وضعیت درختان تهران قرمز است/ درخت‌ها ایستاده می‌میرند

هزاران درخت در پارک‌های جنگلی تهران به‌دلیل خشکیدگی و آفت‌زدگی قطع شده‌اند و عملکرد نهادهای مسوول در تأمین آب، نگهداری و مقابله با آفات با پرسش‌های جدی روبه‌روست

وضعیت درختان تهران قرمز است/ درخت‌ها ایستاده می‌میرند

در پارک جنگلی چیتگر، بیش از ۱۰ هزار درخت آلوده به آفت سوسک پوست‌خوار مدیترانه‌ای قطع و جمع‌آوری شده‌اند و مسوولان شهری کمبود آب در سال‌های گذشته را از عوامل تضعیف درختان می‌دانند. هم‌زمان، اختلاف بر سر تأمین آب، زمان مهار آفت و مسوولیت نگهداری، پرسش‌هایی جدی درباره عملکرد نهادهای مسوول ایجاد کرده است. وضعیت چیتگر تنها نمونه این بحران نیست و در پارک جنگلی سرخه‌حصار نیز هزاران درخت با آفت و خشکیدگی روبه‌رو شده‌اند.

 

سوسک پوست‌خوار به جان  درختان چیتگر  افتاده

در مهرماه ۱۴۰۴ مسوولان شهری از گسترش آلودگی درختان چیتگر به آفت سوسک پوست‌خوار مدیترانه‌ای خبر دادند. به گفته شهردار منطقه ۲۲ تهران، کمبود آب در سال‌های گذشته درختان را ضعیف کرده و زمینه گسترش این آفت را فراهم آورده بود. او توضیح داد که شمار درختان آلوده در ابتدا محدود بود، اما به‌دلیل خارج نشدن به‌موقع درختان آسیب‌دیده از پارک، آلودگی به‌تدریج گسترش یافت و به هزاران اصله درخت رسید. در همین گزارش، از قطع و جمع‌آوری بیش از ۱۰ هزار درخت آلوده با مجوز و همکاری سازمان منابع طبیعی نیز سخن گفته شد. البته در بررسی آمارهای مربوط به چیتگر، باید میان درختان آلوده، درختان در وضعیت بحرانی و درختان کاملا خشک‌شده تفاوت گذاشت. اعلام شمار درختان آسیب‌دیده لزوما به این معنا نیست که همه آنها از بین رفته‌اند، همان‌طور که قطع درختان آلوده نیز به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که منشأ بحران برطرف شده است. مساله اصلی، چگونگی شکل‌گیری این وضعیت، تأخیر در مهار آفت و توان مدیریت پارک برای جلوگیری از تکرار آن است. کمبود آب، یکی از محورهای اصلی توضیحات مسوولان درباره وضعیت چیتگر بوده است. بر اساس اظهارات مدیران شهری، کاهش دسترسی به منابع آب در سال‌های گذشته، در کنار ضعف درختان و گسترش آفت، شرایط را برای خشکیدگی گسترده‌تر فراهم کرده است. در گزارش‌های منتشرشده از اقدامات اصلاحی نیز به احیای چاه‌ها، توسعه شبکه لوله‌کشی و استفاده از پساب تصفیه‌شده در کنار آب چاه اشاره شده است. با این حال، نیاز آبی پارک همچنان یکی از چالش‌های مهم مدیریت آن به شمار می‌رود. همان ایام، شهرداری منطقه ۲۲ از انتقال حدود ۱۵۰ لیتر آب در ثانیه به بخش‌هایی از پارک خبر داد و نیاز آن را حدود ۲۵۰ لیتر در ثانیه اعلام کرد. این ارقام نشان می‌دهد حتی با وجود اقدامات انجام‌شده برای بهبود آبیاری، فاصله میان آب تأمین‌شده و نیاز اعلام‌شده پارک همچنان قابل توجه است. افزون بر این، آبیاری تنها یکی از مولفه‌های نگهداری جنگل دست‌کاشت است، پایش منظم سلامت درختان، هرس و تنک‌کردن اصولی، شناسایی سریع آفات و جمع‌آوری به‌موقع درختان آلوده نیز در حفظ سلامت چنین مجموعه‌ای  نقش  دارند.

 

درختان چیتگر به آبیاری  و مراقبت مستمر نیاز دارند

پارک جنگلی چیتگر در غرب تهران و در حاشیه آزادراه تهران ـ کرج قرار دارد. نخستین نهال‌های این پارک در سال ۱۳۴۲ کاشته شد و ایجاد آن تا حدود سال ۱۳۴۸ ادامه یافت. چیتگر یکی از بزرگ‌ترین پهنه‌های سبز دست‌کاشت پایتخت است، مساحت آن در منابع مختلف از حدود ۸۰۰ تا ۹۵۰ هکتار اعلام شده و برآوردها از سطح درخت‌پوش آن نیز یکسان نیست. ترکیب درختان چیتگر نیز عمدتاً حاصل جنگل‌کاری انسانی است. کاج تهران یا کاج الداریکا، سرو نقره‌ای و سرو خمره‌ای از گونه‌های سوزنی‌برگ این پارکند. در کنار آنها، گونه‌های پهن‌برگی مانند اقاقیا، زبان‌گنجشک، نارون چتری، ارغوان، داغداغان، افرا و بلوط نیز کاشته شده‌اند. در یک پژوهش درباره پوشش گیاهی چیتگر، سطح کاشت کاج الداریکا حدود ۳۶۶ هکتار برآورد شده است. چیتگر قرار بود با گسترش پوشش درختی در غرب تهران، هم فضایی برای تفریح شهروندان فراهم کند و هم بخشی از کمربند سبز پایتخت باشد. اما حدود شش دهه پس از آغاز جنگل‌کاری، این بوستان با بحران خشکیدگی، آفت‌زدگی و کمبود آب دست‌وپنجه نرم می‌کند، بحرانی که ابعاد آن در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مناقشه میان مدیران شهری و مسوولان منابع طبیعی تبدیل شده است. مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به اقدامات انجام‌شده برای جایگزینی درختان پارک چیتگر گفت: «شهرداری منطقه ۲۲ تاکنون نزدیک به ۲۷ هزار درخت کاشته است و شمار درختان کاشته‌شده در محدوده مورد اشاره به حدود ۳۵ هزار اصله نیز می‌تواند برسد.» او در عین حال تأکید کرد که کاشت درختان جدید به‌تنهایی کافی نیست و مراقبت و آبیاری منظم، به‌ویژه در سال‌های نخست پس از کاشت، برای استقرار و حفظ نهال‌ها ضرورت دارد. به گفته مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران، نهال‌های سه‌ساله و چهارساله نیز برای جایگزینی کاشته می‌شوند، اما حفظ آنها مستلزم تداوم آبیاری و مراقبت است. مدیریت چیتگر در موضوع قطع درختان آلوده نیز با محدودیت‌ها و اختلاف‌نظرهایی روبه‌رو بوده است. مسوولان شهری گفته‌اند که قطع یا جابه‌جایی درختان نیازمند مجوز سازمان منابع طبیعی است و این فرآیند می‌تواند بر سرعت مداخله اثر بگذارد. با این حال، وجود مراحل اداری نمی‌تواند جای پاسخگویی درباره زمان شناسایی آفت، نحوه پایش درختان و اقدامات پیشگیرانه را بگیرد. اگر آلودگی در مراحل ابتدایی شناسایی شده بود، باید روشن شود چه اقداماتی برای مهار آن انجام شد و چرا مشکل به ابعادی رسید که قطع هزاران درخت را ضروری کرد. در کنار اقدامات مربوط به آبیاری و جمع‌آوری درختان آسیب‌دیده، شهرداری از کاشت درختان جدید نیز خبر داده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در سال گذشته حدود ۲۰ هزار درخت در چیتگر کاشته شده و برنامه‌هایی برای کاشت هزاران اصله دیگر نیز اعلام شده است. اما تجربه خشکیدگی درختان قدیمی نشان می‌دهد که شمار نهال‌های کاشته‌شده، به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت این برنامه‌ها نیست. آنچه اهمیت دارد، انتخاب گونه‌های متناسب با شرایط اقلیمی، تأمین پایدار آب و اطمینان از زنده‌ماندن و رشد درختان در سال‌های بعد است.

 

شورای شهر به دنبال مقصر قطع  درختان تهران است

در همین حال، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، در جلسه یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ شورای شهر از شهردار تهران درباره خشک‌شدن درختان پارک چیتگر و دیگر پهنه‌های سبز پایتخت، از جمله سرخه‌حصار، یوسف‌آباد و کمربند سبز تهران، سوال کرد. او در گفت‌وگو با خبرنگار «اعتماد» با اشاره به اظهارات رضا بیانی، مدیرکل وقت منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران، گفت که این مقام مسوول خشکیدگی درختان را به تنش آبی، کمبود آب، آفات و انجام‌نشدن به‌موقع عملیات بهداشتی و پرورشی در سال‌های گذشته مرتبط دانسته و تأکید کرده بود که این مشکلات صرفا مربوط به دو دهه قبل نیست، بلکه در چند سال اخیر پدید آمده است. اقراریان در گفت‌وگو با «اعتماد»  درباره مسوولیت آبیاری و مقابله با آفت اظهار کرد: «حتی اگر ادعای شهرداری درباره تنش آبی را درست فرض کنیم، پیمانکارانی در آنجا حضور داشته‌اند که موظف بوده‌اند با تانکر درختان را آبیاری کنند. اگر درختان هم دچار آفت شده‌اند، مجموعه تخصصی مربوطه باید این موضوع را پیگیری می‌کرده است.» او با اشاره به وجود قراردادی میان شهرداری تهران و سازمان منابع طبیعی افزود: «باید بررسی کنیم که آیا شهرداری بر اساس این قرارداد به وظایف خود عمل کرده یا خیر؟» اقراریان گفت موضوع را در قالب سوال از شهردار مطرح کرده و اکنون باید پاسخ شهرداری تهران شنیده شود. به گفته او، سوال باید مطابق   فرآیند قانونی به کمیسیون خدمات شهری و محیط زیست شورای شهر ارجاع شود  تا شهردار یا معاون او درباره موضوع پاسخگو   باشد.

 

پارک‌های جنگلی تهران از کمربند سبز تا  بحران  نگهداری

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی مدیرعامل سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهرداری تهران در سال ۱۴۰۲، پیش از انقلاب حدود ۴ هزار و ۲۲۰ هکتار فضای سبز درون‌شهری و برون‌شهری در تهران وجود داشت. در آن زمان، پایتخت ۷۵ بوستان و سه پارک جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان را در اختیار داشت. پس از انقلاب، تعداد بوستان‌های شهری و وسعت فضای سبز دست‌کاشت تهران افزایش یافت. بر اساس همان گزارش شهرداری در سال ۱۴۰۲، تعداد بوستان‌های پایتخت به ۲ هزار و ۳۹۰ بوستان رسید و مساحت فضای سبز برون‌شهری حدود ۴۶ هزار و ۲۵۰ هکتار اعلام شد. در گزارشی دیگر که در اسفند ۱۴۰۳ منتشر شد، مدیرعامل سازمان بوستان‌ها از تکمیل طرح کمربند سبز ۵۰ هزار هکتاری تهران خبر داد. این ارقام به محدوده‌ها و تعاریف متفاوتی از فضای سبز مربوطند و نباید آنها را بدون توجه به این تفاوت‌ها مستقیما با یکدیگر مقایسه کرد. اما افزایش فضای سبز ایجادشده، به معنای حفظ باغ‌های قدیمی تهران نبود. بر اساس داده‌های منتشرشده درباره باغ‌ها و اراضی مشجر شهر، مساحت این اراضی از ۱۴ هزار و ۱۶۷ هکتار در سال ۱۳۶۸ به ۱۰ هزار و ۲۸۶ هکتار در سال ۱۳۸۱ رسیده است. در سال ۱۴۰۲ نیز رقمی در حدود یک‌هزار و ۷۰۰ هکتار برای باغ‌های باقی‌مانده تهران اعلام شد. ایده ایجاد یک کمربند سبز به دور تهران، چندان جدید نیست و قبل از انقلاب اسلامی به این شکل مطرح شد که بخش‌های بدون درخت دور تهران، به‌طور دستی درختکاری شده و با پوشش موجود، حلقه‌ای سبز به دور پایتخت تشکیل شود. بر اساس اظهارات مدیرعامل وقت سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهرداری تهران، اجرای طرح کمربند سبز از خرداد ۱۳۵۹ و از محدوده جنوبی شهر آغاز شد. با این حال، پیشرفت طرح در سال‌های نخست محدود بود، به‌گونه‌ای که تا سال ۱۳۶۹ تنها حدود ۹۰۰ هکتار جنگل‌کاری در قالب آن انجام شده بود. از سال ۱۳۶۹ روند اجرای طرح سرعت بیشتری گرفت و تا سال ۱۳۸۴، مساحت جنگل‌کاری‌های اعلام‌شده به حدود ۲۲ هزار هکتار رسید. در همان سال، برنامه توسعه کمربند سبز تهران با هدف ایجاد ۵۰ هزار هکتار فضای سبز پیرامونی مطرح شد. کمربند سبز قرار بود با جنگل‌کاری در اراضی پیرامونی، علاوه بر افزایش پوشش درختی، مانعی در برابر گسترش بی‌رویه ساخت‌وساز در حاشیه پایتخت ایجاد کند. به گفته مدیرعامل وقت سازمان بوستان‌ها، در اسفند ۱۳۹۴ حدود ۳۸ هزار و ۷۰۰ هکتار از برنامه ۵۰ هزار هکتاری اجرا شده بود. این روند در سال‌های بعد نیز ادامه یافت، برای نمونه، شهرداری اعلام کرد که در سال ۱۴۰۰ حدود ۱۲۵۰ هکتار و در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۵۰۰ هکتار دیگر در قالب این طرح اجرا شده است. این ارقام، مساحت‌های اعلام‌شده برای اجرای طرح است و به‌تنهایی میزان بقای درختان یا پیوستگی کمربند سبز را نشان نمی‌دهند، بنابراین، خبرهای رسمی درباره نزدیک‌شدن به هدف ۵۰ هزار هکتاری را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. با این همه، مساحت اعلام‌شده برای اجرای طرح به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که تهران اکنون به‌طور کامل در احاطه یک حلقه سبز پیوسته قرار گرفته است. برای داوری درباره پیوستگی این پوشش، باید نقشه پهنه‌های جنگل‌کاری‌شده و فاصله میان آنها بررسی شود. آنچه از آمارهای موجود می‌توان گفت، این است که پس از انقلاب، جنگل‌کاری در حاشیه تهران به یکی از برنامه‌های اصلی توسعه فضای سبز پایتخت تبدیل شد  و در دهه‌های  بعد، در مقیاسی بسیار گسترده‌تر از سال‌های نخست  ادامه یافت.

 

سرخه‌حصار؛ خشکیدگی هزاران درخت  و پرسش از مسوولیت‌ها

سرخه‌حصار از روزگار قاجار بخشی از طبیعت پیرامون تهران و از شکارگاه‌های سلطنتی بود. بر اساس روایت‌های تاریخی، در دوره آقامحمدخان قاجار، محدوده جاجرود به عنوان قرق انتخاب شد و در دوره فتحعلی‌شاه، محدوده خجیر و سرخه‌حصار نیز به این پهنه شکارگاهی افزوده شد. در سال ۱۳۱۰ خورشیدی، محدوده‌های دیگری در اطراف جاجرود و ورجین، از جمله تلو و هزاردره، به این مجموعه اضافه شدند. پس از انقلاب، در سال ۱۳۵۸، اداره این مجموعه به سازمان حفاظت محیط زیست واگذار شد و در سال ۱۳۶۱، با مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست، سرخه‌حصار در شمار پارک‌های ملی ایران قرار گرفت.

درباره مساحت پارک ملی سرخه‌حصار، ارقام متفاوتی در منابع منتشر شده است، حسن فراهانی، رییس وقت پارک‌های ملی خجیر و سرخه‌حصار در دی‌ماه ۱۴۰۱، وسعت این پارک را ۸۶۹۵ هکتار اعلام کرده، رقمی که به کل محدوده پارک ملی مربوط است، نه صرفا به بخش‌های درخت‌کاری‌شده آن. در کنار پوشش گیاهی طبیعی سرخه‌حصار، بخشی از این محدوده نیز به پارک جنگلی اختصاص دارد که با درخت‌کاری دست‌کاشت توسعه یافته است. بر اساس اظهارات یکی از اعضای شورای شهر تهران در مرداد ۱۴۰۴، بوستان جنگلی سرخه‌حصار حدود ۶۰۰ هکتار وسعت داشته و نزدیک به ۳۰۰ هزار اصله درخت در آن کاشته شده است، درختانی که عمدتا از گونه‌های سوزنی‌برگ هستند. جنگل‌کاری‌های قدیمی سرخه‌حصار عمدتا به دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بازمی‌گردند. معاون وقت امور جنگل سازمان منابع طبیعی در گزارشی درباره قطع درختان این پارک، به عمر حدود ۵۰ ساله درختان اشاره کرده بود. در آن دوره، کاشت تک‌گونه‌ای کاج تهران، با نام علمی Pinus eldarica، رواج داشت. در کنار این‌گونه، پژوهش‌های مربوط به توده‌های جنگلی سرخه‌حصار، گونه‌هایی مانند سرو نقره‌ای، داغداغان، ارغوان و زبان‌گنجشک را نیز در محدوده جنگل‌کاری‌شده ثبت کرده‌اند. با این حال، سرخه‌حصار را نمی‌توان یکسره پارکی دست‌کاشت دانست. پوشش طبیعی این منطقه شامل گونه‌هایی مانند بنه، بادام کوهی، ارس و درمنه است و منابع معرفی پارک ملی از شناسایی بیش از ۲۶۰ گونه گیاهی در آن خبر می‌دهند. این هم‌جواری پوشش طبیعی و جنگل‌کاری انسانی، تمایزی مهم برای بررسی وضعیت امروز سرخه‌حصار است، زیرا خشکیدگی درختان کاشته‌شده و تخریب پوشش گیاهی طبیعی، لزوما علل و پیامدهای یکسانی ندارند. در سال‌های اخیر اما شاهد بودیم که درختان سرخه‌حصار یکی پس از دیگری خشک شدند و حالا بخشی از آنها باید با اره و تبر از پارکی خارج شوند که قرار بود پناهگاه طبیعت در شرق تهران باشد. اما پرسش اصلی فقط این نیست که چند درخت خشک شده یا چند اصله باید قطع شود، پرسش این است که چرا درختانی که دهه‌ها پیش برای گسترش فضای سبز پایتخت کاشته شده بودند، به چنین وضعیتی رسیدند و کدام‌یک از نهادهای مسوول باید درباره این سرنوشت پاسخگو باشد. مهدی پیرهادی، رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران، در مرداد ۱۴۰۴ از ابتلای حدود ۹ تا ۱۰ هزار درخت پارک جنگلی سرخه‌حصار به آفت سوسک چوب‌خوار و خشک‌شدن بسیاری از آنها خبر داد. او گفت این مجموعه حدود ۶۰۰ هکتار وسعت دارد و نزدیک به ۳۰۰ هزار درخت را در خود جای داده است. به گفته پیرهادی، حدود 10 سال است که حقابه سرخه‌حصار قطع شده و بخشی از درختان درگیر آفت سوسک چوب‌خوار شده‌اند. او در جلسه شورای شهر، با انتقاد از وضعیت تأمین آب این پارک، گفت برای اتصال پساب ابتدا ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت شده، اما اکنون وزارت نیرو مبلغ ۵۵ میلیارد تومان دیگر بابت حق انشعاب مطالبه کرده و هشدار داده است که در صورت پرداخت‌نشدن، تخصیص آب انجام نخواهد شد. این سوال مطرح می‌شود که چرا برای نگهداری یک پارک ملی، وزارت نیرو از دستگاه نگهدارنده آن هزینه انشعاب و تامین حقابه مطالبه کرده است که بررسی آن در این گزارش انجام نمی‌شود. این اظهارات، بحران سرخه‌حصار را از یک مساله صرفا طبیعی فراتر می‌برد. وقتی مسوولان شهری از قطع طولانی مدت آبیاری سخن می‌گویند، دیگر نمی‌توان خشکیدگی درختان را فقط به کم‌بارشی یا آفت نسبت داد. تأمین آب فضای سبز، برنامه‌ریزی برای نگهداری درختان و پیشگیری از گسترش آفات، بخشی از مسوولیت مدیریت این مجموعه است، مسوولیتی که در این پرونده، میان شهرداری، سازمان منابع طبیعی و دستگاه‌های مرتبط با تأمین آب محل اختلاف قرار گرفته است. مهدی پیرهادی در همان مقطع از سازمان حفاظت محیط زیست نیز به‌شدت انتقاد کرد و گفت با وجود استقرار ساختمان‌های این سازمان در محدوده سرخه‌حصار، واکنش موثری به بحران نشان داده نشده است. او خشک ‌شدن بخشی از درختان را نتیجه بی‌تدبیری دانست و خواستار توجه جدی‌تر  نهادهای مسوول  به  وضعیت این پارک ملی شد.

 

بی‌تدبیری  عامل اصلی خشک شدن  درختان است

رضا بیانی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران، در گفت‌وگو با «اعتماد» کاهش آب‌رسانی و ضعف در آبیاری را از عوامل اصلی خشکیدگی درختان پارک‌های جنگلی تهران دانست و گفت: «بررسی تصاویر ماهواره‌ای سنتینل در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که میزان آب در دسترس درختان در این پارک‌ها کاهش یافته است.» بیانی توضیح داد که «کمبود آب باعث ضعف برخی درختان، به‌ویژه گونه‌های سوزنی‌برگ، شده و زمینه را برای حمله آفات و بیماری‌ها فراهم کرده است». او با تأکید بر ضرورت نگهداری مستمر درختان افزود «درختان پارک‌های جنگلی برای حفظ سلامت خود به حدود هشت تا ۹ نوبت آبیاری در سال نیاز دارند و شهرداری‌ به عنوان بهره‌بردار این پارک‌ها باید آب موردنیاز درختان را تأمین کرده و عملیات آبیاری و نگهداری را انجام بدهند و در مقابل، منابع طبیعی نیز بر عملکرد شهرداری‌ها نظارت می‌کند». مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» افزود: «8 پارک جنگلی در محدوده شهر تهران در اختیار شهرداری مناطق مختلف قرار دارد و نگهداری آنها بر اساس قراردادهایی انجام می‌شود که منابع طبیعی بر اجرای آنها نظارت می‌کند. عملکرد شهرداری‌ها در چارچوب این قراردادها ارزیابی می‌شود و در صورت مشاهده ضعف در نگهداری، وضعیت قراردادها قابل بررسی است».  به این ترتیب، دو روایت متفاوت از سوی نهادهای مسوول مطرح شده است: شهرداری و اعضای شورای شهر از مشکل تأمین آب و کندی عملیات قطع درختان آلوده سخن می‌گویند، در مقابل، سازمان منابع طبیعی بر مسوولیت شهرداری در آبیاری و نگهداری پارک‌ها و ضرورت نظارت بر اجرای تعهدات تأکید دارد. اما در میان این اختلاف‌ها، درختان سرخه‌حصار هستند که هزینه تأخیرها و ناهماهنگی‌ها را می‌پردازند. پیرهادی از برنامه کاشت ۳۰ هزار درخت جایگزین تا پایان سال خبر داده است، برنامه‌ای که قرار بود جای درختان از دست‌رفته را بگیرد. با این حال، کاشت درختان جدید به‌تنهایی پاسخگوی بحران نیست. تا زمانی که منبع آب پایدار، برنامه نگهداری مستمر و سازوکار روشنی برای پاسخگویی نهادهای مسوول وجود نداشته باشد، تضمینی نیست که درختان تازه‌کاشته‌شده نیز به سرنوشت درختان قدیمی دچار نشوند. سرخه‌حصار اکنون با پرسشی جدی روبروست: اگر سال‌ها کمبود آب، ضعف نگهداری و تأخیر در رسیدگی به آفات از عوامل خشکیدگی درختان بوده‌اند، چرا پیش از آنکه بحران به قطع هزاران درخت برسد، اقدام موثری برای جلوگیری از آن انجام نشد؟ پاسخ به این پرسش نباید در میان نامه‌نگاری‌ها و اختلاف دستگاه‌ها گم شود، زیرا مسوولیت حفظ این پهنه سبز، با اعلام برنامه‌های تازه کاشت پایان نمی‌یابد، بلکه با حفاظت از درختانی سنجیده می‌شود که  هنوز  زنده‌اند.

 

