بزرگترین اشتباه سیاسی روحانی؛ چگونه لیست امید تبدیل به یک فاجعه سیاسی شد؟/ شاید سرنوشت روحانی مانند قوام السلطنه باشد


17 فروردین 1399 - 06:00
5e88417229df5_2020-04-04_12-42
هر چند مقایسه حسن روحانی با سیاستمداری چون قوام السلطنه مقایسه پنیر و گچ است اما به هر حال انتخابات سال 94 و به تبعش 98 شباهت بسیاری به انتخابات مجلس پانزدهم دارد.

به گزارش خبر فوری، در حالیکه کشور درگیر مبارزه جدی با بیماری کرونا است، فضای سیاسی کشور به آرامی در حال تغییر است.

قرار است تا مدتی دیگر مجلس جدید روی کار بیاید؛ مجلسی که به لحاظ فرم، شباهت زیادی به مجلس فعلی ندارد. انتخابات 2 اسفند همزمان با شیوع کرونا در کشور برگزار شد. همین عامل باعث شد بسیاری به شکست سنگین ائتلاف اعتدال گراها و اصلاح طلبان در این انتخابات توجه نکنند. اما حقیقت غیرقابل چشم پوشی است.

شاید انتخابات مجلس 98 را بتوان بزرگترین شکست سیاسی دولت روحانی و موئلفین سیاسی‌اش بدانیم؛ از این جهت ضروری است بیش از پیش به این اتفاق توجه کنیم.

می‌توان ریشه انتخابات 98 را در انتخابات 94 و پیروزی لیست امید بدانیم. پیروزی که خود منجر به شکست در انتخابات بعدی شد. در این زمینه شاید تاریخ بتواند راه گشا باشد.

هر چند مقایسه حسن روحانی با سیاستمداری چون قوام السلطنه مقایسه پنیر و گچ است اما به هر حال انتخابات سال 94 و به تبعش 98 شباهت بسیاری به انتخابات مچلس پانزدهم دارد.

حزب دموکرات و پیروزی که منجر به سقوط قوام السلطنه شد

انتخابات مجلس پانزدهم در حالی برگزار شد که قوام السلطنه(سیاستمدار پرسابقه) در مقام نخست وزیری محمد رضا شاه جوان اما جاه طلب قرار گرفته بود. قوام به شدت در پی این بود که قدرت شاه را کم کرده و او را از دخالت مستقیم در سیاست منع کند. قوام السلطنه قبل از انتخابات، از شرایط خوبی برخوردار بود.

او با انعقاد قرارداد نفتی با شوروی توانسته بود روس‌ها را از کشور خارج کند. قوام همچنین از طریق ائتلاف با دموکرات‌ها توانسته بود ائتلافی چپ گرا به وجود بیاورد. با این حال، اعتصاب‌ها، تهدیدات انگلیس و به خصوص خشم ارتش باعث شد قوام تا حدی دچار تزلزل در سیاست خود شده و از مواضع خود عقب نشینی کند.

این اتفاق باعث شد قوام السلطنه در آستانه انتخابات سیاستی جدید را پی بگیرد. او حزبی به نام حزب دموکرات به وجود آورده و خود ریاست آن را بر عهده گرفت. او هر کسی را که به نوعی مخالف سلطنت و محمد رضا شاه بود در این حزب قرار داد. حزب دموکرات جبهه ای بی توازن و نامنظم بود. دموکراتهای واقعی و تندرو، زمین داران ضد سلطنت، روشنفکران کهنسال و قاجاری و ... همه در این حزب حضور داشتند.

بعد از انتخابات قوام به یک پیروزی گسترده دست پیدا کرد. حزب دموکرات توانست بیش از 80 کرسی به دست بیاورد و در مقابل حزب اتحاد ملی(سلطنت طلبان) که 35 کرسی به دست آوردند، اکثریت مجلس را از آن خود کند. اکنون همه قوام السلطنه را مرد قدرتمند ایران می‌دانستند اما فقط چند ماه از انتخابات مجلس نگذشته بود که همه چیز برگشت.

مشکل بزرگ حزب دموکرات این بود که از ثبات سیاسی برخوردار نبود. قوام هر سیاستمدار و منتخبی را با هر گرایش سیاسی در این جبهه قرار داد. در حقیقت، حزب دموکرات بیشتر جبهه ای سلبی بود تا ایجابی؛ حزب دموکرات حزبی بود که در مقابل سلطنت طلبان و برای برخورد با آنها شکل گرفته بود و از هویت مستقلی برخوردار نبود. در همان زمان، روزنامه قیام ایران این آشفتگی داخلی حزب را به خوبی توصیف کرده و آن را "اجتماع گرگ و گوسفند" توصیف کرد.

تنها چند ماه از پیروزی در انتخابات گذشته بود که دموکرات‌های واقعی و تندرو در مقابل قوام ایستادند و دسته دسته از حزب خارج شدند. مدتی بعد برخی زمینداران به سلطنت طلبان پیوستند و در آخر طرفداران حکمت از حزب خارج شدند. شرایط در طول چند ماه به حدی برای قوام السلطنه سخت شد که در نهایت مجبور به استعفا شده و به پاریس رفت. بعد از این اتفاق بود که سلطنت طلبان مجلس به سرعت قدرت را در دست گرفته و حتی علیه قوام شکایت کردند؛ شاه نیز از این فرصت استفاده کرد و تمام القاب   و افتخارات قوام را از او گرفت.

تکرار تاریخ؛ لیست امید؛ ائتلاف چاق و بی توازنی که شبیه حزب دموکرات بود

واقعه تاریخی مجلس پانزدهم تا حدی  و از جهاتی شبیه انتخابات مجلس سال 94 است. آنچه بر سر ائتلاف امید آمد شبیه همان چیزی بود که بر سر حزب دموکرات آمد. سیاستمداران موتلف دولت روحانی  و اصلاح طلبان حامی او که مدتی بود از عصه قدرت به دور بوده و در پی آن بودند که به هر نحوی قدرت حداکثری را به دست بیاورند، هر کسی را که از فیلتر شورای نگهبان رد شده و به نوعی در جبهه اصولگرایان قرار نداشتند در ائتلاف خود قرار دادند. این ائتلاف نه رنگ سیاسی مشخصی داشت و نه از نوعی تناسب برخوردار بود.  این ائتلاف بیشتر نوعی تقابل با اصولگرایان بود و هیچ هویت مستقلی از خود نداشت.

هر چند ائتلاف امید توانست حدود 127 کرسی در مجلس را به دست آورد اما از همان ابتدا مشخص بود که موتور محرک این ائتلاف سیاسی از کار افتاده است. با وجود اکثریت مجلس، ریاست به علی لاریجانی اصول گرا رسید. نمایندگان امید در بسیاری از طرح های مجلس ساکت بودند و اقلیت اصولگرا گرداننده مجلس شدند. طبق گفته  محسن رهامی (عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات) در همان سالهای ابتدایی مجلس 70 عضو لیست امید به اصول‌ گراها پیوستند.

ساختار سیاسی لیست امید بسیار ناامید کننده بود. از بین 127 نماینده متعلق به این جبهه، تنها 31 نماینده سابقه حضور در مجلس را داشتند. این کم تجربگی باعث شد اکثریت مجلس از اتخاذ مواضع سیاسی خزدمندانه عاجز باشند.

نکته عجیب دیگر در مورد این جبهه گسترده اما بی ثبات این بود که حدود 42 نماینده مشترک(در مجموع انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان) با جامعیتن داشت. این امر نشان از این دارد که بسیاری از اعضای این لیست، به تعهدات حزبی خود وفادار نبوده و فقط برای کسب پیروزی وارد این ائتلاف شده بودند.

تمام این مسائل  و مشکلات به زودی بحران لیست امید را نشان دادند. حزب چاق و عریض و طویل اما بی نظم امید فاقد کارآمدی سیاسی بود. نمایندگان تعلقی به اهداف حزب نداشته و به راحتی خود را از سیاستهای آن جدا می‌کردند. این ناکارآمدی ها با بحران‌های پیاپی دولت در سالهای 96، 97 و 98 گره خورد و در نهایت کار را بدانجا کشاند که این جبهه حتی از ارائه یک لیست مشترک در انتخابات 98 عاجز شده و در نهایت یک شکست تمام عیار نصیب جبهه اعتدال – اصلاح طلبی گردید.

آیا سرنوشت روحانی مانند قوام می‌شود؟

آنچه بعد از مجلس پانزدهم بر سر قوام آمد زیاد خوشایند نبود. او سالها در پاریس بود. بعد از استعفای دکتر مصدق از نخست وزیری به قدرت برگشت اما واکنش مردم و صنوف به نخست وزیری او به حدی تند بود که پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد. بعد از این اتفاق، قوام السلطنه برای همیشه از صحنه سیاست حذف شده و در نهایت در سال 1334 از دنیا رفت.

کسی چه می‌داند شاید این اتفاق برای روحانی نیز رخ دهد، شاید هم نه. باید صبر کرد و دید.

هر چند مقایسه حسن روحانی با سیاستمداری چون قوام السلطنه مقایسه پنیر و گچ است اما به هر حال انتخابات سال 94 و به تبعش 98 شباهت بسیاری به انتخابات مجلس پانزدهم دارد.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5e88417229df5_2020-04-04_12-42
17 فروردین 1399 - 06:00

به گزارش خبر فوری، در حالیکه کشور درگیر مبارزه جدی با بیماری کرونا است، فضای سیاسی کشور به آرامی در حال تغییر است.

قرار است تا مدتی دیگر مجلس جدید روی کار بیاید؛ مجلسی که به لحاظ فرم، شباهت زیادی به مجلس فعلی ندارد. انتخابات 2 اسفند همزمان با شیوع کرونا در کشور برگزار شد. همین عامل باعث شد بسیاری به شکست سنگین ائتلاف اعتدال گراها و اصلاح طلبان در این انتخابات توجه نکنند. اما حقیقت غیرقابل چشم پوشی است.

شاید انتخابات مجلس 98 را بتوان بزرگترین شکست سیاسی دولت روحانی و موئلفین سیاسی‌اش بدانیم؛ از این جهت ضروری است بیش از پیش به این اتفاق توجه کنیم.

می‌توان ریشه انتخابات 98 را در انتخابات 94 و پیروزی لیست امید بدانیم. پیروزی که خود منجر به شکست در انتخابات بعدی شد. در این زمینه شاید تاریخ بتواند راه گشا باشد.

هر چند مقایسه حسن روحانی با سیاستمداری چون قوام السلطنه مقایسه پنیر و گچ است اما به هر حال انتخابات سال 94 و به تبعش 98 شباهت بسیاری به انتخابات مچلس پانزدهم دارد.

حزب دموکرات و پیروزی که منجر به سقوط قوام السلطنه شد

انتخابات مجلس پانزدهم در حالی برگزار شد که قوام السلطنه(سیاستمدار پرسابقه) در مقام نخست وزیری محمد رضا شاه جوان اما جاه طلب قرار گرفته بود. قوام به شدت در پی این بود که قدرت شاه را کم کرده و او را از دخالت مستقیم در سیاست منع کند. قوام السلطنه قبل از انتخابات، از شرایط خوبی برخوردار بود.

او با انعقاد قرارداد نفتی با شوروی توانسته بود روس‌ها را از کشور خارج کند. قوام همچنین از طریق ائتلاف با دموکرات‌ها توانسته بود ائتلافی چپ گرا به وجود بیاورد. با این حال، اعتصاب‌ها، تهدیدات انگلیس و به خصوص خشم ارتش باعث شد قوام تا حدی دچار تزلزل در سیاست خود شده و از مواضع خود عقب نشینی کند.

این اتفاق باعث شد قوام السلطنه در آستانه انتخابات سیاستی جدید را پی بگیرد. او حزبی به نام حزب دموکرات به وجود آورده و خود ریاست آن را بر عهده گرفت. او هر کسی را که به نوعی مخالف سلطنت و محمد رضا شاه بود در این حزب قرار داد. حزب دموکرات جبهه ای بی توازن و نامنظم بود. دموکراتهای واقعی و تندرو، زمین داران ضد سلطنت، روشنفکران کهنسال و قاجاری و ... همه در این حزب حضور داشتند.

بعد از انتخابات قوام به یک پیروزی گسترده دست پیدا کرد. حزب دموکرات توانست بیش از 80 کرسی به دست بیاورد و در مقابل حزب اتحاد ملی(سلطنت طلبان) که 35 کرسی به دست آوردند، اکثریت مجلس را از آن خود کند. اکنون همه قوام السلطنه را مرد قدرتمند ایران می‌دانستند اما فقط چند ماه از انتخابات مجلس نگذشته بود که همه چیز برگشت.

مشکل بزرگ حزب دموکرات این بود که از ثبات سیاسی برخوردار نبود. قوام هر سیاستمدار و منتخبی را با هر گرایش سیاسی در این جبهه قرار داد. در حقیقت، حزب دموکرات بیشتر جبهه ای سلبی بود تا ایجابی؛ حزب دموکرات حزبی بود که در مقابل سلطنت طلبان و برای برخورد با آنها شکل گرفته بود و از هویت مستقلی برخوردار نبود. در همان زمان، روزنامه قیام ایران این آشفتگی داخلی حزب را به خوبی توصیف کرده و آن را "اجتماع گرگ و گوسفند" توصیف کرد.

تنها چند ماه از پیروزی در انتخابات گذشته بود که دموکرات‌های واقعی و تندرو در مقابل قوام ایستادند و دسته دسته از حزب خارج شدند. مدتی بعد برخی زمینداران به سلطنت طلبان پیوستند و در آخر طرفداران حکمت از حزب خارج شدند. شرایط در طول چند ماه به حدی برای قوام السلطنه سخت شد که در نهایت مجبور به استعفا شده و به پاریس رفت. بعد از این اتفاق بود که سلطنت طلبان مجلس به سرعت قدرت را در دست گرفته و حتی علیه قوام شکایت کردند؛ شاه نیز از این فرصت استفاده کرد و تمام القاب   و افتخارات قوام را از او گرفت.

تکرار تاریخ؛ لیست امید؛ ائتلاف چاق و بی توازنی که شبیه حزب دموکرات بود

واقعه تاریخی مجلس پانزدهم تا حدی  و از جهاتی شبیه انتخابات مجلس سال 94 است. آنچه بر سر ائتلاف امید آمد شبیه همان چیزی بود که بر سر حزب دموکرات آمد. سیاستمداران موتلف دولت روحانی  و اصلاح طلبان حامی او که مدتی بود از عصه قدرت به دور بوده و در پی آن بودند که به هر نحوی قدرت حداکثری را به دست بیاورند، هر کسی را که از فیلتر شورای نگهبان رد شده و به نوعی در جبهه اصولگرایان قرار نداشتند در ائتلاف خود قرار دادند. این ائتلاف نه رنگ سیاسی مشخصی داشت و نه از نوعی تناسب برخوردار بود.  این ائتلاف بیشتر نوعی تقابل با اصولگرایان بود و هیچ هویت مستقلی از خود نداشت.

هر چند ائتلاف امید توانست حدود 127 کرسی در مجلس را به دست آورد اما از همان ابتدا مشخص بود که موتور محرک این ائتلاف سیاسی از کار افتاده است. با وجود اکثریت مجلس، ریاست به علی لاریجانی اصول گرا رسید. نمایندگان امید در بسیاری از طرح های مجلس ساکت بودند و اقلیت اصولگرا گرداننده مجلس شدند. طبق گفته  محسن رهامی (عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات) در همان سالهای ابتدایی مجلس 70 عضو لیست امید به اصول‌ گراها پیوستند.

ساختار سیاسی لیست امید بسیار ناامید کننده بود. از بین 127 نماینده متعلق به این جبهه، تنها 31 نماینده سابقه حضور در مجلس را داشتند. این کم تجربگی باعث شد اکثریت مجلس از اتخاذ مواضع سیاسی خزدمندانه عاجز باشند.

نکته عجیب دیگر در مورد این جبهه گسترده اما بی ثبات این بود که حدود 42 نماینده مشترک(در مجموع انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان) با جامعیتن داشت. این امر نشان از این دارد که بسیاری از اعضای این لیست، به تعهدات حزبی خود وفادار نبوده و فقط برای کسب پیروزی وارد این ائتلاف شده بودند.

تمام این مسائل  و مشکلات به زودی بحران لیست امید را نشان دادند. حزب چاق و عریض و طویل اما بی نظم امید فاقد کارآمدی سیاسی بود. نمایندگان تعلقی به اهداف حزب نداشته و به راحتی خود را از سیاستهای آن جدا می‌کردند. این ناکارآمدی ها با بحران‌های پیاپی دولت در سالهای 96، 97 و 98 گره خورد و در نهایت کار را بدانجا کشاند که این جبهه حتی از ارائه یک لیست مشترک در انتخابات 98 عاجز شده و در نهایت یک شکست تمام عیار نصیب جبهه اعتدال – اصلاح طلبی گردید.

آیا سرنوشت روحانی مانند قوام می‌شود؟

آنچه بعد از مجلس پانزدهم بر سر قوام آمد زیاد خوشایند نبود. او سالها در پاریس بود. بعد از استعفای دکتر مصدق از نخست وزیری به قدرت برگشت اما واکنش مردم و صنوف به نخست وزیری او به حدی تند بود که پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد. بعد از این اتفاق، قوام السلطنه برای همیشه از صحنه سیاست حذف شده و در نهایت در سال 1334 از دنیا رفت.

کسی چه می‌داند شاید این اتفاق برای روحانی نیز رخ دهد، شاید هم نه. باید صبر کرد و دید.

منبع: خبر فوری

38

نظرات 14
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
مسلم شکیبی 1 0 پاسخ 1399/1/18 -05:20

منفورترین رئیس جمهورتاریخ بشریت احمد کلید ساز ببخشید شاه کلید ساز همیشه هم دسته کلیدش گم میشه میگه مشتریاخودشون باز کنن

میری 2 1 پاسخ 1399/1/18 -00:33

ناتوانی این دولت رو ناشی ازسلبی بودن حزب و جلوگیری از فعالیتش دیدن فرافکنی است . ایشون توی ماجرای بنزین و کرونا هرجور که خواست رفتار کرد هیچ کس هم جلوش رو نتونست بگیره. این بی کفایتی رو توجیه نکنید.

یه بنده خدا 6 5 پاسخ 1399/1/17 -22:21

عجب مجلسی بشه مجلس یازدهم.همه ضد روحانی.ایران انگار قراره یکم آبادانی به خودش ببینه بعد از این دوتا دولت و این مجلس.به امید ایرانی آباد با قوای درست و حسابی.

مقداد میرزائی 5 4 پاسخ 1399/1/17 -21:41

درود بر احمدی نژاد مردمی که خودشو وقف مردم کرد و به حزب و حزب بازی کاری نداشت

حامد 1399/1/17 -23:32

ما این وقف بی خاصیت و سفارشی رو نخواییم به کی باید بگیم ای خدا

کنشگر 8 0 پاسخ 1399/1/17 -21:15

میگید بیشتر مجلس یا اصولگرا بودن یا افرادی از لیست امید که به اصولگراها پیوستن ، خوب اصوالگرا ها هم با دولت همگن نبودن، سوال ؟ پس این برجام که همه چیز دولت بود و تو مجلس ۲۰ دقیقه ای تصویب شد، توسط مخالفین دولت تصویب شده؟ گندی رو که لیست امید و اصلاح طلبان زدند ، گردن دیگران نندازید،حتی لاریجانی به ظاهر اصولگرا هماهنگ با دولت و لیست امید حرکت می کرد... این مجلس ، مجلس اصلاح طلبان بود ، با این حرف ها و تحلیل های آبکی هم نمیتونن گناهشون رو گردن دیگران بندازن

لاله های سرخ 10 12 پاسخ 1399/1/17 -16:47

نباید ظاهر رو دید اگه به عمق قضیه نگاه کنیم سالهای زیادیه که اصولگراها اونم از نوع افراطی قدرت رو در دست دارن اصلاح طلب و امید و ... در حد حرفی بیش نیستن کدوم اصلاح طلبی تونسته و جرات کرده افکار و وعده هایی که به مردم داد رو علنی کنه ؟ مردم به شخص که رای نمیدن مردم رای میدن به رفاه به آزادی به آرامش به رونق اقتصاد ولی کدوم متتخب مردمی به شعارهاش عمل کرد بهرحال یا نخواست و با فریب رای گرفت و با اینکه واقعا نتونست و بهش اجازه ندادن که این میشه مخالفت علنی با خواست مردم که با شعار جمهوری اسلامی کاملا متناقضه

رضا 11 12 پاسخ 1399/1/17 -16:18

مشکل ما دولت یا مجلس قوی و یکدست نیست مشکل اینه که دولت و مجلس هیچ کدام در راس امور نیستند و این هم با گذشت این همه سال نشان داده تغییر دولت و مجلس نمی‌تواند منجر به توسعه و رفع مشکلات شود.

شهریار 1399/1/20 -12:37

از این حرف شما یه سوال پیش میاد و اونم اینه که اگر نماینده یا رئیس جمهور میدونه قدرتی نداره چرا اینقدر واسه رسیدن به مسئولیت اصرار داره؟؟ این متاسفانه یک واقعیته که اکثر این افراد ناتوانی یا برنامه نداشتن رو به در راس نبودن نسبت میدن تا حواس مردم از عملکردشون به سمت دیگه ای بره...اینهمه سال گذشته و تنها توجیه اینا همینه. واقع بین باشیم گول حرف نادرستو نخوریم

پارسی 9 10 پاسخ 1399/1/17 -15:13

خانه از پای بست ویران است ، تا سیاست خارجی و روابط با کشورهای منطقه و جهان نرمال و عادی نشود هیچگونه تحولی ایجاد نخواهد شد به عبارتی آش همین آش و کاسه همین کاسه است و روز به روز شرایط زندگی سخت تر و مشکل تر به عبارتی هر سال میگیم دریغ از پارسال .

لاله های سرخ 1399/1/17 -16:51

اگه افراطیهایی که نون و نواشون تو منزوی شدن کشور و فلاکت مردمه اجازه بدن که نمیدن چون گردنشون کلفته و زور دارن

کاربر ناشناس 3 1 پاسخ 1399/1/17 -12:52

ارزوی ما مردم اینه که ی روز اتحا د بین رده بالاها بوجود بیاد که این همه ضربه های غیر قابل جبران به مردم کمتر شود ارزوی ما وحدت بین مسعولینه رمز رفاه و اسایش مردم در اتحاد مسعولینه جناح رو حذف کنید بین مردم مرده

مری 9 3 پاسخ 1399/1/17 -10:46

این حرفاچیه. اگه دلاربالانرفته بود. اگه تحریمهانبود وووووالان چون بودقهرمان ملی.. هرکی بیادهمینه. کارازجای دیگه خرابه... نفربعدی هم همینه.. کلاازهدف خارج شدند. دقت کنیداکثرا دوپاسپورته. فاسد.... کاملامشخصه مصلحت واسایش من وشماکلامردم عادی درافکارایناجایی نداره. دردمردم ایران نبوددلسوزوطنه

لاله های سرخ 1399/1/17 -16:49

گل گفتی به نظر من هم مشکل چیز دیگست و چرا شفاف و روشن دلایلش رو بررسی نمیکنن الله اعلم

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks