قاتل خارجی دوست تنبلش را در تهران کشت


2 آبان 1399 - 23:38
5f93383692910_2020-10-23_23-38
کارگر جوان که در درگیری با همکارش وی را کشته بود در حالی برای دومین بار در دادگاه محاکمه می شود که قرار است ریس قوه قضاییه درباره سرنوشت وی اظهارنظر کند.

رسیدگی به این پرونده از دو سال قبل به دنبال پیدا شدن جسد خونین مرد 27ساله ای در ساختمانی نیمه ساز در سعادت آباد آغاز شد.
شواهد نشان می داد این کارگر ساختمانی با ضربه جسم سخت به سرش از پا در آمده است.

صاحب ملک که با پلیس تماس گرفته و ماجرا را تشریح کرده بود گفت: صبح وقتی برای سرکشی به ساختمان نیمه ساز آمدم با جسد خونین عزیز روبه رو شدم.

مرد دیگری به نام نورالله هم در این ساختمان کار می کرد اما هیچ خبری از او نیست و به نظرم ناپدید شده است. جسد کارگر جوان با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و فرضیه دست داشتن نورالله در جنایت قوت گرفت.

 قاتل در فرار از کشور ناکام ماند
چند روز از این ماجرا گذشته بود که پلیس رد نورالله را در نقطه صفر مرزی یافت و وی را بازداشت کرد. این مرد که سعی داشت از کشور بگریزد که به دام افتاد و به جدال خونین با همکارش اعتراف کرد.

در این میان تلاش برای شناسایی اولیای دم بی نتیجه ماند و ردی از خانواده عزیز پیدا نشد.

با این حال نورالله در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و به تشریح جدال خونین پرداخت.
وی گفت: من و عزیز چند سال قبل برای پیدا کردن کار به ایران آمدیم. مدتی بود در ساختمان نیمه ساز کار می کردیم اما عزیز تنبل بود.

او کارهای سخت را به من واگذار می کرد. به همین خاطر چندبار با هم درگیر شده بودیم.آخرین بار سر همین موضوع به او اعتراض کردم. اما او فحاشی کرد و به خانواده ام ناسزا گفت. به همین خاطر دعوا میان ما بالا گرفت. من مدتها بود رفتارهای بد او را تحمل می کردم اما اخرین بار کنترل اعصابم را از دست دادم و با میله آهنی به سرش زدم.

وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت: باور کنید نمی خواستم عزیز را بکشم. فقط می خواستم او را تنبیه کنم تا دست از تنبلی بردارد. اما وقتی بیهوش روی زمین افتاد ترسیدم. من وسایلم را جمع کردم تا از کشور فرار کنم اما بازداشت شدم.
این متهم که به شدت اشک می ریخت گفت من پشیمان هستم و حالا هم هیچ نشانی از خانواده عزیز ندارم.من و عزیز وقتی به ایران آمدیم تنها بودیم من او را مانند برادرم دوست داشتم و به همین خاطر هم ،مدتها تنبلی او را تحمل کردم.اما آخرین بار از کوره در رفتم و اشتباه بزرگی مرتکب شدم.حالا تقاضای بخشش دارم.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و طبق ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی اگر در آن آمده است «چنانچه مقتول یا مجنیٌ علیه یا ولی دمی که صغیر یا مجنون است ولی نداشته باشد و یا ولی او شناخته نشود و یا به او دسترسی نباشد، ولی او، مقام رهبری است و رئیس قوه قضائیه با استیذان از مقام رهبری و در صورت موافقت ایشان، اختیار آن را به دادستانهای مربوط تفویض می کند« از رییس قوه قضاییه خواستند تا درباره سرنوشت نورالله تصمیم بگیرد و درخواست قصاص یا دیه را مطرح کند.
بعد از این اظهارنظر قرار است نورالله بار دیگر در دادگاه دفاع کند 

کارگر جوان که در درگیری با همکارش وی را کشته بود در حالی برای دومین بار در دادگاه محاکمه می شود که قرار است ریس قوه قضاییه درباره سرنوشت وی اظهارنظر کند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5f93383692910_2020-10-23_23-38
2 آبان 1399 - 23:38

رسیدگی به این پرونده از دو سال قبل به دنبال پیدا شدن جسد خونین مرد 27ساله ای در ساختمانی نیمه ساز در سعادت آباد آغاز شد.
شواهد نشان می داد این کارگر ساختمانی با ضربه جسم سخت به سرش از پا در آمده است.

صاحب ملک که با پلیس تماس گرفته و ماجرا را تشریح کرده بود گفت: صبح وقتی برای سرکشی به ساختمان نیمه ساز آمدم با جسد خونین عزیز روبه رو شدم.

مرد دیگری به نام نورالله هم در این ساختمان کار می کرد اما هیچ خبری از او نیست و به نظرم ناپدید شده است. جسد کارگر جوان با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و فرضیه دست داشتن نورالله در جنایت قوت گرفت.

 قاتل در فرار از کشور ناکام ماند
چند روز از این ماجرا گذشته بود که پلیس رد نورالله را در نقطه صفر مرزی یافت و وی را بازداشت کرد. این مرد که سعی داشت از کشور بگریزد که به دام افتاد و به جدال خونین با همکارش اعتراف کرد.

در این میان تلاش برای شناسایی اولیای دم بی نتیجه ماند و ردی از خانواده عزیز پیدا نشد.

با این حال نورالله در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و به تشریح جدال خونین پرداخت.
وی گفت: من و عزیز چند سال قبل برای پیدا کردن کار به ایران آمدیم. مدتی بود در ساختمان نیمه ساز کار می کردیم اما عزیز تنبل بود.

او کارهای سخت را به من واگذار می کرد. به همین خاطر چندبار با هم درگیر شده بودیم.آخرین بار سر همین موضوع به او اعتراض کردم. اما او فحاشی کرد و به خانواده ام ناسزا گفت. به همین خاطر دعوا میان ما بالا گرفت. من مدتها بود رفتارهای بد او را تحمل می کردم اما اخرین بار کنترل اعصابم را از دست دادم و با میله آهنی به سرش زدم.

وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت: باور کنید نمی خواستم عزیز را بکشم. فقط می خواستم او را تنبیه کنم تا دست از تنبلی بردارد. اما وقتی بیهوش روی زمین افتاد ترسیدم. من وسایلم را جمع کردم تا از کشور فرار کنم اما بازداشت شدم.
این متهم که به شدت اشک می ریخت گفت من پشیمان هستم و حالا هم هیچ نشانی از خانواده عزیز ندارم.من و عزیز وقتی به ایران آمدیم تنها بودیم من او را مانند برادرم دوست داشتم و به همین خاطر هم ،مدتها تنبلی او را تحمل کردم.اما آخرین بار از کوره در رفتم و اشتباه بزرگی مرتکب شدم.حالا تقاضای بخشش دارم.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و طبق ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی اگر در آن آمده است «چنانچه مقتول یا مجنیٌ علیه یا ولی دمی که صغیر یا مجنون است ولی نداشته باشد و یا ولی او شناخته نشود و یا به او دسترسی نباشد، ولی او، مقام رهبری است و رئیس قوه قضائیه با استیذان از مقام رهبری و در صورت موافقت ایشان، اختیار آن را به دادستانهای مربوط تفویض می کند« از رییس قوه قضاییه خواستند تا درباره سرنوشت نورالله تصمیم بگیرد و درخواست قصاص یا دیه را مطرح کند.
بعد از این اظهارنظر قرار است نورالله بار دیگر در دادگاه دفاع کند 

منبع: رکنا

38

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
روش‌های ترور موساد؛ از شلیک موتور سوار تا فعالیت گروه کیدون/ دو شهری که حیاط خلوت جاسوس‌های اسرائیل شده است
توضیحات روحانی که اظهاراتش جنجال به پا کرد/ نگفتم طلاب کاخ‌نشین باشند، طلبه حقوقی می‌گیرد که حتی نمی‌تواند به دیدار پدرش برود
ناو اقیانوس‌پیمای ایرانی که تمام معادلات آمریکا را به هم می‌ریزد / راهبرد جدید دفاعی برای حفظ امنیت خلیج فارس / عکس
۳ میلیون نفر سرباز فراری داریم!/ پیشنهاد جدید، سربازی داوطلبانه و افزایش ۹۰ درصدی حقوق کادری‌هاست/ مالیات تامین امنیت، گره گشاست/ پارتی‌بازی از بین می‌رود/ سربازی اجباری معنا ندارد
اطلاعاتی جالب از دفاع مقدس؛ از کوچک‌ترین شهید تا مسن‌ترین رزمنده با ۱۰۵ سال سن‌/ شهناز، نام اولین شهید زن / تلخ‌ترین روز جنگ چه روزی بود؟
رضاشاه فراماسون نبود / چرخش پهلوی اول به‌سوی آلمانها با چراغ سبز انگلیس بود / قاجارها هم به‌دنبال توسعه ایران بودند ولی نگذاشتند / رضاخان به مجلس می‌گفت طویله! / رضاشاه نمی‌رفت، انقلاب می‌شد