درخت‌کشی در تهران؛ از قیطریه تا ستارخان

روزنامه اعتماد در خرداد ۱۴۰۳، در گزارشی با عنوان «درخت‌کشی در تهران، از قیطریه تا ستارخان» از نگرانی‌ها درباره ساخت‌وساز در چند بوستان پایتخت و احتمال قطع یا جابه‌جایی درختان خبر داد. این گزارش با مرور ماجرای پارک‌های قیطریه، ستارخان و لاله، نشان می‌داد که چگونه حصارکشی و اجرای طرح‌های عمرانی در بوستان‌های تهران، حتی پیش از روشن‌شدن ابعاد پروژه‌ها، به نگرانی عمومی و واکنش شهروندان منجر شده است. در پارک قیطریه، درخواست احداث مسجد در گوشه‌ای از بوستان و تصویب اختصاص زمین برای این طرح، موجی از اعتراض‌ها را به دنبال داشت. مسوولان شهری تأکید می‌کردند که قرار نیست درختی قطع شود و در صورت نیاز، شماری از نهال‌ها جابه‌جا خواهند شد، اما این توضیحات نتوانست نگرانی مخالفان را برطرف کند و کارزار اینترنتی مخالفت با ساخت‌وساز در این پارک حدود ۱۵۰ هزار امضا جمع‌آوری کرد. به گفته مرضیه ادهم، کارشناس ارتباطات و اجتماع‌ساز پلتفرم کارزار، حساسیت عمومی نسبت به محیط‌زیست و ناتوانی مدیریت شهری در ارایه توضیحاتی شفاف و اقناع‌کننده،  در گسترش این همراهی  نقش  داشت. در پارک ستارخان نیز پس از انتشار خبر قطع درختان و تخریب بخشی از محوطه، شهرداری اعلام کرد که حصارکشی برای احداث مخزن آب و اجرای طرح بوستان دوستدار کودک انجام شده و درختی قطع یا جابه‌جا نخواهد شد. در پارک لاله، حصارکشی حدود سه هزار مترمربع از فضای بوستان و احتمال احداث مجموعه‌ای فرهنگی، اعتراض شهروندان و تذکر اعضای شورای شهر را در پی داشت. سرانجام، مدیریت شهری از توقف عملیات ساخت‌وساز خبر داد تا محل اجرای طرح دوباره بررسی شود. گزارش «اعتماد» نشان می‌داد که فارغ از سرانجام هر پروژه، نبود اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع درباره طرح‌های شهری، به گسترش بی‌اعتمادی و شکل‌گیری نگرانی درباره سرنوشت درختان تهران دامن می‌زند. در این میان، افزایش سطح جنگل‌کاری در حاشیه شهر نیز نمی‌تواند جایگزین حفاظت از درختان قدیمی و فضای سبز درون‌شهری شود.

 

درختان تهران، پاشنه‌آشیل  شهردار

بررسی روند رفتار شهرداری تهران با درختان پایتخت نشان می‌دهد که نگرانی‌های مطرح‌شده در گزارش دو سال قبل روزنامه« اعتماد» همچنان واجد اهمیت است. اگر آن‌زمان، حصارکشی در بوستان‌ها و احتمال قطع یا جابه‌جایی درختان محور اصلی نگرانی‌ها بود، امروز خشکیدگی گسترده درختان پارک‌های جنگلی چیتگر و سرخه‌حصار نیز به این نگرانی‌ها افزوده شده است. مرور آنچه در این دو پارک گذشته، شهرداری تهران را به یکی از اصلی‌ترین نهادهای مسوول در سرنوشت درختان پایتخت و پیرامون آن تبدیل می‌کند، نهادی که عملکردش در زمینه نگهداری و آبیاری، رسیدگی به‌موقع به آفات، پیشگیری از گسترش خشکیدگی و اجرای برنامه‌های احیا، محل پرسش است. گزارش‌های منتشرشده از چیتگر و سرخه‌حصار، از جمله به کمبود آب، تأخیر در خارج‌کردن درختان آلوده و ضعف در عملیات نگهداری اشاره دارند، مسائلی که نشان می‌دهند مسوولیت حفاظت از درختان صرفا با اعلام برنامه‌های تازه برای کاشت نهال پایان نمی‌یابد. البته تعیین سهم دقیق هر یک از دستگاه‌های مسوول در این وضعیت، به بررسی عملکرد و تعهدات قانونی آنها نیاز دارد. با این حال، پیامدهای این وضعیت تنها به از دست رفتن درختان و کاهش پوشش سبز تهران محدود نمی‌شود. درختان به یکی از موضوعات حساس افکار عمومی درباره عملکرد مدیریت شهری تبدیل شده‌اند، موضوعی که از اعتراض به ساخت‌وساز در بوستان‌های درون‌شهری آغاز شد و اکنون خشکیدگی درختان پارک‌های جنگلی را نیز در بر می‌گیرد. از این منظر، به نظر می‌رسد سرنوشت درختان تهران می‌تواند به پاشنه‌آشیل‌ شهردار تهران در مسیر انتخاب دوباره و ارزیابی کارنامه مدیریت شهری او تبدیل شود.

 

منبع: اعتماد
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید