واکنش ها به فروش ۲۸۰ میلیارد تومانی مجسمه «هیچ» اثر پرویز تناولی در حراج تهران/ بیش از یک میلیون دلار برای «هیچ» در ترازوی شکاف طبقاتی/ خریدار حتما چیزی می‌داند که ما نمی‌دانیم و قطعا چیزی دارد که ما نداریم!

طی روزهای اخیر، خبر فروش مجسمه برنزی «هیچ» اثر پرویز تناولی در حراج تهران به قیمت ۲۸۰ میلیارد تومان خبرساز شده است. با این فروش، رکورد گران‌ترین اثر فروخته‌شده در ۲۶ دوره این حراج شکسته شد.

واکنش ها به فروش ۲۸۰ میلیارد تومانی مجسمه «هیچ» اثر پرویز تناولی در حراج تهران/ بیش از یک میلیون دلار برای «هیچ» در ترازوی شکاف طبقاتی/ خریدار حتما چیزی می‌داند که ما نمی‌دانیم و قطعا چیزی دارد که ما نداریم!

مجموعه «هیچ» از شناخته‌شده‌ترین آثار تناولی است که شکل‌گیری آن به دهه ۱۳۴۰ بازمی‌گردد. او در این مجموعه واژه فارسی «هیچ» را با الهام از خط نستعلیق به فرمی سه‌بعدی و مجسمه‌وار تبدیل کرده است. تناولی در طول سال‌ها «هیچ» را در شکل‌ها و ترکیب‌های مختلف، از جمله در قفس یا در کنار شخصیت‌هایی چون شاعر، بازآفرینی کرده است.

پرویز تناولی، مجسمه‌ساز، نقاش و پژوهشگر ایرانی متولد ۱۳۱۶ در تهران، از چهره‌های برجسته هنر معاصر ایران و از بنیان‌گذاران مکتب سقاخانه است. آثار او پیوندی میان هنر مدرن و عناصر فرهنگ و هنر سنتی ایران، از خوشنویسی و شعر تا فرهنگ عامه، ایجاد می‌کنند. آثار تناولی در مجموعه موزه‌هایی از جمله موزه متروپولیتن نیویورک، موزه بریتانیا و تیت مدرن نگهداری می‌شوند.

1

 

چرا بیش از یک میلیون دلار هزینه شد؟

کاربری به نام سرگردان این تحلیل را از ماجرا ارائه داده است:  مجسمه «هیچ» پرویز تناولی در حراج تهران حدود یک میلیون دلار فروش رفت، من از خودم می‌پرسیدم که چرا کسی حاضره برای مجسمه فلزی به این سادگی یک میلیون دلار بده، و راستش سه تا جواب دارم:

۱. یک عده‌ای حراجهای هنری رو برای پولشویی استفاده می کنن.

۲. یک عده‌ای برای سرمایه‌گذاری میان یعنی میخوان که این اثر هنری رو مثلا ۱۰ سال بعد ۱۰ میلیون دلار بفروشن.

۳.سومی ها کسانی هستن که عاشق دنیای فکری هنرمند و بیان هنریش هستن، برای اونها داشتن این “هیچ” یعنی ورود به دنیای ذهن هنرمندی که ستایشش می کنن، یعنی هر بار که به این مجسمه نگاه می کنن انگار دریچه‌ای به اون دنیای فکری باز میشه و به جمع برگزیدگانی که ستایش می کنن وارد میشن. من خودم همیشه دوست داشتم که تابلویی از سهراب به دیوار خونه‌ام آویزان بود و هر بار که نگاهش می کردم شرق اندوه رو می دیدم و آوار آفتاب رو و ما هیچ میشدم و ما نگاه.

کاربری به نام علی البته این پاسخ را داده است: پولشویی توی بازار هنر مال اقتصادهاییه که اولا هنر بازار بزرگی داشته باشه و ثانیا بقیه بخش‌های بازار نظارت قوی داشته باشن و پولشویی توشون سخت باشه. توی ایران گردش مالی هنر به زور به بیست میلیون در سال میرسه و از اون طرف بازار ملک مطلقا هیچ نظارتی نداره.

2

 ۲۸۰ میلیارد برای «هیچ» در ترازوی شکاف طبقاتی

رضا صائمی در مجله فینیکس نگاه دیگری به مساله داشته است: من با اقتصاد هنر مخالف نیستم. با این‌که یک اثر هنری در بازار، ارزشی فراتر از تصور پیدا کند، مسئله‌ای ندارم. هنر، فقط زیبایی نیست، تاریخ است، اندیشه است، خلاقیت است، زحمت است و گاهی عصاره یک عمر زیستن و رنج کشیدن هنرمند. نمی‌توان ارزش یک اثر را صرفا با معیارهای اقتصادی سنجید، همان‌طور که نمی‌توان قیمت بالای آن را به‌خودی‌خود نشانه ابتذال یا بی‌ارزشی دانست.اما حکایت تندیس «هیچ» پرویز تناولی و فروش ۲۸۰ میلیارد تومانی آن در حراج تهران، در روزگاری که جامعه ما زیر بار بحران اقتصادی، فقر و درماندگی خم شده، پرسشی فراتر از اقتصاد هنر پیش می‌کشد. پرسشی درباره نسبت ثروت با مسئولیت اجتماعی، درباره اخلاقِ داشتن، وقتی بسیاری حتی از حداقل‌های زندگی محروم‌اند.

«هیچ» تناولی، حالا به عددی نجومی قیمت خورده است که به گفته برخی گرانترین اثر در تاریخ حراج ایران است، اما بیرون از تالار حراج، آدم‌هایی هستند که برای آزادی یک زندانی، تأمین داروی یک بیمار یا ادامه درمان کودکی، چشم‌انتظار مبالغی‌اند که در برابر این رقم، تقریبا هیچ به حساب می‌آیند. خانواده‌هایی که گاهی نه به میلیارد، که به چند میلیون تومان نیاز دارند تا چراغ خانه‌شان خاموش نشود یا عزیزی از دست نرود.مسئله این نیست که چرا کسی برای هنر چنین پولی می‌پردازد؛ مسئله این است که آیا نمی‌توان در کنار لذت تملک یک اثر هنری، لذت نجات یک انسان را هم تجربه کرد؟ آیا نمی‌شود بخشی از این ثروت، به‌جای آن‌که صرفا زینت‌بخش دیوار خانه‌ای شود، مرهمی بر زخمی باشد، دستی را از پشت میله‌های زندان بگیرد یا فرصتی دوباره برای زندگی به بیماری ببخشد؟

این البته تناقض تلخ روزگار ماست. اینکه «هیچ» می‌تواند ۲۸۰ میلیارد تومان بیارزد، اما گاهی جان یک انسان برای ادامه حیات، به چند میلیون تومان بند است.کاش آنان که توان خرید چنین آثاری را دارند، این بار بخشی از ثروتشان را خرج پرونده‌هایی کنند که با اندکی حمایت، می‌توانند به سرانجامی انسانی برسند. هنر، اگر قرار است چیزی به جهان اضافه کند، چه چیزی ارزشمندتر از افزودن امید به زندگی انسان‌هاست؟ گاهی بزرگ‌ترین اثر هنری، نه مجسمه‌ای از «هیچ»، که نجات انسانی از نیستی است!

کاربران چه گفتند؟

مجید کوهستانی، روزنامه‌نگار ورزشی درباره حراج تهران و فروش خیره‌کننده تندیس هیچ نوشت:   وسط این جنگ و تورم و محاصره و تحریم، و اخبار لحظه‌ای امشب میزند یا فردا؛ یکی هم هست که تندیس دو متری و برنزی «هیچ» اثر پرویز تناولی را ۲۸۰ میلیارد تومن در حراج تهران خرید و به خانه‌ برد. او حتما چیزی می‌داند که ما نمی‌دانیم و قطعا چیزی دارد که ما نداریم!

مهدی خرم‌دل، روزنامه‌نگار نوشت: هیچ پرویز تناولی امشب 280 میلیارد تومان یعنی بیش از یک میلیون دلار در حراج تهران فروخته شد.

معنای این شعر به کل تغییر کرد:

"مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم"

و اسماعیل: اونقدری که پرویز تناولی از "هیچ" پول درآورده، هیچکس از هیچی در نیورده تو ایران. 

منبع: برترین ها
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 6
  • حضرت مولانا

    دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
    ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
    دانی که پس از عمرچه ماند باقی
    مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

    نظرات شما -
    • ناشناس

      پولشویی

  • ناشناس

    واقعا «هیچ» حرفی واسه گفتن نیست!

  • ناشناس

    چیزی که در این مقاله به چشمم اومد، حضور پررنگ علی در فضای مجازیه، «کاربری به نام علی در پاسخ نوشت»

  • حمید کلباسی

    ای فلکم هیچ کسم هیچ کس ؛ هیچ کسم بی نفسم در قفس .
    خالقم از هیچ مرا آفرید ؛ هیچ به عنوان فلان شد پدید .
    دوره دوران چو پر از پیچ شد ؛ دور زد آن هیچ و همان هیج شد .
    بار خدایا ، تو مپیچی به هیچ ؛ هیچ چه دارد که بپیچی به هیچ؟!

  • حسن ستار

    دیدگاه جناب صائمی
    جالب ودردآور