بین جنگ و صلح؛ خاورمیانه تاب اشتباه محاسباتی دیگری را ندارد
همزمان با برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، خاورمیانه در موقعیتی خطرناک قرار گرفته؛ درگیریهای محدود بهطور مداوم ادامه دارند و خطر وقوع یک جنگ گسترده همچنان بر فراز منطقه سنگینی میکند.
اختلافنظرها در واشنگتن درباره ازسرگیری عملیات نظامی همچنان به خارج از این کشور سرریز میشود؛ اسرائیل آشکارا خواستار ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران شده و ایران نیز خطوط قرمز خود برای پاسخگویی را بهروشنی ترسیم کرده است. دیپلماسی و بازدارندگی نظامی، دو روی واقعیت کنونی خاورمیانه هستند.
بامداد سوم نوامبر، ارتش آمریکا به جزیره قشم حمله کرد و تأسیسات پرتاب موشک در این جزیره را منهدم ساخت. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، این اقدام را یک حمله محدود توصیف کرد که به معنای آغاز جنگ نیست، اما در عین حال احتمال انجام اقدامات نظامی بیشتر علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای را رد نکرد.
این در حالی است که او پیشتر بارها گفته بود جنگ با ایران بهزودی پایان خواهد یافت. در برابر اظهارات متناقض ترامپ، ناظران خارجی نه میتوانند آنها را نادیده بگیرند و نه قادرند بهطور کامل به آنها اعتماد کنند. سیاست واشنگتن در قبال ایران از ابتدا نیز نتوانسته است خود را از زمانبندی تحولات سیاسی داخلی آمریکا جدا کند.
در حالی که سایه سنگین جنگ همچنان بر منطقه حاکم است، تلاشهای دیپلماتیک نیز بهموازات آن ادامه دارد. دوم نوامبر، شی جینپینگ، رئیسجمهوری خلق چین، در دیدار با هیثم بن طارق، سلطان عمان که به چین سفر کرده بود، تأکید کرد که خلیج فارس نباید به عرصه رقابت قدرتهای بزرگ و درگیریهای ژئوپلیتیکی تبدیل شود. پکن همواره برای توقف جنگ و پیشبرد صلح تلاش کرده و امیدوار است بتواند راهکارهایی هوشمندانه برای حل بنبست امنیتی منطقه ارائه دهد.

در همین روز، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، بهطور جداگانه با علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، و مساعد بن محمد العیبان، وزیر مشاور و مشاور امنیت ملی عربستان سعودی، دیدار کرد. وانگ یی تأکید کرد که گفتوگو و مذاکره تنها راهحل موجود است. همه طرفها باید با احساس مسئولیت در برابر مردم و تاریخ، به سوی یکدیگر گام بردارند و با رویکردی منطقی و عملگرایانه، بر حلوفصل سیاسی اختلافات تمرکز کنند، نه اینکه بار دیگر به زور متوسل شوند.
پیام دیپلماتیک پکن در این روز کاملاً روشن بود: چین بدون جانبداری از طرفی خاص یا دامن زدن به آتش جنگ، موضوعاتی همچون برابری در حاکمیت، چندجانبهگرایی، امنیت آبراهها و توسعه را همزمان روی میز قرار میدهد. تنگه هرمز شاهرگ حیاتی انرژی جهان است و هزینههای محاصره، حمله به کشتیها و افزایش حق بیمه ریسک در نهایت بر دوش کشورهای منطقه و مصرفکنندگان سراسر جهان خواهد بود. حفظ جریان آزاد کشتیرانی در این تنگه، مسئولیتی مشترک برای همه کشورهاست.
در روزهای اخیر، میانجیگران کشورهای مختلف، از جمله قطر و پاکستان، بهطور مستمر با نمایندگان ایران دیدار کردهاند تا زمینه توافق میان تهران و واشنگتن را فراهم کنند. طرح دو روزهای که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پیشنهاد کرده، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
بر اساس این طرح، در روز نخست آمریکا باید داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند، محاصره دریایی را لغو کرده و معافیتهای صادرات نفت را اعطا کند؛ در روز دوم نیز تنگه هرمز بازگشایی و مذاکرات از سر گرفته شود. این طرحی ابتکاری است که نشان میدهد همچنان امکان سازش وجود دارد و کانالهای دیپلماتیک بهطور کامل مسدود نشدهاند.
با این حال، آمریکا تاکنون پاسخی به طرح دو روزه ایران نداده و بنبست میان دو کشور همچنان پابرجاست. نخست اینکه دو طرف بر سر این موضوع که ابتدا تعهدات اجرا شود یا مذاکرات هستهای آغاز شود، حاضر به عقبنشینی نیستند. دوم اینکه توافقهای قبلی بارها اجرا نشده و اعتماد متقابل میان دو طرف بهشدت کاهش یافته است.
علاوه بر این، نباید نقش بازیگران ثالث را نادیده گرفت. اسرائیل همچنان در پی استفاده از این فرصت برای سرنگونی نظام ایران است، در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس بهطور گسترده نگران اقدامات تلافیجویانه هستند و خواستار کاهش تنشها شدهاند.
در چنین شرایطی، زمانبندی تحولات سیاسی داخلی آمریکا از حساسیت زیادی برخوردار است. سوم نوامبر به وقت محلی، رأیگیری رسمی انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا آغاز شد و تعیین تکلیف کنترل مجلس نمایندگان در آستانه نهایی شدن قرار گرفت. این انتخابات بهطور گسترده بهعنوان همهپرسی درباره عملکرد دولت ترامپ تلقی میشود و توجه رسانههای جهان را به خود جلب کرده است. شبکه الجزیره قطر در تحلیلی اعلام کرد که این انتخابات میتواند مسیر تحولات آمریکا را تغییر دهد.
دموکراتها که احتمال بازپسگیری کنترل مجلس نمایندگان از سوی آنها مطرح است، وعده دادهاند به مشکل هزینههای زندگی رسیدگی کنند و به جنگ با ایران پایان دهند. این وضعیت به این معناست که سیاست آمریکا در قبال ایران ممکن است با بازنگری روبهرو شود. فشارهای انتخاباتی ممکن است دولت کنونی را به نمایش قدرت در آستانه انتخابات وادار کند تا پایگاه رأیدهندگان خود را حفظ کند؛ یا تغییر موازنه قدرت پس از انتخابات به خویشتنداری بیشتر منجر شود. در هر دو حالت، رقابتهای سیاسی داخلی واشنگتن مستقیماً فضای مانور دیپلماتیک را محدودتر کرده و توازن شکننده میان جنگ و صلح را بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین، هنگامی که سیاست قدرتهای بزرگ وارد چرخه انتخاباتی میشود، جامعه جهانی بیش از هر زمان دیگری به هوشیاری نیاز دارد. در خاورمیانه کمبودی در اظهارات تند و تهدیدآمیز وجود ندارد؛ آنچه کم است، عقلانیتی است که بتواند خشونت را بار دیگر به میز مذاکره بازگرداند. برای وقوع یک اشتباه محاسباتی تنها یک لحظه کافی است، اما هزینههای آن ممکن است به نسلهای آینده منتقل شود.
مهمترین اقدام جامعه بینالمللی نباید پیشبینی زمان آغاز حمله بعدی باشد، بلکه باید گسترش اجماع بر سر مخالفت با جنگ باشد: تنگه هرمز باید باز بماند، میانجیگران باید به تلاشهای خود ادامه دهند و همه طرفها همواره به یاد داشته باشند که خاورمیانه در فاصله میان جنگ و صلح، تاب اشتباه محاسباتی دیگری را ندارد.