باکو به محاصره هوایی آمریکا علیه ایران پیوست
علیاف در یک هفته، سه بار علیه ایران مواضعی با اهمیت استراتژیک اتخاذ کرد. روشن است که حکومتی با چنین رویکرد، در نخستین فرصت مناسب میتواند به ائتلاف نظامی علنی نیز نزدیک شود؛ زیرا هماکنون نیز از نظر نظامی و اطلاعاتی روابط بسیار تنگاتنگی با اسرائیل دارد.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: صدا و سیمای جمهوری اسلامی که روزگاری برای ممنوعیت حجاب در مدارس و دانشگاههای فرانسه نقشآفرینی میکردند، در قضیه مشابه درباره جمهوری باکو با اکثریت مسلمانان شیعه واکنش جدی نشان نداده و حتی در حد جامعه مدنی ترکیه نیز زبان به اعتراض یا دستکم اطلاعرسانی نگشوده است.
فرزانه توکلی در یادداشتی با عنوان "علیُف از پشت خنجر خواهد زد" نوشت:متأسفانه مدتی است در ایران، به دلایلی که مجال پرداختن به آنها در این یادداشت نیست، شاهد سیاستی نامتوازن در قبال راهبردهای خصمانه حکومت باکو هستیم درحالی که در ترکیه روندی کاملاً متفاوت درحال شکلگیری است.
- قشری از افراد به ظاهر مذهبی در شمالغرب کشور، که تا دیروز به نام اینکه جمهوری آذربایجان کشوری مسلمان است یا «قراباغ خاک اسلام است»، طرفدار امتیازدهی به علیاف در قفقاز بودند، اکنون سکوتی سنگین و معنادار پیشه کردهاند تا در مدارس کشوری که استفاده از کیپای یهودی در آن آزاد است، روسری برای دختران شیعه ممنوع شود
- اکنون همان قشری که با هدایت فردی مشکوک، یکشبه بیانیهای چهار نفره نوشته و از جنگ الهام علیاف در قراباغ به نام جنگ مسلمانان علیه مسیحیان ـ آن هم با سلاح یهودیان ـ حمایت کرد، اکنون کجاست که از حجاب دختران مسلمان در مدارس آذربایجان سخن بگوید یا فراخوان اعتراضی صادر کند؟ این قشر حتی در حد یک توییت نیز نسبت به این اقدامات اعتراض نکرد.
چه کسی فکر میکرد روزی ترکیه، با قانون اساسی لائیک، به ممنوعیت حجاب در باکو اعتراض کند، اما جمهوری اسلامی که خود را- «امالقرای جهان اسلام» میداند، با واکنشی کم رنگ از کنار آن عبورکند؟
- گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه جمهوری باکو به محدودیتهای هوایی آمریکا علیه ایران پیوسته و اجازه عبور هواپیماهای ایرانی را نمیدهد. براساس این گزارشها، یک هواپیمای ایرانی که قصد داشت از فضای هوایی باکو به مقصد تاجیکستان عبور کند، بازگردانده شد،
- پرسش روشن اینست که چگونه است که ما به آنچه ازسوی باکو «محاصره ارمنستان» خوانده میشد نپیوستیم، اما باکو بلافاصله به محدودیتهای اعمالشده ازسوی آمریکا علیه ایران تن داد؟
علیُف از پشت خنجر خواهد زد
همکاری جمهوری باکو با رژیم اسرائیل از منظر نظامی و سیاسی برای همگان آشکار است. دو طرف روابط خود را «استراتژیک» توصیف میکنند و از هیچگونه همکاری علیه طرفهای ثالث ابایی ندارند. باکو از بزرگترین خریداران تسلیحات و تجهیزات اسرائیلی است و اسرائیل نیز از مهمترین خریداران انرژی جمهوری باکو به شمار میرود.
بلافاصله پس از جنگ چهلروزه، شبکه سیانان گزارشی منتشر کرد که براساس اسناد محرمانه نشان میداد اسرائیل از قلمرو جمهوری باکو برای فعالیتهای نظامی و اطلاعاتی علیه ایران استفاده کرده است، قلمرویی که پس از سه دهه، باکو سرانجام توانست بخشهایی از آن را در قراباغ به کنترل خود درآورد. در گزارش سیانان آمده بود:
"منابع گفتند که این نیروها در چندین نقطه در جنوب آذربایجان، در مجاورت مرزهای شمالی ایران فعالیت میکردند نقطهای که در نزدیکترین فاصله خود، تنها حدود 60 مایل (حدود 100 کیلومتر) با شهر تبریز در ایران فاصله داشت، شهری که اسرائیل در طول جنگ به آن حمله کرد. دو منبع دیگر نیز اعلام کردند که یگانهای ویژه تکاوری (کماندویی) در این محل مستقر شده و مأموریتهای جمعآوری اطلاعات و عملیات پهپادی را انجام دادند که این امر، موقعیت ارزشمندی را در اختیار اسرائیل قرار داد تا در طول جنگ، شمال ایران را زیر نظر داشته باشد"
همین سناریو در جنگ 12روزه نیز اجرا شد. علاوه بر گزارشهای مطبوعاتی، خبرگزاری صداوسیما نیز گزارشی از شاهدان عینی منتشر کرد که نشان میدادند برخی پرندههای مهاجم از این قلمرو وارد خاک ایران شدهاند. در غیر این صورت، هدف قرار گرفتن رادارها و مراکز نظامی در مناطق مرزی استان اردبیل و همچنین تبریز، نیازمند توضیحی جدی است.
علیاف در هفتههای نخست جنگ چهلروزه نیز به بهانه سقوط چند پهپاد در نخجوان، حملات لفظی بیسابقهای علیه ایران مطرح کرد و از الفاظی تند و توهینآمیز استفاده کرد. او حتی تعدادی از نیروهای زمینی خود را به مرز ایران گسیل داشت، اقدامی که به دلیل وزن محدود ارتش جمهوری باکو و اهمیت نهچندان زیاد این تحرک نظامی، در اخبار آن روزهای ایران چندان بازتاب نیافت.
با این حال، این اقدام در حافظه جمعی آذربایجانیهای میهندوستی که در مناطق نزدیک مرز زندگی میکنند، باقی مانده است و در موقع مناسب میتواند پاسخ درخوری دریافت کند.
اما اقدامات ضدایرانی علیاف به اینجا ختم نمیشود و فهرست آن بلندبالاست. متأسفانه مدتی است در ایران، به دلایلی که مجال پرداختن به آنها در این یادداشت نیست، شاهد سیاستی نامتوازن در قبال راهبردهای خصمانه حکومت باکو هستیم درحالی که در ترکیه روندی کاملاً متفاوت درحال شکلگیری است.
هفته گذشته، در پی ممنوعیت حجاب در مدارس جمهوری باکو، رسانهها و جامعه مدنی ترکیه اعتراضات گستردهای را مطرح کردند و در فضای رسانهای، بهویژه در شبکه اینستاگرام، موجی از اعتراض علیه دو اقدام علیاف شکل گرفت.
نخست، ممنوعیت حجاب دختران در مدارس و دوم، حضور نماینده باکو در جریان سخنرانی نتانیاهو در صحن اجلاس سازمان ملل، آن هم در بحبوحه جنگ با ایران و اوجگیری تنش میان تلآویو و آنکارا.البته انتظار میرفت علیاف، در چارچوب دکترین «یک ملت، دو دولت»، دستکم در این مناقشه بیطرف بماند اما سرشت و فرهنگ سیاسی حکومتها گاهی مانع اتخاذ سیاستهای درست میشود.
با این حال، ظاهراً دولتمردان ترکیه از این اقدام درس خواهند گرفت و برخلاف ما، بهتر درک خواهند کرد که در واقع با چه کسی روبهرو هستند.به نظر میرسد ترکیه از طریق بسیج غیررسمی بلاگرها و رسانههای اجتماعی، جبههای رسانهای علیه حکومت علیاف گشوده است تا هشداری جدی به او بدهد.
باید به دولتمردان ترکیه آفرین گفت که با وجود سطح عمیق روابط خود با حکومیت باکو، از اصول سیاسی خود عقبنشینی نمیکنند. آنان درحالی که فعلاً در سطح رسمی سکوت کردهاند، در سطح غیررسمی فشار قابل توجهی بر علیاف وارد میکنند که او را به واکنشهای اشتباه واداشته است.
علیاف با گفتن اینکه «ترکیه در جنگ اول قراباغ ما را تنها گذاشت و هر اسلحهای هم که به ما داده، به قیمتی گزاف بوده و تا سکه آخر پولش را دریافت کرده است»، ضربهای جدی به اعتبار خود در آنکارا وارد کرد. خود علیاف به خوبی میداند که بدون کمک ترکیه امکان شکست موازنه ژئوپلیتیکی با ارمنستان وجود نداشت و در صورت وجود موازنه نیز، مسأله همچنان باقی میماند.
بنابراین، دولتمردان ترکیه بدون آنکه مستقیماً اقدامی علیه او انجام داده باشند، عیار علیاف را در محک تجربه سنجیدند. افکار عمومی ترکیه نیز با بخشی از ماهیت سیاسی دوگانه او آشناتر شد.
اما در این سو، صدا و سیمای جمهوری اسلامی که روزگاری برای ممنوعیت حجاب در مدارس و دانشگاههای فرانسه نقشآفرینی میکردند، در قضیه مشابه درباره جمهوری باکو با اکثریت مسلمانان شیعه واکنش جدی نشان نداده و حتی در حد جامعه مدنی ترکیه نیز زبان به اعتراض یا دستکم اطلاعرسانی نگشوده است.
جالب آنکه قشری از افراد به ظاهر مذهبی در شمالغرب کشور، که تا دیروز به نام اینکه جمهوری آذربایجان کشوری مسلمان است یا «قراباغ خاک اسلام است»، طرفدار امتیازدهی به علیاف در قفقاز بودند، اکنون سکوتی سنگین و معنادار پیشه کردهاند تا در مدارس کشوری که استفاده از کیپای یهودی در آن آزاد است، روسری برای دختران شیعه ممنوع شود!
سیاست اشتباه برخی از محافل در ایران در قضیه قراباغ با این بهانه صورتبندی میشد که هدف از آن جلب نظر «دینداران» است، دیندارانی که در ادبیات دستگاه امنیتی باکو از آنان به «ایرانپرست» یاد میشود. اما دینداران نجیب هیچگاه چنین مطالبهای از ایران و اقدام تهران در جهت خلاف مصالح ملّی خود نداشتند.
ولی اکنون که دینداران به حمایت معنوی ایران نیاز دارند، سکوتی نسبتا سنگین بر دولت و دستگاه دیپلماسی کشور حاکم شده و در حد بیانیههای حقوق بشر و یا رسانههای سکولار ترکیه نیز صدایی از جامعه مدنی ایرانی بلند نمیشود و روشن است که همه این معرکهگیریها از ابتدا بازی سیاسی حریف برای انفعال ما بود.
اکنون همان قشری که با هدایت فردی مشکوک، یکشبه بیانیهای چهار نفره نوشته و از جنگ الهام علیاف در قراباغ به نام جنگ مسلمانان علیه مسیحیان ـ آن هم با سلاح یهودیان ـ حمایت کرد، اکنون کجاست که از حجاب دختران مسلمان در مدارس آذربایجان سخن بگوید یا فراخوان اعتراضی صادر کند؟ این قشر حتی در حد یک توییت نیز نسبت به این اقدامات اعتراض نکرد.
چه کسی فکر میکرد روزی ترکیه، با قانون اساسی لائیک، به ممنوعیت حجاب در باکو اعتراض کند، اما جمهوری اسلامی که خود را «امالقرای جهان اسلام» میداند، با واکنشی کم رنگ از کنار آن عبورکند؟
چه کسی فکر میکرد ترکیه، با وجود روابط دیپلماتیک دیرینه با رژیم اسرائیل، نسبت به ترک نکردن اجلاس سازمان ملل ازسوی نماینده باکو در جریان سخنرانی نتانیاهو اعتراض کند، اما مقام ارشد ایرانی، یک هفته پس از این واقعه، خطاب به فرستاده الهام علیاف در تهران بگوید: «شما خویشان و برادران ما هستید!» آن هم درباره کشوری که نمایندهاش هنگام سخنرانی پزشکیان اجلاس را ترک کرده بود؟ هر چند دبیر شورای عالی امنیت ملّی پاسخ دیپلماتیک مناسبی به نماینده «اسرائیل دوم» داد.
در اقدامی دیگر، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه جمهوری باکو به محدودیتهای هوایی آمریکا علیه ایران پیوسته و اجازه عبور هواپیماهای ایرانی را نمیدهد. براساس این گزارشها، یک هواپیمای ایرانی که قصد داشت از فضای هوایی باکو به مقصد تاجیکستان عبور کند، بازگردانده شد، اقدامی که نشان داد علیاف، که بهتازگی ازسوی برخی مقامات ایرانی «خویش و برادر» خوانده شده، تا چه اندازه میتواند در مقام عمل «دوست و برادر» باشد.
این همان کشوری است که جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه، مسیر ارتباطی خود را برای اتصال خاک اصلی آن به نخجوان از خاک ایران در اختیارش قرار داد. همین امروز نیز اتصال باکو به نخجوان تا حد زیادی به مسیر عبوری وابسته است که ایران در اختیار آنها گذاشته است، مسیری که در صورت قطع شدن آن، پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای نخجوان خواهد داشت. انتظار حداقلی این است که دولت ایران با یک دستور ساده اقدام به مقابله به مثل کند.
پرسش روشن اینست که چگونه است که ما به آنچه ازسوی باکو «محاصره ارمنستان» خوانده میشد نپیوستیم، اما باکو بلافاصله به محدودیتهای اعمالشده ازسوی آمریکا علیه ایران تن داد؟ علیاف در یک هفته، سه بار علیه ایران مواضعی با اهمیت استراتژیک اتخاذ کرد. روشن است که حکومتی با چنین رویکرد، در نخستین فرصت مناسب میتواند به ائتلاف نظامی علنی نیز نزدیک شود؛ زیرا هماکنون نیز از نظر نظامی و اطلاعاتی روابط بسیار تنگاتنگی با اسرائیل دارد.
آقایان، سیاست یعنی توان تشخیص دوست از دشمن، اینجا بحث بر سر حیثیت ملّی و منافع ملّی کشور است. برای حضور در بازیهای سیاسی توان تشخیص ضروری است در غیراینصورت سیاست تبدیل به بازیچهای میشود علیه ملت و کشور.
فضول باشی مبادا روزی مال کسی باشی
غربگرایان تحویل بگیرید
میفتید فلانی داداشمونه
تهی از عقل و فکر فقط اونچه بهت می گن رو غرغره می کنی
هر کسی قبله ی خونه خودشو بهتر میشناسه .
مگر ما خودمون آزادی پوشش داریم که بتونیم به قوانین دیگر کشورها اعتراض کنیم؟ اونا یونیفرم دارن روسری جزو یونیفرم نیست
علی اف شبیه مهره های بازنده است
یکی از خودفروخته هاست. منع حجاب در مدارس، همدستی با دشمنان کشور همسایه و ........