دشمن‌تراشی تمدنی علیه ایران؛ تهدیدی برای گفتگوی تمدن‌ها

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، چندی پیش در سخنرانی‌ای در آکروپولیس آتن، درگیری کنونی آمریکا با ایران را به کشمکش تاریخی میان امپراتوری پارس و آتن پیوند زد و آمریکا را «وارث تمدن یونان و روم» و ایران را «دشمن تمدنی از دوران باستان» خواند.

دشمن‌تراشی تمدنی علیه ایران؛ تهدیدی برای گفتگوی تمدن‌ها

نکته قابل تأمل در این سخنرانی، نه لحن تند سخنران علیه ایران، بلکه منطق کهنه‌ای است که پشت آن پنهان شده است؛ منطق تقسیم جهان به «خودی» و «دشمن» به بهانه تمدن، تا از این طریق برای اقدامات زورگویانه گذشته، حال و آینده آمریکا مشروعیت دست‌وپا کنند. اگر چنین منطقی پذیرفته شود، خطرات آن تنها متوجه یک کشور نخواهد بود؛ زیرا بر اساس این دیدگاه، هر جامعه‌ای که نخواهد در چارچوب تمدنی مورد نظر این سیاستمداران غربی قرار گیرد، بیگانه محسوب شده و با رفتارهای تبعیض‌آمیز آنان روبه‌رو خواهد شد. این در واقع شکل دیگری از همان «بازی حاصل جمع صفر» است، اما این بار تحت لوای تمدن. بدون تردید، آمریکا هیچ حقی ندارد که بخواهد برتری یا فروتری تمدن‌ها را تعیین کند.

«دشمن تمدن به هیچ وجه نباید تمدنی دیگر باشد. دشمنان واقعی، افراد دارای نگاه خودمحورانه، زورگویانه و سلطه‌گر هستند.» این پاسخ و موضع‌گیری، بخشی از سخنان وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در کنفرانس «روز جهانی گفتگوی تمدن‌ها» در سال ۲۰۲۶ بود.

این موضع‌گیری در تقابل با روبیو، به جای پرداختن به برتری یا فروتری تمدن‌ها، روی این اصل تمرکز دارد که خودِ تبدیل کردن تمدن به ابزاری برای تقابل، مشکل‌ساز است.

نکته هشداردهنده دیگر در سخنرانی روبیو، تلاش آشکار او برای استفاده از تقسیم‌بندی تمدن‌ها به عنوان توجیهی برای اقدامات نظامی جاری یا احتمالی در آینده است.

این منطق بسیار خطرناک است؛ زیرا اگر آن را درست فرض کنیم، در ارزیابی مشروعیت یا نامشروعیت کشتار دانش‌آموزان بی‌گناه ایرانی که در آغاز جنگ قربانی شدند و همچنین ویرانی تأسیسات غیرنظامی همچون مدارس و بیمارستان‌ها، چه باید بکنیم؟ آیا طبق این منطق، این موارد باید «هزینه‌های قابل قبول» در یک «جنگ تمدنی» به شمار می‌رفتند؟ با پذیرش چنین منطقی، هیچ کشور غیرغربی در امنیت نخواهد ماند.

به همین دلیل، باید به منطق دیگری پایبند باشیم؛ اینکه قدرت باید در ترازوی «عدالت» سنجیده شود، نه اینکه خود را معیار عادل بودن معرفی کند. جهان نمی‌تواند به قانون جنگل بازگردد و توسل آسوده به زور، نشانه قدرت نیست. برخی سیاستمداران آمریکایی با تبدیل کردن قدرت خود به ملاک مشروعیت به بهانه تمدن، روند جاری گفتگوی تمدن‌ها و نظم بین‌المللی مبتنی بر سازمان ملل را به چالش می‌کشند.

رد «نظریه برخورد تمدن‌ها» و «برتری تمدنی» به جریانی روشن تبدیل شده است و روزبه‌روز هواداران بیشتری در جامعه جهانی پیدا می‌کند. تأسیس روز جهانی گفتگوی تمدن‌ها و طرح ابتکار «تمدن جهانی» نیز تحولاتی در همین راستا محسوب می‌شوند. همه این تلاش‌ها بر این محور متمرکزند که تمدن‌ها باید یکدیگر را محترم بشمارند، گفت‌وگو کنند و از هم بیاموزند؛ نه اینکه یک کشور یا یک تمدن تعیین کند چه کسی «متمدن» است و چه کسی «وحشی».

منبع: رادیو بین المللی چین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید