چرا به حیوانات خانگی دلبستگی پیدا می کنیم؟
استفاده از حیواناتی مانند سگ هرچند در گذشته براساس نیاز در حیاط خانههای روستایی و شهری به عنوان نگهبان، نگهداری میشد، اما امروز با ورود برخی حیوانات همچون گربه، سگ و ... به آپارتمانها، سبک زندگی جدیدی را رقم زده؛ سبکی که با توجه به نوع زندگی شهرنشینی در آپارتمانها، حتی به چالشی جدید تبدل شده است.
امیر لطفی درباره دلایل گسترش نگهداری از حیوانات خانگی گفت: اگر نگهداری از حیوانات خانگی را صرفا واکنشی به تنهایی یا نشانهای از فروپاشی خانواده بدانیم، مساله را بیش از حد ساده کردهایم. آنچه امروز اتفاق میافتد پیش از هر چیز، نشاندهنده تغییر در تعریف ما از خانواده، صمیمیت و تعلق است. در گذشته، خانواده تا حد زیادی بر پایه پیوندهای خونی، مسئولیتهای بیننسلی و الزامهای اجتماعی تعریف میشد، اما امروز بهویژه در شهرهای بزرگ، افراد بیش از گذشته میخواهند روابطشان را بر اساس انتخاب شخصی، کیفیت عاطفی و تجربه امنیت روانی شکل دهند. در چنین شرایطی حیوان خانگی میتواند به عضوی از خانواده تبدیل شود.
این روانشناس گفت: البته نباید از این نکته غافل شد که کاهش ارتباطات همسایگی، کوچکشدن خانوادهها، مهاجرت، افزایش زندگی انفرادی و دشواری شکلدادن به روابط پایدار در این روند موثرند. با اینحال حیوان خانگی لزوما جایگزین یک رابطه انسانی ازدسترفته نیست، چراکه گاهی فرد در یک خانواده پرجمعیت زندگی میکند و همچنان به حیوانش دلبستگی عمیقی دارد، بنابراین این پدیده بیشتر نوعی بازتعریف خانواده در جامعهای با روابط متحولشده است، هرچند در برخی موارد ممکن است پاسخی به خلأهای عاطفی و اجتماعی نیز باشد.
علل رواج اصطلاحاتی چون «مامانِ هاپو» و «بابایِ پیشی»
وی در بررسی علت رواج اصطلاحاتی مانند «مامان هاپو» و «بابای پیشی» و انسانانگاری حیوانات، اظهار کرد: وقتی کسی به خودش میگوید «مامان هاپو» یا «بابای پیشی»، با یک تغییر زبانی ساده مواجه نیستیم، بلکه با شیوهای از معنا دادن به رابطه روبهرو هستیم. انسان برای تجربه تعلق، مراقبت و دوستداشتن به رابطه نیاز دارد و حیوان خانگی این امکان را فراهم میکند که فرد نقش مراقب را تجربه کند، برای موجود دیگری اهمیت داشته باشد و در زندگی روزمره خود احساس مسئولیت و پیوند عاطفی کند.
لطفی خاطرنشان کرد: این نیازها بخشی از ساختار طبیعی روان انساناند و لزوما بهمعنای ناکامی در والدگری نیستند، اما یک نکته ظریف وجود دارد؛ رابطه با حیوان برخلاف بسیاری از روابط انسانی، معمولا در معرض پیچیدگیهایی مانند اختلاف ارزشی، قضاوت اجتماعی، رقابت، توقعات متقابل و تعارضهای کلامی نیست و این ویژگی میتواند تجربه رابطه را برای برخی افراد سادهتر و از نظر عاطفی امنتر کند. با اینحال نباید تصور کنیم که حیوان رابطهای کاملا بیدردسر است یا انسانها صرفا بهدلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با یکدیگر بهسمت حیوانات میروند.
به گفته این روانشناس، انسانانگاری حیوانات زمانی معنادارتر میشود که حیوان صرفا یک موجود زنده نباشد، بلکه در ذهن صاحبش به شخصیتی با جایگاه عاطفی و هویت خانوادگی تبدیل شود. اینجا مساله فقط دوستداشتن حیوان نیست، بلکه مساله این است که انسان چگونه نیاز خود به مراقبت، تعلق و معناداری را در زندگی روزمره بازسازی میکند.
تغییر معیارهای تعهد در نسل جوان
وی درباره جایگزینی تعهدات خانوادگی و نقش پررنگ حیوانات خانگی، اظهار کرد: در اینجا با تناقض واقعی مواجه نیستیم، بلکه با تغییر معیارهای تعهد روبهرو هستیم، نسلی که الزاما از تعهد فرار نمیکند، بلکه در بسیاری از موارد نسبت به تعهداتی که هزینه روانی، اقتصادی و اجتماعی سنگینی دارند، محتاطتر شده است. ازدواج برای بسیاری از جوانان دیگر صرفا یک مرحله طبیعی و اجتنابناپذیر زندگی نیست، بلکه آنها درباره کیفیت رابطه، امنیت اقتصادی، استقلال فردی، مسئولیتهای بلندمدت و احتمال شکست، پرسشهای جدیتری مطرح میکنند، در حالی که رابطه با حیوان خانگی ممکن است تجربهای از صمیمیت و مسئولیت فراهم کند که در آن فرد احساس میکند نقش او روشن است و حضورش اهمیت دارد.
لزوم تعادل میان روابط انسانی و دلبستگی به حیوانات
لطفی یادآور شد: حضور حیوانات خانگی میتواند تجربهای آرامشبخش از پذیرش و امنیت عاطفی را رقم بزند، اما این پیوند نباید به انزوای فردی یا جایگزینی کامل ارتباطات انسانی منجر شود؛ شناخت این نیازهای روانشناختی به ما کمک میکند تا فراتر از قضاوتهای سطحی، تحولات عاطفی نسل جدید را بهتر درک کنیم و توازن پایداری میان ارتباطات فردی و اجتماعی ایجاد کنیم.
گیری دادیاااا
اصول روانگو چکاره است ..در احادیث آمده که گربه مرغ در خانه نگهدارید ..ضمنا ارتباط با همسایه اگر حسودی کند چیزی نیست
فرشته خداوند پر برکت شکوه جلال محبت خداوند از بسیاری انسانهای مثلا با دیانت دروغگو نجس بی شرافت پخ این بچه ها از روح جسم این به اصتلاح انسانهای گناهکار با ارزش تر حالا فهمیدی بابا پشی کی.
چون وقتی به حیوانات، محبت کنید، پاچتونو نمی گیرن. متقابلا محبت می کنن