ایرانِ قوی ابراهیم رئیسی، چگونه ایرانی است؟


29 خرداد 1400 - 19:22
60ce04a958999_2021-06-19_19-22
مصطفی انتظاری هروی / مدرس علوم سیاسی دانشگاه

سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور منتخب، با شعار «ایران قوی» و «دولت قوی» در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم به پیروزی رسید. انتخاباتی که البته در آن چهره ای شناخته شده که بتواند جامه رقیب به تن کند، وجود نداشت. با این وجود حتی اگر رقبایی از جنس علی لاریجانی نیز در عرصه بودند، شاید نتیجه امروز انتخابات تفاوت چندانی نداشت.

اما حالا که ابراهیم رئیسی توانست پس از یک دوره شکست، در این انتخابات به پیروزی برسد، چگونه ایرانی خواهد ساخت؟ ایرانِ قوی که او وعده اش را به هواداران داده، چگونه ایرانی است؟ آیا ایرانِ قوی، تنها در دولتی قوی خلاصه می شود یا اینکه دولت قوی او، تنها ابزاری برای قدرت ایران است؟

دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «دالان باریک»، به خوبی توضیح می دهند که توسعه کشورها از یک دالان بسیار باریک عبور می کند. این دالان از دو سو محدود می شود. یکی از سوی دولت فربه، که جایی برای رشد جامعه مدنی نمی گذارد و قدرت کشور را به قدرت دولت و حتی به قدرت شخص حاکم محدود می کند و از سوی دیگر، جامعه رها و دولتی ضعیف که نتیجه اش، هرج و مرج و بهم ریختگی اجتماعی و سیاسی است.

به گمان این دو، اگر فقط دولت قوی وجود داشته باشد، بدون آنکه جامعه قدرتمند شود، استبداد به وجود می آید و اما اگر فقط جامعه قوی شده و دولت ضعیف بماند، آنارشی، کشور را به ورطه سقوط خواهد کشاند.

در بین این دو، نقطه تعادلی وجود دارد. آنجا که هم جامعه قدرتمند است و هم دولت. هم مردم از رفاع، ثروت و قدرت انتخاب و تغییر برخوردارند و هم دولت هراسی از جریانات فاسد و باندهای مافیایی ندارد. در چنین وضعیتی است که یک کشور به سمت توسعه حرکت می کند. در این وضعیت، جامعه قدرتمند، مقابل استبداد دولت می ایستد و دولت قدرتمند، جامعه را در ریل حرکت به سمت توسعه نگاه داشته و نمی گذارد به مسیری دیگر برود.

حالا اگر با این نظریه، شعار انتخاباتی ابراهیم رئیسی، نامزد پیروز در انتخابات سیزدهم را بررسی کنیم، به نظر می رسد او سعی دارد تا از همین زاویه، هم به جامعه ای قدرتمند برسد و هم دولتی که با قدرت این جامعه را نمایندگی کند. رسیدن به چنین آرمانی البته ساده نیست. در سالهای اخیر به دلیل ضعف های ساختاری و مشکلات مدیریتی، هم جامعه دچار رهاشدگی و نوعی آنارشیسم شده و باندهای فساد جان گرفته اند و هم دولت، دچار ضعف در جلب اعتماد مردم و یا اعمال قانون شده و اسیر نجومی بگیران شده است.

نتیجه این وضعیت، فقر و ضعف شدید جامعه از یکسو و ناکارآمدی دولت از سوی دیگر است. نقطه ای که برخلاف نقطه آرمانی شعار انتخاباتی ابراهیم رئیسی است و او حالا نه فقط باید به سمت بازگرداندن قدرت به دولت گام بردارد، بلکه همزمان می بایست جامعه را نیز قدرتمند کرده و عزت از دست رفته را به آن بازگرداند.

رئیسی برای قدرت دادن به دولت، باید نوعی اجماع نخبگانی و ساختاری به وجود آورد. او مانند حسن روحانی نیست که با قوای دیگر چالش سیاسی داشته باشد. رئیسی از حمایت دستکم 220 نماینده ای در مجلس برخوردار است که از او دعوت کردند کاندیدا شود. رئیسی همچنین به عنوان رئیس پیشین قوه قضائیه، نفوذ موثری در میان مدیران قضایی دارد. او همچنین با نهادهای نظامی و حاکمیتی نیز روابطی نزدیک دارد و بعید است دستکم در کوتاه مدت با آنها به چالش برسد.

رئیس جمهور منتخب باید بکوشد تا مانع از تقلیل شعار انتخاباتی خود شده و به طور همزمان و به گونه ای متوازن، قدرت را به دولت و جامعه بازگرداند. رئیسی باید به این نکته توجه کند که ضعف یک سوی دوگانه «دولت / جامعه»، نمی تواند با قدرت بال دیگر این دوگانه جبران شود

اما هرچه مسیر رئیسی برای ساختن دولتی قوی، به ظاهر هموار است، راه او برای قوی کردن جامعه بسیار ناهموار است. سقوط ارزش پول ملی، تداوم تحریمهای خارجی، رشد شدید بیکاری به دلیل شیوع کرونا، بحران تحزب و همکاری های جمعی، فروپاشی اخلاقی در جامعه و از دست رفتن امید و اعتماد بخشی از مردم به آینده، باعث شده تا همچنان جامعه در ضعف گذشته باقی بماند و رئیسی تاکنون برنامه ای امیدبخش برای رفع مشکلات کنونی ارائه نداده است.

اگر این وضعیت را دولت رئیسی نتواند در زمان مشخصی کنترل کند، ممکن است شعار انتخاباتی او، از «ایران قوی، دولت قوی»، به «دولت قوی» محدود شود که نتیجه اش، براساس نظریه دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «دالان باریک»، نگران کننده است. بنابراین رئیس جمهور منتخب باید بکوشد تا مانع از تقلیل شعار انتخاباتی خود شده و به طور همزمان و به گونه ای متوازن، قدرت را به دولت و جامعه بازگرداند. رئیسی باید به این نکته توجه کند که ضعف یک سوی دوگانه «دولت / جامعه»، نمی تواند با قدرت بال دیگر این دوگانه جبران شود. او برای تامین رضایت مردم و رفع تدریجی مشکلات، باید زمینه را برای قدرتمند کردن جامعه و دولت به طور همزمان فراهم کند.

البته جریانات اجتماعی و روشنفکری نباید با افزایش فشار بر دولت رئیسی، او را وادار کنند به یک سوی این دوگانه بغلطد، اما شاید جامعه باید به طور مداوم به او یادآوری کند که انتظار از رئیس جمهور منتخب، فقط قوی تر کردن دولت نیست، بلکه انتظار، قوی ساختن همزمان ایران و دولت ایران است و اگر این مطالبه محقق نشود، شاید آخرین امیدها برای باز نگاه داشتن «دالان باریک توسعه» به ناامیدی ختم شود.

مصطفی انتظاری هروی / مدرس علوم سیاسی دانشگاه

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

60ce04a958999_2021-06-19_19-22
29 خرداد 1400 - 19:22

سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور منتخب، با شعار «ایران قوی» و «دولت قوی» در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم به پیروزی رسید. انتخاباتی که البته در آن چهره ای شناخته شده که بتواند جامه رقیب به تن کند، وجود نداشت. با این وجود حتی اگر رقبایی از جنس علی لاریجانی نیز در عرصه بودند، شاید نتیجه امروز انتخابات تفاوت چندانی نداشت.

اما حالا که ابراهیم رئیسی توانست پس از یک دوره شکست، در این انتخابات به پیروزی برسد، چگونه ایرانی خواهد ساخت؟ ایرانِ قوی که او وعده اش را به هواداران داده، چگونه ایرانی است؟ آیا ایرانِ قوی، تنها در دولتی قوی خلاصه می شود یا اینکه دولت قوی او، تنها ابزاری برای قدرت ایران است؟

دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «دالان باریک»، به خوبی توضیح می دهند که توسعه کشورها از یک دالان بسیار باریک عبور می کند. این دالان از دو سو محدود می شود. یکی از سوی دولت فربه، که جایی برای رشد جامعه مدنی نمی گذارد و قدرت کشور را به قدرت دولت و حتی به قدرت شخص حاکم محدود می کند و از سوی دیگر، جامعه رها و دولتی ضعیف که نتیجه اش، هرج و مرج و بهم ریختگی اجتماعی و سیاسی است.

به گمان این دو، اگر فقط دولت قوی وجود داشته باشد، بدون آنکه جامعه قدرتمند شود، استبداد به وجود می آید و اما اگر فقط جامعه قوی شده و دولت ضعیف بماند، آنارشی، کشور را به ورطه سقوط خواهد کشاند.

در بین این دو، نقطه تعادلی وجود دارد. آنجا که هم جامعه قدرتمند است و هم دولت. هم مردم از رفاع، ثروت و قدرت انتخاب و تغییر برخوردارند و هم دولت هراسی از جریانات فاسد و باندهای مافیایی ندارد. در چنین وضعیتی است که یک کشور به سمت توسعه حرکت می کند. در این وضعیت، جامعه قدرتمند، مقابل استبداد دولت می ایستد و دولت قدرتمند، جامعه را در ریل حرکت به سمت توسعه نگاه داشته و نمی گذارد به مسیری دیگر برود.

حالا اگر با این نظریه، شعار انتخاباتی ابراهیم رئیسی، نامزد پیروز در انتخابات سیزدهم را بررسی کنیم، به نظر می رسد او سعی دارد تا از همین زاویه، هم به جامعه ای قدرتمند برسد و هم دولتی که با قدرت این جامعه را نمایندگی کند. رسیدن به چنین آرمانی البته ساده نیست. در سالهای اخیر به دلیل ضعف های ساختاری و مشکلات مدیریتی، هم جامعه دچار رهاشدگی و نوعی آنارشیسم شده و باندهای فساد جان گرفته اند و هم دولت، دچار ضعف در جلب اعتماد مردم و یا اعمال قانون شده و اسیر نجومی بگیران شده است.

نتیجه این وضعیت، فقر و ضعف شدید جامعه از یکسو و ناکارآمدی دولت از سوی دیگر است. نقطه ای که برخلاف نقطه آرمانی شعار انتخاباتی ابراهیم رئیسی است و او حالا نه فقط باید به سمت بازگرداندن قدرت به دولت گام بردارد، بلکه همزمان می بایست جامعه را نیز قدرتمند کرده و عزت از دست رفته را به آن بازگرداند.

رئیسی برای قدرت دادن به دولت، باید نوعی اجماع نخبگانی و ساختاری به وجود آورد. او مانند حسن روحانی نیست که با قوای دیگر چالش سیاسی داشته باشد. رئیسی از حمایت دستکم 220 نماینده ای در مجلس برخوردار است که از او دعوت کردند کاندیدا شود. رئیسی همچنین به عنوان رئیس پیشین قوه قضائیه، نفوذ موثری در میان مدیران قضایی دارد. او همچنین با نهادهای نظامی و حاکمیتی نیز روابطی نزدیک دارد و بعید است دستکم در کوتاه مدت با آنها به چالش برسد.

رئیس جمهور منتخب باید بکوشد تا مانع از تقلیل شعار انتخاباتی خود شده و به طور همزمان و به گونه ای متوازن، قدرت را به دولت و جامعه بازگرداند. رئیسی باید به این نکته توجه کند که ضعف یک سوی دوگانه «دولت / جامعه»، نمی تواند با قدرت بال دیگر این دوگانه جبران شود

اما هرچه مسیر رئیسی برای ساختن دولتی قوی، به ظاهر هموار است، راه او برای قوی کردن جامعه بسیار ناهموار است. سقوط ارزش پول ملی، تداوم تحریمهای خارجی، رشد شدید بیکاری به دلیل شیوع کرونا، بحران تحزب و همکاری های جمعی، فروپاشی اخلاقی در جامعه و از دست رفتن امید و اعتماد بخشی از مردم به آینده، باعث شده تا همچنان جامعه در ضعف گذشته باقی بماند و رئیسی تاکنون برنامه ای امیدبخش برای رفع مشکلات کنونی ارائه نداده است.

اگر این وضعیت را دولت رئیسی نتواند در زمان مشخصی کنترل کند، ممکن است شعار انتخاباتی او، از «ایران قوی، دولت قوی»، به «دولت قوی» محدود شود که نتیجه اش، براساس نظریه دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «دالان باریک»، نگران کننده است. بنابراین رئیس جمهور منتخب باید بکوشد تا مانع از تقلیل شعار انتخاباتی خود شده و به طور همزمان و به گونه ای متوازن، قدرت را به دولت و جامعه بازگرداند. رئیسی باید به این نکته توجه کند که ضعف یک سوی دوگانه «دولت / جامعه»، نمی تواند با قدرت بال دیگر این دوگانه جبران شود. او برای تامین رضایت مردم و رفع تدریجی مشکلات، باید زمینه را برای قدرتمند کردن جامعه و دولت به طور همزمان فراهم کند.

البته جریانات اجتماعی و روشنفکری نباید با افزایش فشار بر دولت رئیسی، او را وادار کنند به یک سوی این دوگانه بغلطد، اما شاید جامعه باید به طور مداوم به او یادآوری کند که انتظار از رئیس جمهور منتخب، فقط قوی تر کردن دولت نیست، بلکه انتظار، قوی ساختن همزمان ایران و دولت ایران است و اگر این مطالبه محقق نشود، شاید آخرین امیدها برای باز نگاه داشتن «دالان باریک توسعه» به ناامیدی ختم شود.

منبع: خبرفوری

17

نظرات 11
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
2 1 پاسخ 1400/4/14 -08:07

ریس جمهور منتصب

مورخ 2 0 پاسخ 1400/4/11 -20:06

جناب دکتر هروی گرامی تحلیل ارزشمندی بود بنده فقط دو نکته را یاداوری مینمایم اول این که اکثریت مسئو لین ما فرق قدرت و اقتدار را نمیدانند و به همین دلیل تعریف دولت قوی را فقط از نظرامکانات مادی و امنیتی در نظر میگیرند وبه بیراهه میروند در حالیکه دولت مقتدر بدون ملت قوی وغنی سرابی بیش نیست بنا براین دولتی که مبخواهد قوی باشد در درجه اول ملتش را متنعم و به خود متکی میسازد دوم انکه هیچ اقتداری برای هیچ دولتی حاصل نمیشود جز اینکه ریشه فساد و تملق وآمار سازی و عوامفریبی در آن خشکانده و سرمایه کافی اجتماعی در آن کشور به وجود آمده باشد که آرزو میکنیم این اتفاق مبارک در کشورمان روی دهد با تشکر از مقالات مو شکافانه شما.....

موج 3 1 پاسخ 1400/4/8 -14:52

آقای انتظاری به مغز خودشون استراحت بدن بهتره , مشکلات ایران فقط داخلیه , تحریم ها حداکثر تا 20 درصد ممکنه صنعت و دچار مشکل کنه که ایرانی جماعت قطعاً حل میکنند . دولت رئیسی فقط جلوی دزدی بگیره .

حسنعلي ابرا 2 1 پاسخ 1400/4/6 -08:38

از ابتدا شعار رو اشتباه خوانده و براساس آن تا آخر تحليل اشتباه رفته... شعار اين بود: ايران قوى، دولت مردمى

سل 3 2 پاسخ 1400/4/6 -08:11

شبیه کره شمالی خواهد بود

محمد 5 5 پاسخ 1400/3/29 -21:58

آیا وقت آن نرسیده که از چپ وراست گفتن بگذریم چقدر بدبختیها باهردوی این گروهها کشیدیم.تمام فرهیختگان ونخبگان خواهشا باتوجه به دعوت سید محترم دست بدست هم بدهیدتا ان شاالله ایرانی سربلندوخندان توام باآرامش بسازیم.

معلم 6 10 پاسخ 1400/3/29 -20:18

اقای دکتر انتطاری کاری نداره همین الان حالا که اصلاح طلبان رای نیاوردند طبق روال گذشته زمان مرحوم هاشمی یک زنگ بزنن به کاخ سفید بگن مااصلاح طلبان اماده ایم وقتش مردم ایران را تحریم بیشتر بکنید . بازی به هم زدن اصلاح طلبان به سر رسیده مردم انقلابی ایران رشد وبصیرت پیدا کردن و میدونن کی دلسوزه انهاست .به یاری خدا انقلاب اسلامی پیروز هست .

ناشناس 1400/3/30 -10:39

فقط به من بگو منظورت از مردم دقیقا کی ها هست؟ 58 درصد مردم مشارکت نکردند (52 درصد عدم مشارکت بعلاوه آرای باطله). پس منظورت دولت حداقلی و اقلیت است دیگه. نظرت برای تامین نظر این حجم از مردم چیه؟

بسیجی 1400/4/25 -09:44

منظوراز ملت 4 درصد خودی هاست که شامل ساندیس خورها هم می شود

کاربر ناشناس 4 13 پاسخ 1400/3/29 -19:26

شادی مان وپیروزیمان رابه عشق امام‌رضا هدیه به رهبرم وخون شهدا

کامران 1400/3/29 -20:11

فقط مردمان اروم تر شاد تر باشن فقط ارزوم ایه.امین

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks