۱۴ توصیه برای تبدیل شدن به یک سلبریتی فضای مجازی / برای زندگی در عصر میکرومدیا این توصیه یادتان نرود: اول اینستا، بعد کتاب!


9 اردیبهشت 1399 - 11:36
5ea7d5b8781b5_5ea7d5b8781b8
مصطفی انتظاری هروی / مدرس ارتباطات سیاسی در دانشگاه

به دنبال انتشار لایوهای جنجالی و پرسروصدای تتلو و برخی دیگر از چهره ها در اینستاگرام و دیگر بسترهای فضای مجازی، این پرسش پدید آمد که آیا ما با یک جهش تازه در ارتباطات مجازی مواجه هستیم و سلبریتی های جدیدی در حال قد علم کردن هستند یا اینکه تنها دوره ای از رونق بیشتر شبکه های اجتماعی در قرنطینه کرونایی شروع شده و موقتا هرچه فضای تحرک در جامعه عینی و واقعی سخت تر می شود، کسب و کار سلبریتی ها در فضای مجازی بیشتر گرم می شود.

واقعیت این است که سلبریتی هایی که در شبکه های اجتماعی درحال تبدیل به یک برند جدید رسانه ای شده و خود، بی نیاز به رسانه های شناخته شده، با میلیون ها مخاطب ارتباط برقرار می کنند، محصول دوره ای هستند که در سیاستگذاری رسانه، به آن، دوره سردمداری میکرومدیا گفته می شود.

میکرومدیا، برخلاف ماکرومدیا، یک رسانه قدرتمند و بزرگ با انبوهی از استودیوها، خبرنگاران و تجهیزات رسانه ای نیست، بلکه فرصتی در اختیار تک تک شهروندان است که با حرف های شاد و جنجالی، فرصت خودنمایی پیدا کنند.

این خودنمایی فردی در فضای رسانه که نیاز به اعتماد به نفس بالا و روحیه جنجال آفرینی دارد، در ادبیات پست مدرن با مفهوم «خود اکسپرسیونیستی» معرفی می شود. یعنی خود خودبیانگر؛ خودی که با حرفهایش، با پوشش خاصی که دارد و با نگاه ویژه ای که به جهان می کند، بیانگر خویشتن خویش است و برای بیان هویتی که دارد، نیازی به حزب سیاسی یا حتی باور به دینی خاص حس نمی کند.

میکرومدیا که با ارفاق می شود از آن به رسانه های کوچک تعبیر کرد، در خدمت پدیده خود اکسپرسیونیستی قرار گرفته تا در آن، ناگهان یک روحانی، علیه دستگاه حوزه برآشوبد، یک کشیش، ساختار کلیسا را نقد کند، یک خواننده، علیه دستگاه موسیقی رایج آشوب به راه بیندازد و یک سیاستمدار، بیرون از قواعد حزبی رای آورده و در فضای سیاسی جولان دهد.
برای هر یک از این نمونه ها می شود در ایران و جهان ده ها مثال زد. اما یک واقعیت را نمی شود پنهان کرد و آن اینکه، در این فضا، رسانه های بزرگ کمتر فرصتی برای عرض اندام دارند مگر آنکه بتوانند ساختار خود را با قواعد رسانه های کوچک تطبیق داده و قید نخبه گرایی های رایج در تحریریه ها را بزنند.

تتلو در این فضا رشد کرده است. او درست مانند احمدی نژاد یا ترامپ، فضای جدید رسانه را می شناسد. بلد است با خالکوبی های بدنش، هویت خود را بیان کرده و به میلیون ها نفر هویت بدهد. او حرف های عجیب می زند که برای هوادارانش زننده نیست، چراکه حتی اگر به این حرفها باور نداشته باشند، منطق حرف های عجیب در میکرومدیا را بلدند. او نمی خواهد تیتر یک بی بی سی و سی ان ان و صداوسیمای جمهوری اسلامی شود. برای همین حتی می خواهد از آنها شکایت کند. او مولود نسل جدید رسانه هاست و کیست که نداند، در فضای رسانه ای جدید جایی برای نخبه گرایی نیست، بیش فعال ها و برهم زنندگان نظم رسانه ای برنده هستند.

پس اگر می خواهید در این فضای تازه رسانه ای برنده باشید، فرمولش چندان پیچیده نیست و می شود به خوبی آن را دسته بنده کرد:

1.   جسارت داشته باشید و اعتماد به نفس بالا. اگر با یک توهین در فضای مجازی از کوره درمی روید یا ناامید می شوید، شانسی برای چهره شدن ندارید.

2.    ساختارشکن باشید و حرف های شاذ بزنید. اگر قرار باشد مثل سایر چهره های رسانه های رسمی خیلی اتوکشیده بنشینید و سخن بگویید، میکرومدیا رسانه شما نیست.

3.    پوشش شما بیانگر هویت شماست. نوع حرف زدنتان. حتی لهجه ای که انتخاب می کنید. شما باید در فضای رسانه ای خاص باشید. در تحلیل گفتمان به این ویژگی، «غیریت سازی» می گویند. باید معلوم شود وجه تمایز شما با دیگران چیست. پس برای خودتان وجه تمایز برگزینید. این وجه تمایز می تواند حتی یک ضعف شاخص باشد. نگران نباشید، در میکرومدیا، اقلیت ها برنده اند، چون اکثریت، از اکثریت سالاری خسته شده است.

4.      به رسانه های بزرگ حمله کنید. هرچه بیشتر آنها را به باد انتقاد بگیرید، محبوب تر می شوید. مردم ممکن است هنوز از رسانه های رسمی اخبار را دنبال کنند اما ته دلشان از اینکه مجبورند خبرها را هر روز از این رسانه ها پیگیری کنند، خوششان نمی آید. پس حمله کنید تا محبوب شوید.

5.   نخبه گرایی را زیرسوال ببرید. دوران مدرنیته از قرن 16 میلادی تا قرن بیستم، دوران نخبگان بود. جهانی که امروز داریم، خوب یا بد، نتیجه همین نخبگی است. قرن بیست و یکم، قرن پست مدرنیسم است. دوران مرگ فراروایتها. پس به هر نهاد متولی نخبگی در هر حوزه ای بتازید. درست مثل ترامپ که حتی جایزه نوبل را زیرسوال می برد.

6.      چارچوب اخلاقی تان را در میکرومدیا خودتان بسازید و درست مانند یک گیم باز کامپیوتری، قواعد بازی را خودتان تعیین کنید. این شما هستید که قرارداد می کنید چه کسی باید چطور باشد. فضای مجازی، دنیای مجازی می خواهد. مردم از ملالت دنیای واقعی گاه به فضای مجازی پناه می آورند، پس برای آنها یک دنیای غیرواقعی ترسیم کنید. با دستور زبانی ویژه. مخاطب در دنیای شما نباید با خود معمولش شناخته شود. او باید شهروندی با مختصات خاص جهان شما باشد. به او در جهان تان یک کارت ملی ویژه با کد شهروندی و دستورالعمل رفتار مشخص بدهید.

7.      زندگی روزمره، تکرارها، حرف های بی روح معمول و هر آنچه مربوط به روزمرگی است را نفی کنید. مخاطب خسته از این تکرارها، یک هیجان می خواهد. شما آن هیجان باشید.

8.      به تداعی اهمیت بدهید. شما می توانید یک عروسک، یک شخصیت انیمیشنی، یک چهره واقعی-مجازی (مانند سحر تبر) و خلاصه هر ظاهری داشته باشید، اما ظاهر شما باید چیزی را تداعی کند. شما باید تداعی گر غرایزی باشید که زندگی مدرن آن را سرکوب کرده است. هرچه این غریزه سرکوب شده تر باشد، شما به عنوان تداعی گر آن، شانس بیشتری برای زنده کردنش دارید و محبوب تر می شوید.

9.      شوخی را فراموش نکنید. اما سلبریتی شدن در میکرومدیا الزاما با شوخ طبعی نیست. فقط باید به سیم آخر زد. پس می توان خیلی جدی، چهره ای متفاوت ساخت. فقط یادتان باشد، هرچه کارشناسان دانشگاهی و تلویزیونی دارند، شما نداشته باشید.

10.  اقلیت باشید. منتقد و خاص. رمز موفقیت همین است. در جامعه ای که همه می گویند گرفتارند و ندارند، شما دارا باشید. اگر همه دارا بودند، شما نماد فقر شوید. در جامعه ای که همه می گویند باید مثبت بود، شما منفی باشید. درست مثل داعشی ها که با ترفند ترویج خشونت، هزاران افسرده غربی را جذب کردند تا فقط خاص باشند و دیده شوند.

11.  در ذهن مخاطب سوال ایجاد کنید. نیازی به پاسخ نیست. کار نهادهای دانشگاهی پاسخ دادن است. کار رسانه های رسمی یا ماکرومدیا، ابهام زدایی است. شما سوال ایجاد کنید و ابهام بسازید. بگذارید مراجع رسمی برای پاسخ به ابهام هایتان دنبال تان بدوند.

12.  مخاطبانتان را خیلی تحویل نگیرید. مخاطبان شما هر روز با هزاران جمله رسمی و بی روح در انواع رسانه های رسمی روبرو می شوند که مثلا «ممنونیم که با ما هستید» و «چقدر بودن شما به ما حس مثبت می دهد» و از این حرف ها. فقط کافی است 10 دقیقه رادیو ماشین تان را روشن کنید. دست کم 3 بار این جملات را می شنوید. پس جسور باشید و مخاطبتان را لوس نکنید. هرچه خاص تر و کلیشه زدا تر، بهتر.

13.  سلبریتی بودن در میکرومدیا زودگذر است. یادتان باشد که قرار نیست ماندگار شوید. چهره های ماندگار، مربوط به دنیا رسانه های بزرگ است. در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، مثل آذرخشی بدرخشید و بروید. یادتان باشد که مدت کوتاهی شناخته خواهید شد و بعد فراموش می شوید. حتی اگر رئیس جمهور آمریکا باشید، 10 سال پس از دوره ریاست جمهوری تان، بعید است بیش از 10درصد مردم جهان شما را به خاطر بیاورند. راستی، از چهره بوش پسر چیزی به یاد دارید؟ او تازه نتیجه رسانه های بزرگ بود. بیچاره ترامپ که بعید است یک سال پس از پایان دوره کسی او را بشناسد؛ مگر در فضای مجازی به خاص بودگی اش ادامه دهد.

14.  و آخر اینکه توصیه های سلبریتی ها در فضای مجازی را به دقت گوش کنید. اینکه ساسی مانکن صادقانه توصیه می کند: «اول اینستا، بعد کتاب»، شوخی نمی کند. خیلی جدی نصیحت می کند. این توصیه ها راهگشاست، اگر می خواهید چهره قرن بیست و یکمی باشید، باید پست مدرن فکر کنید. بیش از خواندن و شنیدن، حرف زدن یاد داشته باشید و بیش از نوشتن، بهتر ایراد گرفتن را بیاموزید.
نظام آموزشی، ساختار بروکراسی و همه آموزه هایی که در ساختار اجتماعی آموزش داده می شود، مبتنی بر مدرنیته است. مدرنیته میراث عصر خردگرایی و روشنگری است.  اما فضای جدید رسانه نیازی به این آموزه ها ندارد. شاید برای همین است که افرادی در این فضا موفق تر هستند که اتفاقا کمتر گرفتار کلیشه های مرسوم دانشگاهی بوده اند و وسواس فکری کمرنگ تری دارند. چیزی در فضای رسانه ای ناگهان وایرال می شود که در تفکر دانشگاهی قبیح است. اما واقعیت این است که ما در عصر عبور از آموزه های کلاسیک مدرنیته زندگی می کنیم و برای همین، حتی اعتراض برهنگان بیشتر از نطق های کسالت بار سیاستمداران اندیشمند برایمان جذاب است. اما کدام دانشگاه علوم سیاسی به شما اصول اعتراض با برهنه کردن خود را آموزش می دهد؟

«دکتر» در شبکه های اجتماعی، همان است که ساسی مانکن نشان می دهد. دوران نخبه گرایی به سر رسیده. مدارک دانشگاهی بی اعتبار شده و نخبگان شانس زیادی برای دیده شدن ندارند. البته هنوز هم ده ها رسانه بزرگ کارشناسانی به نام را به جامعه معرفی می کنند. اما اگر کسی حوصله کند و شیب محبوبیت چهره هایی که رسانه های بزرگ معرفی کرده اند را با اقبال سلبریتی هایی که فضای مجازی بار آورده، مقایسه کند، آن وقت معلوم می  شود برنده کیست.

اینکه جامعه ترجیح می دهد دنباله رو سلبریتی های میکرومدیا باشد یا سلبریتی های ماکرومدیا را آینده مشخص می کند. هر چند وقت یک بار دکتر سریع القلم برای شهروند نمونه بودن، لیستی 30 یا 40 موردی را گوشزد می کند و همزمان ساسی مانکن ها هم توصیه هایی می کنند. کدام یک بیشتر برای مخاطب جذاب است؟ این چندان روشن نیست. شاید هیچ کدام؛ اما یک چیز مشخص است، صدای سلبریتی های جدید بلندتر است و برای همین، از حالا باید به جای پخش زنده ایونت های مهم جهانی از طریق رسانه های بزرگ، پای لایوهای رسانه های کوچک نشست و در انتظار آینده ای بود که این رسانه ها می سازند. هیتلرها و ناپلئون های جدیدی در راه هستند که با اصول کلش آف کلنز جهان را اداره خواهند کرد...

مصطفی انتظاری هروی / مدرس ارتباطات سیاسی در دانشگاه

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5ea7d5b8781b5_5ea7d5b8781b8
9 اردیبهشت 1399 - 11:36

به دنبال انتشار لایوهای جنجالی و پرسروصدای تتلو و برخی دیگر از چهره ها در اینستاگرام و دیگر بسترهای فضای مجازی، این پرسش پدید آمد که آیا ما با یک جهش تازه در ارتباطات مجازی مواجه هستیم و سلبریتی های جدیدی در حال قد علم کردن هستند یا اینکه تنها دوره ای از رونق بیشتر شبکه های اجتماعی در قرنطینه کرونایی شروع شده و موقتا هرچه فضای تحرک در جامعه عینی و واقعی سخت تر می شود، کسب و کار سلبریتی ها در فضای مجازی بیشتر گرم می شود.

واقعیت این است که سلبریتی هایی که در شبکه های اجتماعی درحال تبدیل به یک برند جدید رسانه ای شده و خود، بی نیاز به رسانه های شناخته شده، با میلیون ها مخاطب ارتباط برقرار می کنند، محصول دوره ای هستند که در سیاستگذاری رسانه، به آن، دوره سردمداری میکرومدیا گفته می شود.

میکرومدیا، برخلاف ماکرومدیا، یک رسانه قدرتمند و بزرگ با انبوهی از استودیوها، خبرنگاران و تجهیزات رسانه ای نیست، بلکه فرصتی در اختیار تک تک شهروندان است که با حرف های شاد و جنجالی، فرصت خودنمایی پیدا کنند.

این خودنمایی فردی در فضای رسانه که نیاز به اعتماد به نفس بالا و روحیه جنجال آفرینی دارد، در ادبیات پست مدرن با مفهوم «خود اکسپرسیونیستی» معرفی می شود. یعنی خود خودبیانگر؛ خودی که با حرفهایش، با پوشش خاصی که دارد و با نگاه ویژه ای که به جهان می کند، بیانگر خویشتن خویش است و برای بیان هویتی که دارد، نیازی به حزب سیاسی یا حتی باور به دینی خاص حس نمی کند.

میکرومدیا که با ارفاق می شود از آن به رسانه های کوچک تعبیر کرد، در خدمت پدیده خود اکسپرسیونیستی قرار گرفته تا در آن، ناگهان یک روحانی، علیه دستگاه حوزه برآشوبد، یک کشیش، ساختار کلیسا را نقد کند، یک خواننده، علیه دستگاه موسیقی رایج آشوب به راه بیندازد و یک سیاستمدار، بیرون از قواعد حزبی رای آورده و در فضای سیاسی جولان دهد.
برای هر یک از این نمونه ها می شود در ایران و جهان ده ها مثال زد. اما یک واقعیت را نمی شود پنهان کرد و آن اینکه، در این فضا، رسانه های بزرگ کمتر فرصتی برای عرض اندام دارند مگر آنکه بتوانند ساختار خود را با قواعد رسانه های کوچک تطبیق داده و قید نخبه گرایی های رایج در تحریریه ها را بزنند.

تتلو در این فضا رشد کرده است. او درست مانند احمدی نژاد یا ترامپ، فضای جدید رسانه را می شناسد. بلد است با خالکوبی های بدنش، هویت خود را بیان کرده و به میلیون ها نفر هویت بدهد. او حرف های عجیب می زند که برای هوادارانش زننده نیست، چراکه حتی اگر به این حرفها باور نداشته باشند، منطق حرف های عجیب در میکرومدیا را بلدند. او نمی خواهد تیتر یک بی بی سی و سی ان ان و صداوسیمای جمهوری اسلامی شود. برای همین حتی می خواهد از آنها شکایت کند. او مولود نسل جدید رسانه هاست و کیست که نداند، در فضای رسانه ای جدید جایی برای نخبه گرایی نیست، بیش فعال ها و برهم زنندگان نظم رسانه ای برنده هستند.

پس اگر می خواهید در این فضای تازه رسانه ای برنده باشید، فرمولش چندان پیچیده نیست و می شود به خوبی آن را دسته بنده کرد:

1.   جسارت داشته باشید و اعتماد به نفس بالا. اگر با یک توهین در فضای مجازی از کوره درمی روید یا ناامید می شوید، شانسی برای چهره شدن ندارید.

2.    ساختارشکن باشید و حرف های شاذ بزنید. اگر قرار باشد مثل سایر چهره های رسانه های رسمی خیلی اتوکشیده بنشینید و سخن بگویید، میکرومدیا رسانه شما نیست.

3.    پوشش شما بیانگر هویت شماست. نوع حرف زدنتان. حتی لهجه ای که انتخاب می کنید. شما باید در فضای رسانه ای خاص باشید. در تحلیل گفتمان به این ویژگی، «غیریت سازی» می گویند. باید معلوم شود وجه تمایز شما با دیگران چیست. پس برای خودتان وجه تمایز برگزینید. این وجه تمایز می تواند حتی یک ضعف شاخص باشد. نگران نباشید، در میکرومدیا، اقلیت ها برنده اند، چون اکثریت، از اکثریت سالاری خسته شده است.

4.      به رسانه های بزرگ حمله کنید. هرچه بیشتر آنها را به باد انتقاد بگیرید، محبوب تر می شوید. مردم ممکن است هنوز از رسانه های رسمی اخبار را دنبال کنند اما ته دلشان از اینکه مجبورند خبرها را هر روز از این رسانه ها پیگیری کنند، خوششان نمی آید. پس حمله کنید تا محبوب شوید.

5.   نخبه گرایی را زیرسوال ببرید. دوران مدرنیته از قرن 16 میلادی تا قرن بیستم، دوران نخبگان بود. جهانی که امروز داریم، خوب یا بد، نتیجه همین نخبگی است. قرن بیست و یکم، قرن پست مدرنیسم است. دوران مرگ فراروایتها. پس به هر نهاد متولی نخبگی در هر حوزه ای بتازید. درست مثل ترامپ که حتی جایزه نوبل را زیرسوال می برد.

6.      چارچوب اخلاقی تان را در میکرومدیا خودتان بسازید و درست مانند یک گیم باز کامپیوتری، قواعد بازی را خودتان تعیین کنید. این شما هستید که قرارداد می کنید چه کسی باید چطور باشد. فضای مجازی، دنیای مجازی می خواهد. مردم از ملالت دنیای واقعی گاه به فضای مجازی پناه می آورند، پس برای آنها یک دنیای غیرواقعی ترسیم کنید. با دستور زبانی ویژه. مخاطب در دنیای شما نباید با خود معمولش شناخته شود. او باید شهروندی با مختصات خاص جهان شما باشد. به او در جهان تان یک کارت ملی ویژه با کد شهروندی و دستورالعمل رفتار مشخص بدهید.

7.      زندگی روزمره، تکرارها، حرف های بی روح معمول و هر آنچه مربوط به روزمرگی است را نفی کنید. مخاطب خسته از این تکرارها، یک هیجان می خواهد. شما آن هیجان باشید.

8.      به تداعی اهمیت بدهید. شما می توانید یک عروسک، یک شخصیت انیمیشنی، یک چهره واقعی-مجازی (مانند سحر تبر) و خلاصه هر ظاهری داشته باشید، اما ظاهر شما باید چیزی را تداعی کند. شما باید تداعی گر غرایزی باشید که زندگی مدرن آن را سرکوب کرده است. هرچه این غریزه سرکوب شده تر باشد، شما به عنوان تداعی گر آن، شانس بیشتری برای زنده کردنش دارید و محبوب تر می شوید.

9.      شوخی را فراموش نکنید. اما سلبریتی شدن در میکرومدیا الزاما با شوخ طبعی نیست. فقط باید به سیم آخر زد. پس می توان خیلی جدی، چهره ای متفاوت ساخت. فقط یادتان باشد، هرچه کارشناسان دانشگاهی و تلویزیونی دارند، شما نداشته باشید.

10.  اقلیت باشید. منتقد و خاص. رمز موفقیت همین است. در جامعه ای که همه می گویند گرفتارند و ندارند، شما دارا باشید. اگر همه دارا بودند، شما نماد فقر شوید. در جامعه ای که همه می گویند باید مثبت بود، شما منفی باشید. درست مثل داعشی ها که با ترفند ترویج خشونت، هزاران افسرده غربی را جذب کردند تا فقط خاص باشند و دیده شوند.

11.  در ذهن مخاطب سوال ایجاد کنید. نیازی به پاسخ نیست. کار نهادهای دانشگاهی پاسخ دادن است. کار رسانه های رسمی یا ماکرومدیا، ابهام زدایی است. شما سوال ایجاد کنید و ابهام بسازید. بگذارید مراجع رسمی برای پاسخ به ابهام هایتان دنبال تان بدوند.

12.  مخاطبانتان را خیلی تحویل نگیرید. مخاطبان شما هر روز با هزاران جمله رسمی و بی روح در انواع رسانه های رسمی روبرو می شوند که مثلا «ممنونیم که با ما هستید» و «چقدر بودن شما به ما حس مثبت می دهد» و از این حرف ها. فقط کافی است 10 دقیقه رادیو ماشین تان را روشن کنید. دست کم 3 بار این جملات را می شنوید. پس جسور باشید و مخاطبتان را لوس نکنید. هرچه خاص تر و کلیشه زدا تر، بهتر.

13.  سلبریتی بودن در میکرومدیا زودگذر است. یادتان باشد که قرار نیست ماندگار شوید. چهره های ماندگار، مربوط به دنیا رسانه های بزرگ است. در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، مثل آذرخشی بدرخشید و بروید. یادتان باشد که مدت کوتاهی شناخته خواهید شد و بعد فراموش می شوید. حتی اگر رئیس جمهور آمریکا باشید، 10 سال پس از دوره ریاست جمهوری تان، بعید است بیش از 10درصد مردم جهان شما را به خاطر بیاورند. راستی، از چهره بوش پسر چیزی به یاد دارید؟ او تازه نتیجه رسانه های بزرگ بود. بیچاره ترامپ که بعید است یک سال پس از پایان دوره کسی او را بشناسد؛ مگر در فضای مجازی به خاص بودگی اش ادامه دهد.

14.  و آخر اینکه توصیه های سلبریتی ها در فضای مجازی را به دقت گوش کنید. اینکه ساسی مانکن صادقانه توصیه می کند: «اول اینستا، بعد کتاب»، شوخی نمی کند. خیلی جدی نصیحت می کند. این توصیه ها راهگشاست، اگر می خواهید چهره قرن بیست و یکمی باشید، باید پست مدرن فکر کنید. بیش از خواندن و شنیدن، حرف زدن یاد داشته باشید و بیش از نوشتن، بهتر ایراد گرفتن را بیاموزید.
نظام آموزشی، ساختار بروکراسی و همه آموزه هایی که در ساختار اجتماعی آموزش داده می شود، مبتنی بر مدرنیته است. مدرنیته میراث عصر خردگرایی و روشنگری است.  اما فضای جدید رسانه نیازی به این آموزه ها ندارد. شاید برای همین است که افرادی در این فضا موفق تر هستند که اتفاقا کمتر گرفتار کلیشه های مرسوم دانشگاهی بوده اند و وسواس فکری کمرنگ تری دارند. چیزی در فضای رسانه ای ناگهان وایرال می شود که در تفکر دانشگاهی قبیح است. اما واقعیت این است که ما در عصر عبور از آموزه های کلاسیک مدرنیته زندگی می کنیم و برای همین، حتی اعتراض برهنگان بیشتر از نطق های کسالت بار سیاستمداران اندیشمند برایمان جذاب است. اما کدام دانشگاه علوم سیاسی به شما اصول اعتراض با برهنه کردن خود را آموزش می دهد؟

«دکتر» در شبکه های اجتماعی، همان است که ساسی مانکن نشان می دهد. دوران نخبه گرایی به سر رسیده. مدارک دانشگاهی بی اعتبار شده و نخبگان شانس زیادی برای دیده شدن ندارند. البته هنوز هم ده ها رسانه بزرگ کارشناسانی به نام را به جامعه معرفی می کنند. اما اگر کسی حوصله کند و شیب محبوبیت چهره هایی که رسانه های بزرگ معرفی کرده اند را با اقبال سلبریتی هایی که فضای مجازی بار آورده، مقایسه کند، آن وقت معلوم می  شود برنده کیست.

اینکه جامعه ترجیح می دهد دنباله رو سلبریتی های میکرومدیا باشد یا سلبریتی های ماکرومدیا را آینده مشخص می کند. هر چند وقت یک بار دکتر سریع القلم برای شهروند نمونه بودن، لیستی 30 یا 40 موردی را گوشزد می کند و همزمان ساسی مانکن ها هم توصیه هایی می کنند. کدام یک بیشتر برای مخاطب جذاب است؟ این چندان روشن نیست. شاید هیچ کدام؛ اما یک چیز مشخص است، صدای سلبریتی های جدید بلندتر است و برای همین، از حالا باید به جای پخش زنده ایونت های مهم جهانی از طریق رسانه های بزرگ، پای لایوهای رسانه های کوچک نشست و در انتظار آینده ای بود که این رسانه ها می سازند. هیتلرها و ناپلئون های جدیدی در راه هستند که با اصول کلش آف کلنز جهان را اداره خواهند کرد...

72

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks