاکستان به اقتدار هندوستان لطمه زده‌است. او قاتل مهاتما گاندی بود و رهبر هند  را با شلیک سه گلوله در قفسه سینه در تاریخ ۳۰ ژانویه سال ۱۹۴۸ در دهلی نو کشت.

در این گزارش می‌خواهیم مروری به زندگی و محاکمه این شخص داشته باشیم و ببینیم چگونه از وطن پرستی که عاشق گاندی بود به قاتل تبدیل شد؟

پسری که از ترس اجنه در لباس دختران بزرگ شد

ناتورام گودسه متولد باراماتی بود. قبل از او والدینش چندین پسر داشتند اما همه آنها در کودکی از دنیا رفتند. پدر و مادر او که مانند بیشتر روستاییان هند عقاید خرافی بسیاری داشتند گمان می‌کردند جنی به شهر و روستایشان آمده و همه پسرهای آنان را می‌کشد. به همین دلیل نامی دخترانه روی گودسه گذاشتند و تا چند سال او را مانند یک دختر بزرگ کردند تا به قول خودشان آن جن را گول بزنند. آنها در گوش و بینی ناتورام گوشواره انداخته و لباسهای دخترانه در تن او می‌کردند. تا زمانی که برادر کوچک گودسه به دنیا آمد، والدینش همچنان او را مانند یک دختر بزرگ می‌کردند. بعد از تولد برادر بود که گودسه به عنوان یک پسر در جامعه زندگی کرد.

زندگی نزد اقوام، آشنایی با گاندی و شیفتگی

خانواده ناتورام نسبتا فقیر بودند. او تا نوجوانی در زادگاهش زندگی کرد و در شهرش به مدرسه رفت. بعد از این بود که نزد عمه اش فرستاده شد تا با او زندگی کند چون ثروت عمه اش بیشتر بود. او در شهر پونه زندگی می‌کرد و ناتورام توانست در آنجا وارد یک مدرسه انگلیسی زبان شود.

نکته جالب این است که ناتورام در طول تحصیلش در دبیرستان با گاندی و عقایدش آشنا شد. او علاقه شدیدی به بزرگترین شخصیت هند پیدا کرد و ضمن احترام به او، پیرمرد را نجات دهنده هندوستان می‌دانست.

 

اخراج از مدرسه و ورود به سیاست و خشونت

اقامت ناتورام در مدرسه طولی نکشید. او به زودی از مدرسه اخراج شد. بعد از اخراج وارد گروههای ناسیونالیست هندی شد. او عضو سازمان ملی آزادگان هند گردید که گروهی فاشیستی، تندرو و به شدت هندوگرا و ضداسلام بودند. او و همفکرانش چند سال بعد و در بحبوحه نبردهای آزادی خواهانه و استقلال طلبانه هندوستان روزنامه "هندو راشترا" را ایجاد کردند. این روزنامه یک نشریه ملی گرا و تندرو بود که به زبان مراتی( یکی از زبانهای محلی هندوهای غرب شبه قاره) چاپ می‌شد.

مخالفت با گاندی

با گذشت زمان و جدی‌تر شدن فعالیت گودسه در روزنامه هندو راشترا عقاید تند و ضد گاندی او رشد پیدا کرد. او کم کم مخالف فلسفه مبارزاتی گاندی شد. او معتقد بود نرمش پدر هند علی رغم جدیتش در مبارزه، باعث شکست هندوها از مسلمانان و جدایی پاکستان شد. او معتقد بود که در مبارزه و انقلاب خونریزی و مرگ اجتناب ناپذیر است و بنابراین، با گرایشات گاندی نمی‌شود کشور را اداره کرد.

 

ماجرای گاندی و پاکستان چیست؟

بعد از استقلال هندوستان از استعمار بریتانیا، ائتلاف مسلمانان هندوستان به رهبری محمد علی جناح اعلام کرد که قسمتهای مسلمان نشین پاکستان از هند جدا شده و با نام پاکستان حیات جدید خود را آغاز خواهد کرد.

 پاکستان (در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ ) با دو جناح دارای اکثریت مسلمان در قسمت شرقی و شمال غربی مناطق آسیای جنوبی تشکیل شد که توسط هند که اکثریت آن هندو بودند از هم جدا شد و از استان‌های بلوچستان (پاکستان)، بنگلادش شرقی، استان مرزی شمال غرب، پنجاب غربی و سند تشکیل می‌شد.

گاندی مخالف این جدایی بود اما جنگ را طلب نمی‌کرد. او بعد از جدایی پاکستان با قلبی اندوهناک گفت: " ما تا این حد تلاش کردیم، تا این حد بالای خود فشار آوردیم و بدون خشونت مقاومت کردیم، تنها برای اینکه از چکک برخاسته و زیر ناوه بنشینیم؟ این درست نیست. ما البته به ادیان مختلف تعلق داریم، ما همه باهم برادر هستیم. و برادرها همدیگر را به آغوش می‌کشند."

با این حال، پاکستان از هند جدا شد. در نواحی مرزی دو کشور و در حالیکه خانواده ها از هم جدا می‌شدند تا هر یک به پاکستان یا هند حرکت کنند، درگیری های خونینی بین مسلمانان و هندوها شکل گرفت. در جریان این درگیری‌ها نزدیک هزاران نفر کشته و زخمی شدند. این اتفاق باعث رنجش گاندی شد اما او تصمیم گرفت به جای مداخله با اعتصاب غذا مانع از درگیری مسلمانان و هندوها شود. سرانجام هم وقتی طرفین رهبر خود را در آستانه مرگ دیدند، درگیری را کنار گذاشته و با یکدیگر صلح کردند.

 

راه اندازی حزب هندو راشترا دال

گودسه که دل خوشی از سیاستهای مصالحه جویانه گاندی نداشت، وارد مجمع راستگراهای ملی‌گرا شد. او به همراه برخی اعضای این مجمع کتابی به زبان انگلیسی نوشت و در آنجا عقاید تند ملی گرایانه خود را مطرح کرد. چند سال بعد و در دهه 40 گودسه از مجمع جدا شد و حزب خود یعنی "هندو راشترا دال" را راه اندازی کرد. در طول این مدت عقایدش تندتر و تندتر شد و نسبت به گاندی مواضع خشن‌تری گرفت. در همین زمان از سایر احزاب ملی و هندو نیز کناره گرفت و به نوعی تنها شد. در همین زمان بود که تصمیم گرفت گاندی را ترور کند.

ترور گاندی

بیست ژانویهٔ ۱۹۴۸، گودسه با گروهی از هم‌قطاران خود برای ترور گاندی از بمبئی به دهلی آمده بود. به رغم آشوب‌آفرینی و با وجود تلاش برای ترور، گودسه و همکاران‌اش موفق به اجرای نقشه‌های‌شان نشدند. یک نفر دستگیر شد و باقی اعضا به بمبئی برگشتند. ده روز بعد، گودسه و بعضی از اعضا دوباره به دهلی سفر کردند. سی ژانویه، در ساعت پنج عصر، گودسه پیش از ره‌سپاری گاندی به آیین نیایش عصرانه، خودش را به او رساند. در برابر گاندی کرنش کرد، و بلافاصله برخاست و با سه تیر او را هدف گرفت. همان‌جا سلاح خود را زمین انداخت، پلیس را صدا زد، و خود را به قانون تسلیم کرد. 

طناب دار آخرین مرحله حیات گودسه؛ مخالفت نخست وزیر با اعدام

گودسه در آخرین دفاعیاتش نه تنها ابراز پشیمانی نکرد بلکه قتل گاندی را به مصلحت هندوستان دانست. او در دفاعیاتش گفت: "با خود می‌اندیشیدم و می‌دیدم که، اگر جناب گاندی را بکشم، سراسر تباه خواهم شد، تنها انتظاری که می‌توانم از هموطنان خودم داشته باشم نفرت و بیزاری است، و نه فقط زندگی که عزت و آبرویم از دست خواهد رفت. در عین حال، احساس می‌کردم که، بدون جناب گاندی، سیاست هندوستان مطمئناً به مسیر بهتری خواهد رفت، توان تلافی کردن پیدا می‌کند، و به اتکای نیروهای مسلح‌اش پرتوان خواهد شد. آینده من تباه می‌شود اما ملت ما از تعدیات پاکستان در امان خواهد ماند."

محاکمه ناتورام گودسه و هفت نفر از همدستان‌اش در ده فوریهٔ ۱۹۴۹ خاتمه یافت؛ گودسه و یک نفر دیگر به مرگ، و بقیه به حبس ابد محکوم شدند. نهرو(نخست وزیر وقت هندوستان) و دو پسر گاندی خواهان تبدیل حکم گودسه به حبس ابد بودند چرا که اعدام قاتل گاندی را بی‌احترامی به مخالفت گاندی با مجازات مرگ می‌شمردند. اعتراض معترضان نتیجه نداد؛ گودسه از پذیرش عفو و بخشش احتراز کرد، و به حکم محکمه در پانزده نوامبر ۱۹۴۹ در زندان آمبالا به دار آویخته شد. 

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


38

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما