خداداد عزیزی: دایی بهترین پاس عمرش را به من داد


6 آذر 1399 - 16:16
5fbfa3a36ddc7_2020-11-26_16-16
خداداد عزیزی در بیست‌و‌سومین سالگرد بازی به‌یادماندنی ایران و استرالیا خاطره های جالبی را بازگو می کند.

وقتی ساندرو پل، داور مجارستانی بازی ایران و استرالیا، سوت پایان بازی را به صدا درآورد، قریب به اتفاق فوتبال‌دوستان ایرانی مبهوت مانده بودند و برایشان دور از باور بود که بازیکنان ایرانی با ساق‌های خسته، تیم پرستاره استرالیا را با فوجی از بازیکنان سرشناس تسلیم کرده‌اند. خداداد عزیزی، یکی از ستاره‌های بی‌چون و چرای فوتبال ایران در آن سال‌ها، در بطن همه اتفاقات مهم این بازی قرار داشت. در مورد این بازی دراماتیک نقل‌قول‌های بسیاری مطرح شده، اما خداداد عزیزی با گذشت 23سال هنوز حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد و بازی ایران و استرالیا را نه یک مسابقه معمولی فوتبال که رویدادی فرهنگی و اجتماعی و عامل وفاق مردم در آن روز خاص می‌داند. به مناسبت هشتم آذر و سالگرد رویارویی ایران و استرالیا، با خداداد عزیزی، ستاره انگشت‌نمای این بازی نمادین گفت‌وگو کرده‌ایم.

    اصلا یادتان هست که سالگرد بازی ایران و استرالیاست؟
مگر می‌شود یادم برود. باورش سخت است که 23سال از این بازی گذشت.
    در طول این سال‌ها، بارها درباره اتفاقات ریز و درشت این بازی صحبت شده، اما کسی نمی‌گوید اصلا چرا نتوانستیم از گروهی که شامل عربستان و قطر و کویت بود صعود کنیم و کارمان به بازی پلی‌آف و بازی با استرالیا کشید.
واقعیت ماجرا این است که در دور رفت مسابقات مقدماتی جام‌جهانی‌1998 خیلی خوب نتیجه گرفتیم، اما در دور برگشت کارمان گره خورد. ما در دور برگشت، چین را بردیم و با کویت مساوی کردیم و بقیه بازی‌ها را باختیم. استنباط من این است که حریفمان را دست‌کم گرفتیم و کار را تمام‌شده دانستیم. شاید تقدیرمان این بود که به بازی پلی‌آف با ژاپن برسیم و بعد از باخت میلی‌متری به ژاپنی‌ها، برسیم به بازی با استرالیا. باور کنید هنوز هم برایم قابل هضم نیست که فاصله 6امتیازی با تیم دوم جدول را از دست دادیم و از گروهمان صعود نکردیم.
    نیمه اول بازی با استرالیا فشار وحشتناکی به خط دفاعی تیم ملی ایران وارد شد، اما انگار یک نفر از دروازه ما مراقبت می‌کرد. به‌عنوان بازیکن در داخل زمین چنین احساسی داشتید؟
بازی ایران و استرالیا از خیلی جهت‌ها بسیار عجیب و بی‌تکرار است. من باور نمی‌کردم که بتوانیم استرالیا را ببریم و تصورم این بود که در برابر ژاپن کار را تمام کنیم، اما در دقایق آخر آن بازی کم آوردیم و باختیم. در بازی رفت، استرالیا یک گل به ما زد و از گل زده‌اش مراقبت می‌کرد و ما هم با فشار تماشاگر یک گل زدیم و بازی تمام شد، اما خوش‌بین‌ترین هوادار فوتبال در ایران فکرش را نمی‌کرد بتوانیم در ملبورن 2 بر 2 مساوی کنیم. این تنها نتیجه‌ای بود که ما را به جام‌جهانی می‌برد، چراکه اصلا کسی به باخت استرالیا در ملبورن فکر هم نمی‌کرد. آن روز خدا با ما بود و انگار استرالیا در برابر یک ملت قرار گرفته بود.
    بعدها وقتی تومیسلا ایویچ سرمربی تیم ملی ایران در جام‌جهانی 1998 شده بود گفته بود ایران در نیمه اول باید 5گل می‌خورد؟
به‌نظرم در همان 10دقیقه اول بازی باید 3 یا 4 گل می‌خوردیم اما احمدرضا عابدزاده آن روز خیلی درخشان بازی کرد. اگر من به‌عنوان مهاجم یک موقعیت را از دست بدهم کمتر کسی خرده می‌گیرد، اما وقتی دروازه‌بان در یک بازی 2 یا 3گل بخورد زیر تیغ انتقادها قرار می‌گیرد. برای همین همیشه می‌گویم کار دروازه‌بان‌ها در فوتبال خیلی سخت است. احمدرضا عابدزاده در فوتبال ایران روزهای خوب کم نداشت و به‌نظرم بهترین دروازه‌بان تاریخ فوتبال ایران است، اما در آن بازی چیز دیگری بود.
    فکر می‌کنید اگر جز عابدزاده دروازه‌بان دیگری در چارچوب دروازه ایران بود به جام‌جهانی نمی‌رفتیم؟
بله، من اعتقاد دارم اگر عابدزاده نبود به جام‌جهانی نمی‌رفتیم.
    البته خیلی‌ها معتقدند سلسله اتفاقاتی باعث رقم خوردن آن نتیجه تاریخی و صعود به جام‌جهانی فرانسه شد و درخشش احمدرضا عابدزاده یکی از همان اتفاقات بود. فکر می‌کنید منبع انرژی عظیمی که به همه بازیکنان تزریق شد کجا بود؟
من فکر می‌کنم این انرژی از داخل ایران به ما رسید. اگر همین الان با فوتبال‌دوستان آن موقع که بین آنها پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هم بودند درباره بازی با استرالیا صحبت کنید بدون تردید به شما می‌گویند وقتی بازی جریان داشت، سر سجاده بودند و برای موفقیت بچه‌های تیم ملی نماز می‌خواندند و دعا می‌کردند. البته انرژی عظیمی که از داخل ایران به ما می‌رسید مختص یک قشر خاص نبود. شاید از معدود روزهایی بود که همه مردم ایران، از بازاری و دکتر و مهندس و فقیر و غنی کنار هم قرار گرفتند. کم پیش می‌آید که شیرینی‌فروشی‌ها به مردم شیرینی مجانی بدهند، اما بعد از بازی ایران و استرالیا چنین کاری کردند. من معتقدم دعای خیر و انرژی مثبت مردم از دل‌های صاف و صادق آمد و دستمان را گرفت. هر کسی به طریقی دل در گروی صعود ایران به جام‌جهانی داشت. چه دانشجویان و دانش‌آموزانی که برای دیدن آن بازی از مدرسه فرار کردند. وقتی 2 بر صفر از استرالیا عقب بودیم عده‌ای شیشه تلویزیون‌شان را شکستند و عده‌ای دیگر قهر کردند و قید تماشای بقیه بازی را زدند. همه این اتفاقات، نشانه همدلی و موج مثبتی بود که به سمت ما روانه می‌شد و اتفاقات داخل زمین را رقم می‌زد. احمدرضا عابدزاده بهترین بازی عمرش را انجام داد، علی دایی بهترین پاس زندگی‌اش را به من داد، کریم باقری محروم بود و قبل از بازی بخشیده شد تا گل اول را بزند، دفاع ما در نیمه‌اول ضعیف عمل کرد، اما در نیمه دوم و به‌خصوص بعد از گل تساوی عالی عمل کرد. حتی جواد خیابانی بهترین گزارش عمرش را انجام داد.
    گزارش جواد خیابانی هم به‌یاد ماندنی شد؛ مثلا بعد از گل دوم که شما به ثمر رساندید مدام تکرار می‌کرد «باز هم روی زمین». تاکتیک ایران در برابر استرالیا این بود که با وجود داشتن مهاجمی مثل علی دایی باز هم روی زمین بازی کند؟
من فکر می‌کنم منظور جواد خیابانی مارک بوسنیچ، دروازه‌بان نگون‌بخت استرالیا بود که باز هم از روی زمین گل خورد، وگرنه ما در آن بازی چیزی به نام تاکتیک نداشتیم. فوتبال ما اساسا تاکتیکی نبوده و الان هم نیست. اینکه برخی مربیان لیگ برتری ادا درمی‌آورند و می‌گویند ما یک فوتبال تاکتیکی بازی کردیم خنده‌دار است. فوتبال ایران از قدیم یک فوتبال کاملا احساسی و مبتنی بر تکنیک فردی و تعصب و غیرت بازیکنان بوده. مقابل استرالیا هم اصلا تاکتیک تیمی نداشتیم و هر دو گل روی نبوغ و تعصب بازیکنان به ثمر رسید.
    آن صحنه‌ای هم که والدیر ویرا، سرمربی برزیلی تیم ملی سیگارش را روی زمین انداخت و بعد از گل دوم دوباره آن را از روی زمین برداشت در ذهن تماشاگران ایرانی ماند. در این سال‌ها نقل‌قول‌های فراوانی درباره نقش مربی برزیلی در صعود ایران به جام‌جهانی فرانسه مطرح شده. درست است که می‌گویند ویرا در رقم خوردن این نتیجه نقشی نداشت؟
بدون تردید ویرا در رقم خوردن نتیجه این بازی نقش پررنگی داشت. قبل از بازی و بین 2نیمه اتفاق خاصی در رختکن تیم ملی رخ نداد، اما نقش ویرا در آمادگی ذهنی بازیکنان تیم ملی را نمی‌توان کتمان کرد.
    بعد از 23سال حرفی مانده که تاکنون در مورد این بازی نزده باشید؟
تنها حرفی که مانده این است که هیچ مسابقه‌ای از جنس بازی ایران و استرالیا، دیگر در فوتبال ایران تکرار نخواهد شد.
    تیم ملی در آن سال‌ها به‌سختی به جام‌جهانی رفت. الان هم شرایطی پیش آمده که تیم ملی راهش برای صعود به جام‌جهانی سخت شده است. فکر می‌کنید این تیم درنهایت می‌تواند به جام‌جهانی2022 صعود کند؟
ما آن موقع با تیمی مواجه شدیم که تحت هر شرایطی فوتبال بازی می‌کرد و برای صعود به جام‌جهانی به ضد‌فوتبال متوسل نشد. استرالیا در لحظاتی که 2 بر صفر جلو بود باز حمله می‌کرد و همین فوتبال هجومی آنها باعث شد ناغافل 2 گل بخورند و قافیه را به ما ببازند اما تردید نداشته باشید که عراق و بحرین با یک دفاع اتوبوسی و برای وقت‌کشی به تهران می‌آیند.

خداداد عزیزی در بیست‌و‌سومین سالگرد بازی به‌یادماندنی ایران و استرالیا خاطره های جالبی را بازگو می کند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5fbfa3a36ddc7_2020-11-26_16-16
6 آذر 1399 - 16:16

وقتی ساندرو پل، داور مجارستانی بازی ایران و استرالیا، سوت پایان بازی را به صدا درآورد، قریب به اتفاق فوتبال‌دوستان ایرانی مبهوت مانده بودند و برایشان دور از باور بود که بازیکنان ایرانی با ساق‌های خسته، تیم پرستاره استرالیا را با فوجی از بازیکنان سرشناس تسلیم کرده‌اند. خداداد عزیزی، یکی از ستاره‌های بی‌چون و چرای فوتبال ایران در آن سال‌ها، در بطن همه اتفاقات مهم این بازی قرار داشت. در مورد این بازی دراماتیک نقل‌قول‌های بسیاری مطرح شده، اما خداداد عزیزی با گذشت 23سال هنوز حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد و بازی ایران و استرالیا را نه یک مسابقه معمولی فوتبال که رویدادی فرهنگی و اجتماعی و عامل وفاق مردم در آن روز خاص می‌داند. به مناسبت هشتم آذر و سالگرد رویارویی ایران و استرالیا، با خداداد عزیزی، ستاره انگشت‌نمای این بازی نمادین گفت‌وگو کرده‌ایم.

    اصلا یادتان هست که سالگرد بازی ایران و استرالیاست؟
مگر می‌شود یادم برود. باورش سخت است که 23سال از این بازی گذشت.
    در طول این سال‌ها، بارها درباره اتفاقات ریز و درشت این بازی صحبت شده، اما کسی نمی‌گوید اصلا چرا نتوانستیم از گروهی که شامل عربستان و قطر و کویت بود صعود کنیم و کارمان به بازی پلی‌آف و بازی با استرالیا کشید.
واقعیت ماجرا این است که در دور رفت مسابقات مقدماتی جام‌جهانی‌1998 خیلی خوب نتیجه گرفتیم، اما در دور برگشت کارمان گره خورد. ما در دور برگشت، چین را بردیم و با کویت مساوی کردیم و بقیه بازی‌ها را باختیم. استنباط من این است که حریفمان را دست‌کم گرفتیم و کار را تمام‌شده دانستیم. شاید تقدیرمان این بود که به بازی پلی‌آف با ژاپن برسیم و بعد از باخت میلی‌متری به ژاپنی‌ها، برسیم به بازی با استرالیا. باور کنید هنوز هم برایم قابل هضم نیست که فاصله 6امتیازی با تیم دوم جدول را از دست دادیم و از گروهمان صعود نکردیم.
    نیمه اول بازی با استرالیا فشار وحشتناکی به خط دفاعی تیم ملی ایران وارد شد، اما انگار یک نفر از دروازه ما مراقبت می‌کرد. به‌عنوان بازیکن در داخل زمین چنین احساسی داشتید؟
بازی ایران و استرالیا از خیلی جهت‌ها بسیار عجیب و بی‌تکرار است. من باور نمی‌کردم که بتوانیم استرالیا را ببریم و تصورم این بود که در برابر ژاپن کار را تمام کنیم، اما در دقایق آخر آن بازی کم آوردیم و باختیم. در بازی رفت، استرالیا یک گل به ما زد و از گل زده‌اش مراقبت می‌کرد و ما هم با فشار تماشاگر یک گل زدیم و بازی تمام شد، اما خوش‌بین‌ترین هوادار فوتبال در ایران فکرش را نمی‌کرد بتوانیم در ملبورن 2 بر 2 مساوی کنیم. این تنها نتیجه‌ای بود که ما را به جام‌جهانی می‌برد، چراکه اصلا کسی به باخت استرالیا در ملبورن فکر هم نمی‌کرد. آن روز خدا با ما بود و انگار استرالیا در برابر یک ملت قرار گرفته بود.
    بعدها وقتی تومیسلا ایویچ سرمربی تیم ملی ایران در جام‌جهانی 1998 شده بود گفته بود ایران در نیمه اول باید 5گل می‌خورد؟
به‌نظرم در همان 10دقیقه اول بازی باید 3 یا 4 گل می‌خوردیم اما احمدرضا عابدزاده آن روز خیلی درخشان بازی کرد. اگر من به‌عنوان مهاجم یک موقعیت را از دست بدهم کمتر کسی خرده می‌گیرد، اما وقتی دروازه‌بان در یک بازی 2 یا 3گل بخورد زیر تیغ انتقادها قرار می‌گیرد. برای همین همیشه می‌گویم کار دروازه‌بان‌ها در فوتبال خیلی سخت است. احمدرضا عابدزاده در فوتبال ایران روزهای خوب کم نداشت و به‌نظرم بهترین دروازه‌بان تاریخ فوتبال ایران است، اما در آن بازی چیز دیگری بود.
    فکر می‌کنید اگر جز عابدزاده دروازه‌بان دیگری در چارچوب دروازه ایران بود به جام‌جهانی نمی‌رفتیم؟
بله، من اعتقاد دارم اگر عابدزاده نبود به جام‌جهانی نمی‌رفتیم.
    البته خیلی‌ها معتقدند سلسله اتفاقاتی باعث رقم خوردن آن نتیجه تاریخی و صعود به جام‌جهانی فرانسه شد و درخشش احمدرضا عابدزاده یکی از همان اتفاقات بود. فکر می‌کنید منبع انرژی عظیمی که به همه بازیکنان تزریق شد کجا بود؟
من فکر می‌کنم این انرژی از داخل ایران به ما رسید. اگر همین الان با فوتبال‌دوستان آن موقع که بین آنها پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هم بودند درباره بازی با استرالیا صحبت کنید بدون تردید به شما می‌گویند وقتی بازی جریان داشت، سر سجاده بودند و برای موفقیت بچه‌های تیم ملی نماز می‌خواندند و دعا می‌کردند. البته انرژی عظیمی که از داخل ایران به ما می‌رسید مختص یک قشر خاص نبود. شاید از معدود روزهایی بود که همه مردم ایران، از بازاری و دکتر و مهندس و فقیر و غنی کنار هم قرار گرفتند. کم پیش می‌آید که شیرینی‌فروشی‌ها به مردم شیرینی مجانی بدهند، اما بعد از بازی ایران و استرالیا چنین کاری کردند. من معتقدم دعای خیر و انرژی مثبت مردم از دل‌های صاف و صادق آمد و دستمان را گرفت. هر کسی به طریقی دل در گروی صعود ایران به جام‌جهانی داشت. چه دانشجویان و دانش‌آموزانی که برای دیدن آن بازی از مدرسه فرار کردند. وقتی 2 بر صفر از استرالیا عقب بودیم عده‌ای شیشه تلویزیون‌شان را شکستند و عده‌ای دیگر قهر کردند و قید تماشای بقیه بازی را زدند. همه این اتفاقات، نشانه همدلی و موج مثبتی بود که به سمت ما روانه می‌شد و اتفاقات داخل زمین را رقم می‌زد. احمدرضا عابدزاده بهترین بازی عمرش را انجام داد، علی دایی بهترین پاس زندگی‌اش را به من داد، کریم باقری محروم بود و قبل از بازی بخشیده شد تا گل اول را بزند، دفاع ما در نیمه‌اول ضعیف عمل کرد، اما در نیمه دوم و به‌خصوص بعد از گل تساوی عالی عمل کرد. حتی جواد خیابانی بهترین گزارش عمرش را انجام داد.
    گزارش جواد خیابانی هم به‌یاد ماندنی شد؛ مثلا بعد از گل دوم که شما به ثمر رساندید مدام تکرار می‌کرد «باز هم روی زمین». تاکتیک ایران در برابر استرالیا این بود که با وجود داشتن مهاجمی مثل علی دایی باز هم روی زمین بازی کند؟
من فکر می‌کنم منظور جواد خیابانی مارک بوسنیچ، دروازه‌بان نگون‌بخت استرالیا بود که باز هم از روی زمین گل خورد، وگرنه ما در آن بازی چیزی به نام تاکتیک نداشتیم. فوتبال ما اساسا تاکتیکی نبوده و الان هم نیست. اینکه برخی مربیان لیگ برتری ادا درمی‌آورند و می‌گویند ما یک فوتبال تاکتیکی بازی کردیم خنده‌دار است. فوتبال ایران از قدیم یک فوتبال کاملا احساسی و مبتنی بر تکنیک فردی و تعصب و غیرت بازیکنان بوده. مقابل استرالیا هم اصلا تاکتیک تیمی نداشتیم و هر دو گل روی نبوغ و تعصب بازیکنان به ثمر رسید.
    آن صحنه‌ای هم که والدیر ویرا، سرمربی برزیلی تیم ملی سیگارش را روی زمین انداخت و بعد از گل دوم دوباره آن را از روی زمین برداشت در ذهن تماشاگران ایرانی ماند. در این سال‌ها نقل‌قول‌های فراوانی درباره نقش مربی برزیلی در صعود ایران به جام‌جهانی فرانسه مطرح شده. درست است که می‌گویند ویرا در رقم خوردن این نتیجه نقشی نداشت؟
بدون تردید ویرا در رقم خوردن نتیجه این بازی نقش پررنگی داشت. قبل از بازی و بین 2نیمه اتفاق خاصی در رختکن تیم ملی رخ نداد، اما نقش ویرا در آمادگی ذهنی بازیکنان تیم ملی را نمی‌توان کتمان کرد.
    بعد از 23سال حرفی مانده که تاکنون در مورد این بازی نزده باشید؟
تنها حرفی که مانده این است که هیچ مسابقه‌ای از جنس بازی ایران و استرالیا، دیگر در فوتبال ایران تکرار نخواهد شد.
    تیم ملی در آن سال‌ها به‌سختی به جام‌جهانی رفت. الان هم شرایطی پیش آمده که تیم ملی راهش برای صعود به جام‌جهانی سخت شده است. فکر می‌کنید این تیم درنهایت می‌تواند به جام‌جهانی2022 صعود کند؟
ما آن موقع با تیمی مواجه شدیم که تحت هر شرایطی فوتبال بازی می‌کرد و برای صعود به جام‌جهانی به ضد‌فوتبال متوسل نشد. استرالیا در لحظاتی که 2 بر صفر جلو بود باز حمله می‌کرد و همین فوتبال هجومی آنها باعث شد ناغافل 2 گل بخورند و قافیه را به ما ببازند اما تردید نداشته باشید که عراق و بحرین با یک دفاع اتوبوسی و برای وقت‌کشی به تهران می‌آیند.

منبع: همشهری

70

نظرات 5
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
حسین 1 0 پاسخ 1399/9/7 -11:16

دم خدادادگرم بچه مشهد پرچم مشهدهمیشه بالاست اونروز چقدراسترس داشتیم چقدرشادشدیم تاصبح توخیابون شیرینی این پیروزی تاآخرعمرازذهن ملت ایران بیرون نمیره دم عابدزاده گرم معجزه کرد علی دایی شهریار کریم باقری همه باغیرت ومتعصب بودند

امید 1 0 پاسخ 1399/9/7 -09:41

روزبازی ایران واسترالیا آقام خدابیامرز با دست خالی ده کیلوشیرینی تقسیم کرد این بازی تکرارشدنی نیست

ARAB 2 0 پاسخ 1399/9/7 -03:23

فوتبال فقط زمان شماها نه الان دمتون گرم

مهدی 6 1 پاسخ 1399/9/6 -20:21

اخی واقعا یادش بخیر ررررررر،،، آون موقع من دانشجو بودم،، همون روز بدون سحری روزه گرفتم به نیت پیروزی،،، توی خوابگاه پای تلوزیون یخ کردم از بس خدا و ائمه رو صدا زدیم،،، بعد پیروزی ریختیم توی خیابون و رفتیم شاه چراغ،،، آون روز شبیه پیروزی انقلاب بهمن 57 بود مردم با شیرینی از هم پذیرایی می کردند،،،، غیرت هم فقط غیرت آون فوتبالیست ها،،،، که تعصب بود و بس،،، نه پول،، دم همتون گرم،،، بخصوص خداداد عزیزمون

محمد 5 0 پاسخ 1399/9/6 -17:55

یاد اون روزها بخیر ، بدون شک بهترین دوران تیم ملی تاریخ ایران همین تیم بود ،

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
ترور دکتر فخری زاده ایران را از برنامه هسته ای خود عقب نمی‌ اندازد/ جمهوری اسلامی به دنبال سلاح هسته ای نیست
فرزندانی که راهشان از پدر جدا شد / وقتی آقازاده‌ها می‌خواهند انقلاب را ببلعند!
می خواهند حذف روحانی را گردن سپاه بیندازند / بمباران شهرهای اسرائیل کاری ندارد ولی فریب نمی خوریم / ترور شهید فخری زاده ممکن است کار شبکه آقازاده ها و دامادهای مسئولان باشد! / جنگ سرد جدید آغاز شده، منتظر ترورهای بیشتر باشید
روش‌های ترور موساد؛ از شلیک موتور سوار تا فعالیت گروه کیدون/ دو شهری که حیاط خلوت جاسوس‌های اسرائیل شده است
اطلاعاتی جالب از دفاع مقدس؛ از کوچک‌ترین شهید تا مسن‌ترین رزمنده با ۱۰۵ سال سن‌/ شهناز، نام اولین شهید زن / تلخ‌ترین روز جنگ چه روزی بود؟
رضاشاه فراماسون نبود / چرخش پهلوی اول به‌سوی آلمانها با چراغ سبز انگلیس بود / قاجارها هم به‌دنبال توسعه ایران بودند ولی نگذاشتند / رضاخان به مجلس می‌گفت طویله! / رضاشاه نمی‌رفت، انقلاب می‌شد