آزادی اعدامی فراری پس از رضایت شاکی


6 مهر 1399 - 06:00
5f6f00b156591_2020-09-26_12-19
مردی که ۱۹‌سال قبل به اتهام آزار و اذیت پسر خردسالی غیابی به اعدام در ملأعام محکوم شده بود پس از بازداشت با انکار جرمش و رضایت شاکی از طناب دار نجات یافت.

اوایل سال‌۱۳۸۰ بود که مردی در تهران به اداره پلیس رفت و از پسر جوانی به اتهام آزار و اذیت پسر خردسالش شکایت کرد.

شاکی در توضیح ماجرا گفت: همراه همسرم و پسر پنج ساله‌ام در خانه‌ای در غرب تهران زندگی می‌کنیم.

ساعتی قبل پسرم برای بازی به کوچه رفت و دقایقی پیش در حالی که گریه می‌کرد وارد خانه شد. هر چقدر از او سؤال کردم که چرا گریه می‌کنی جوابی نداد و من هم فکر کردم با بچه‌های همسایه دعوا کرده است، اما بعد به مادرش گفت که پسر جوانی او را فریب داده و داخل پارکی مورد آزار و اذیت قرار داده‌است. به همین خاطر تصمیم گرفتم از پسر شیطان صفت شکایت کنم که به سزای اعمالش برسد.

پسر خردسال هم به مأموران گفت: داخل کوچه تنهایی بازی می‌کردم که پسر جوانی به من نزدیک شد. او موهایش را از ته زده بود و لباس سربازی به تن داشت که به من گفت داخل پارک نزدیکی خانه‌مان تعدادی خرگوش هستند و از من خواست که همراهش به پارک بروم و خرگوش‌ها را به من نشان دهد.

من حرف‌هایش را باور کردم و همراه او به پارک رفتم که آنجا پشت درخت‌ها مرا کتک زد و بعد هم مرا آزار و اذیت کرد. با طرح این شکایت پرونده به دستور بازپرس وقت دادسرای جنایی برای شناسایی متهم در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

در حالی که متهم هیچ سرنخی از خود به جای نگذشته‌بود، مأموران پلیس متهم ۱۹‌ساله را به نام سیروس که اهل یکی از شهرستان‌های اطراف تهران بود شناسایی و دستگیر کردند. سیروس بعد از دستگیری ابتدا منکر جرم خود شد، اما در بازجویی‌های فنی به آزار و اذیت پسر خردسال اعتراف کرد و مدعی شد که شیطان او را فریب داده‌است.

متهم پس از تحقیقات تکمیلی و صدور کیفرخواست در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد، اما در جلسه دادگاه جرم خود را انکار کرد. بنابراین برای ادامه تحقیقات روانه زندان شد تا اینکه مدتی بعد با گذاشتن وثیقه از زندان به مرخصی رفت و از آن روز به بعد فراری شد.

حکم اعدام در ملأ عام

در حالی که سیروس فراری بود پرونده وی در یکی از شعبه‌های دادگاه کیفری بررسی شد و هیئت قضایی هم وی را مجرم شناخت و به صورت غیابی به اعدام در ملأعام محکوم کردند. حکم اعدام متهم پس از تأیید در یکی از شعبه‌های دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد.

بدین ترتیب متهم تحت تعقیب مأموران پلیس قرار داشت، اما مأموران پلیس هیچ ردی از او پیدا نمی‌کردند که مشخص بود، وی هر چند وقت یکبار محل زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. در نهایت مأموران پلیس یک‌سال قبل متهم را در یکی از شهر‌های اطراف تهران در حالی که با خودروی نیسانی در حال رانندگی بود شناسایی و دستگیر کردند.

متهم پس از انتقال به اداره پلیس دوباره جرم خود را انکار کرد. وی گفت: من آن سال پسر خردسال را آزار ندادم، اما مأموران پلیس حرف‌های مرا باور نمی‌کردند تا اینکه پرونده‌ام به دادگاه رفت.

وقتی از زندان مرخصی گرفتم، از ترس فرار کردم دیگر به زندان نرفتم تا اینکه فهمیدم به اعدام محکوم شده‌ام وبعد از آن سعی کردم شناسایی نشوم. پس از این تصمیم گرفتم ازدواج کنم و الان هم متأهل هستم و یک فرزند دارم و از آنجایی که من بیگناه بودم موضوع پرونده‌ام را به همسرم نگفته بودم.

در این مدت کار می‌کردم تا اینکه خودروی نیسانی خریدم و با آن شروع به کار کردم که شناسایی و دستگیر شدم.

نجات مرد اعدامی

سپس متهم در یکی از شعبه‌های هم عرض دوباره محاکمه شد و دوباره جرم خود را مقابل هیئت قضایی انکار کرد.

در حالی که تحقیقات درباره پرونده سیروس ادامه داشت، شاکی به دادگاه رفت و اعلام کرد: فکر می‌کنم مردی که ۱۹‌سال قبل مرا آزار داد، این مرد نباشد و در هر صورت من او را می‌بخشم.

با اعلام گذشت شاکی و انکار جرم از سوی متهم قضات دادگاه حکم بربی گناهی مرد اعدامی دادند و وی را از اعدام تبرئه کردند. بدین ترتیب متهم چند روز پیش از زندان آزاد شد و پرونده وی برای همیشه بسته شد.

مردی که ۱۹‌سال قبل به اتهام آزار و اذیت پسر خردسالی غیابی به اعدام در ملأعام محکوم شده بود پس از بازداشت با انکار جرمش و رضایت شاکی از طناب دار نجات یافت.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5f6f00b156591_2020-09-26_12-19
6 مهر 1399 - 06:00

اوایل سال‌۱۳۸۰ بود که مردی در تهران به اداره پلیس رفت و از پسر جوانی به اتهام آزار و اذیت پسر خردسالش شکایت کرد.

شاکی در توضیح ماجرا گفت: همراه همسرم و پسر پنج ساله‌ام در خانه‌ای در غرب تهران زندگی می‌کنیم.

ساعتی قبل پسرم برای بازی به کوچه رفت و دقایقی پیش در حالی که گریه می‌کرد وارد خانه شد. هر چقدر از او سؤال کردم که چرا گریه می‌کنی جوابی نداد و من هم فکر کردم با بچه‌های همسایه دعوا کرده است، اما بعد به مادرش گفت که پسر جوانی او را فریب داده و داخل پارکی مورد آزار و اذیت قرار داده‌است. به همین خاطر تصمیم گرفتم از پسر شیطان صفت شکایت کنم که به سزای اعمالش برسد.

پسر خردسال هم به مأموران گفت: داخل کوچه تنهایی بازی می‌کردم که پسر جوانی به من نزدیک شد. او موهایش را از ته زده بود و لباس سربازی به تن داشت که به من گفت داخل پارک نزدیکی خانه‌مان تعدادی خرگوش هستند و از من خواست که همراهش به پارک بروم و خرگوش‌ها را به من نشان دهد.

من حرف‌هایش را باور کردم و همراه او به پارک رفتم که آنجا پشت درخت‌ها مرا کتک زد و بعد هم مرا آزار و اذیت کرد. با طرح این شکایت پرونده به دستور بازپرس وقت دادسرای جنایی برای شناسایی متهم در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

در حالی که متهم هیچ سرنخی از خود به جای نگذشته‌بود، مأموران پلیس متهم ۱۹‌ساله را به نام سیروس که اهل یکی از شهرستان‌های اطراف تهران بود شناسایی و دستگیر کردند. سیروس بعد از دستگیری ابتدا منکر جرم خود شد، اما در بازجویی‌های فنی به آزار و اذیت پسر خردسال اعتراف کرد و مدعی شد که شیطان او را فریب داده‌است.

متهم پس از تحقیقات تکمیلی و صدور کیفرخواست در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد، اما در جلسه دادگاه جرم خود را انکار کرد. بنابراین برای ادامه تحقیقات روانه زندان شد تا اینکه مدتی بعد با گذاشتن وثیقه از زندان به مرخصی رفت و از آن روز به بعد فراری شد.

حکم اعدام در ملأ عام

در حالی که سیروس فراری بود پرونده وی در یکی از شعبه‌های دادگاه کیفری بررسی شد و هیئت قضایی هم وی را مجرم شناخت و به صورت غیابی به اعدام در ملأعام محکوم کردند. حکم اعدام متهم پس از تأیید در یکی از شعبه‌های دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد.

بدین ترتیب متهم تحت تعقیب مأموران پلیس قرار داشت، اما مأموران پلیس هیچ ردی از او پیدا نمی‌کردند که مشخص بود، وی هر چند وقت یکبار محل زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. در نهایت مأموران پلیس یک‌سال قبل متهم را در یکی از شهر‌های اطراف تهران در حالی که با خودروی نیسانی در حال رانندگی بود شناسایی و دستگیر کردند.

متهم پس از انتقال به اداره پلیس دوباره جرم خود را انکار کرد. وی گفت: من آن سال پسر خردسال را آزار ندادم، اما مأموران پلیس حرف‌های مرا باور نمی‌کردند تا اینکه پرونده‌ام به دادگاه رفت.

وقتی از زندان مرخصی گرفتم، از ترس فرار کردم دیگر به زندان نرفتم تا اینکه فهمیدم به اعدام محکوم شده‌ام وبعد از آن سعی کردم شناسایی نشوم. پس از این تصمیم گرفتم ازدواج کنم و الان هم متأهل هستم و یک فرزند دارم و از آنجایی که من بیگناه بودم موضوع پرونده‌ام را به همسرم نگفته بودم.

در این مدت کار می‌کردم تا اینکه خودروی نیسانی خریدم و با آن شروع به کار کردم که شناسایی و دستگیر شدم.

نجات مرد اعدامی

سپس متهم در یکی از شعبه‌های هم عرض دوباره محاکمه شد و دوباره جرم خود را مقابل هیئت قضایی انکار کرد.

در حالی که تحقیقات درباره پرونده سیروس ادامه داشت، شاکی به دادگاه رفت و اعلام کرد: فکر می‌کنم مردی که ۱۹‌سال قبل مرا آزار داد، این مرد نباشد و در هر صورت من او را می‌بخشم.

با اعلام گذشت شاکی و انکار جرم از سوی متهم قضات دادگاه حکم بربی گناهی مرد اعدامی دادند و وی را از اعدام تبرئه کردند. بدین ترتیب متهم چند روز پیش از زندان آزاد شد و پرونده وی برای همیشه بسته شد.

منبع: روزنامه جوان

68

نظرات 4
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
ali 0 0 پاسخ 1399/7/6 -12:53

متهم به تجاوز اونهم به کودک زیر سن قانونی رو به قید وثیقه آزاد میکنن؟؟؟؟ بعد متهمانی که برای شرائط و وصعیت اجتماع اعتراض میکنن حتی مریض هم باشند به قید هیچ چیزی مرخصی نمیدهند . این رفتارهای دو گانه است که موجب نارضایتی میشود و میگویند قوه قضائیه نمیتواند بدون نگاه سیاسی حکم صادر کند

محمد 2 0 پاسخ 1399/7/6 -11:09

احتمال بسیار زیاد اعتراف به جرم اجباری بوده و با شکنجه اعتراف گرفتن و با توجه به اینکه مدرکی دال بر گناهکار بودن این آقا وجود نداشته فقط باید با اعتراف اجباری ایشونو مجرم میکردن ولی کسی نپرسید اگر ایشون این کار رو کرده اون افرادی که باهاش بودن چرا دستگیر نشدن؟ مگر دوستاش نبودن خوب با اعترافی که گرفتین اونا رو چرا دستگیر نکردین چون اونا هم همین کار رو انجام داده بودن پس اونا هم مجرم بودن اینو از کجا فهمیدین گناهکاره؟! بنظر شما قاضی پرونده به این مسئله که من گفتم اصلاً دقتی کرده؟! فکر نکنم اصلاً براش مهم نبوده...

لیلا 0 4 پاسخ 1399/7/6 -07:26

حتما پول گرفته رضایت داده

ناشناس 1399/7/6 -09:55

به شما ربطی دارد؟

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
دوئل بایدن - ترامپ و ایالات سرنوشت ساز/ ترامپ پیروزی با آراء الکترال را تکرار می‌کند؟/ بایدن در انتظار گرفتن انتقام هیلاری از ترامپ
آمار بگیرید پروفسور سمیعی چندتا فالوور دارد و آقایی که ترکیبی می‌زند، چند تا/ خدا را شکر می‌کنم که جزو بازماندگان سال ۹۸ هستم/ چرا مهر کمدی روی من می‌زنید؟
به آقای روحانی رای دادم، هوادارانم حق دارند بلاکم کنند / فکر می‌کردم کرونا برای همسایه است
سردبیر لوبلاگ: آمریکا آماده ورود به جنگ داخلی با اشاره ترامپ/ شواهد نگران کننده ای وجود دارد/ اگر ترامپ نتیجه انتخابات را نپذیرد چه اتفاقی می‌افتد؟
اطلاعاتی جالب از دفاع مقدس؛ از کوچک‌ترین شهید تا مسن‌ترین رزمنده با ۱۰۵ سال سن‌/ شهناز، نام اولین شهید زن / تلخ‌ترین روز جنگ چه روزی بود؟
رضاشاه فراماسون نبود / چرخش پهلوی اول به‌سوی آلمانها با چراغ سبز انگلیس بود / قاجارها هم به‌دنبال توسعه ایران بودند ولی نگذاشتند / رضاخان به مجلس می‌گفت طویله! / رضاشاه نمی‌رفت، انقلاب می‌شد