منصور حقیقت پور: نباید ارزش های یک ملت را به مذاکره گذاشت
در طی سالیان اخیر در موارد مختلفی با آمریکا مذاکره کرده ایم اما در نهایت متوجه شدیم که آنها قابل اعتماد نیستند، بنابراین مذاکره دوباره با آمریکا به جز نشانه انفعال و ضعف دستاورد دیگری برای کشورمان نخواهد داشت.
اما در این میان برخی در داخل کشور همچنان اصرار به مذاکره و گفت و گو با آمریکا دارند و به اعتقاد فعالان سیاسی گویا این عده واقعیات موجود را نادیده می گیرند، این در حالی است که در داخل کشور چنان ظرفیتی وجود دارد که اگر به آنها توجه بشود بسیاری از مشکلات کشورحل خواهد شد و نباید تصور کرد که مذاکره با این کشور راهکار حل مشکلات کشور خواهد بود.
منصور حقیقت پور، مشاور رییس مجلس شورای اسلامی می گوید مذاکره در این مرحله یعنی مذاکره در خصوص نفوذ منطقهای، نفوذ فرهنگی و به کل محدود کردن جمهوری اسلامی ایران. این در حالی است که مذاکره بر سر ارزشها کار درستی نیست و نباید ارزشهای یک ملت را به مذاکره گذاشت.
در شرایطی که دور جدید تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شده برخی از جریان های سیاسی گرچه تاکید بر ظالمانه بودن تحریم ها دارند اما تصریح می کنند که با مقاومتی چند ماهه و رسیدن به نقطه قوت باید مذاکره با آمریکا را کلید زد. نظر شما در خصوص دیدگاه های مطرح شده از سوی این جریان چیست؟
به نظر می رسد برخی باید مقداری در ساختار تفکرات خود تجدید نظر کنند، ساختاری که قدرت تفکر بر پایه یک رفتار استقلال گرایانه را ندارد و تصور می کند باید با آمریکا گفت و گو کنیم. اگر نوع تحلیل این عده صرفا بر پایه یافته های اقتصادی و منافع اقتصادی باشد شاید این نوع ارتباط در صورتی که آمریکا رفتارش را اصلاح کند نافع باشد، اما قرار نیست که همه موارد را بر پایه اقتصاد تحلیل کنیم. در این صورت اگر در زمان جنگ اندکی از ارزش های خود کوتاه می آمدیم می توانستیم از کمک های تسلیحاتی دیگر کشورها استفاده کنیم.
بنابراین ضرورت دارد که طرفداران مذاکره با آمریکا تجدیدنظری در دیدگاهایشان داشته باشند و مسایل را مانند امام راحل و رهبری؛ انقلابی ببینند. آنهایی که تصور می کنند مذاکره با آمریکا می تواند راهکار حل مشکلات باشد بهتر است نگاهی به نوع رفتار آمریکا با عربستان داشته باشند، علیرغم اینکه این کشور مطیع بی چون و چرای آمریکا است اما آیا شاهد رفتاری توام با عزت از سوی آمریکا هستیم؟
ترامپ چند بار درخواست مذاکره با ایران داده است اما باید در نظر داشته باشیم که این شیوه و روش آقای ترامپ است که در مقابل کره شمالی نیز به کار گرفت به این نحو که ابتدا با یک برخورد قهرآمیز آغاز کرد، سپس مذاکره کرد و در نهایت مجددا تحریمها را علیه کره شمالی اعمال کرد.
در ارتباط با ایران نیز ترامپ با اینگونه اقدامات به مردم آمریکا پیام قدرت و اقتدار خود را میدهد و اینگونه نشان میدهد من هم برجام را زیر پا گذاشتم و اکنون هم آماده مذاکره هستم بدون اینکه بخواهم پاسخگوی این پیمانشکنی باشم. اما باید در پاسخ به مقامات آمریکایی بگوییم که ایران یک مذاکره تمامعیار با شما در موضوع هستهای انجام داد، آیا منفعت و سودی نصیب ایران شد که بخواهد وارد مذاکره دیگری با آمریکاییها شود؟ آمریکاییها باید ابتدا نشان دهند که از قله عناد و استکبار پایین آمده تا ایران به خود اجازه مذاکره با انها را بدهد.
در حالی که رهبر انقلاب از افول آمریکا سخن به میان آورده و تصریح دارند که کسی از قطار انقلاب پیاده شود باخته است، به نظر شما طرح مذاکره با آمریکا از سوی برخی جریان های سیاسی از چه موضوعی حکایت دارد؟
امروز شاهد افول قدرت آمریکا هستیم، بنابراین چه دلیلی برای مذاکره با این کشور وجود دارد، در آینده نزدیک صدای شکستن امپراتوری سراسر ظلم آمریکا را خواهید شنید. بنابراین با دشمنی که در حال زمین خوردن است چه مذاکره ای می توانیم داشته باشیم؟ ما در حال حاضر در موضع برتر و قدرت قرار داریم، بنابراین این آقایان باید تجدید نظر کنند. باید خطاب به طرفداران مذاکره با آمریکا بگوییم که هر کسی فکر می کند باید با آمریکا گفت و گو کنیم الان زمانش نیست چرا که در حال حاضر کشتی انقلابی گری را در دنیا به خوبی پیش برده ایم و در حال رسیدن به سواحل خوبی است. پس همگان باید پشت رهبری و براساس تدابیر ایشان جلو رویم.
در چنین شرایطی مطرح کردن موضوع مذاکره با آمریکا کاملا انحرافی است و معتقدم حسرت مذاکره مردان انقلابی ایران با آمریکا در دل سیاسیون این کشور باقی بماند. متاسفانه عده ای از اصلاح طلبان نان خود را در آشتی و سازش با آمریکا می بینند، آیا برای این عده بد عهدی آمریکا ثابت نشده که هنوز به دنبال سازش با آمریکا هستند؟
بدعهدیها و دشمنیهای آمریکا علیه ملت ایران یک دشمنی ذاتی با اصل اسلام و انقلاب و دشمنی با آرمانها و اعتقادات ما است، چگونه می شود با دشمنی که با اعتقادات ما مشکل دارد سازش کرد.
البته باید توجه داشته باشیم که فشارها و دشمنیهای آمریکا به هیچ وجه نمیتواند ملت ایران را از رشد و پیشرفت خودش باز دارد، رفتارهای 40 ساله آمریکا پس از انقلاب اسلامی نشان داده تفاوتی میان دمکرات ها و جمهوری خواهان نیست، هر عنصری در نظام حاکم بر آمریکا به دنبال ضربه زدن به ایران است.
آیا طرح سازش با تعابیری همچون تعامل به نوعی عدم توجه به ظرفیت های درونی و سیاست های درونزا به ویژه اقتصاد مقاومتی نیست؟
متاسفانه نگاه عدهای در دولت آقای روحانی، به سمت غرب است، نگاه برخی افراد در این دولت همواره اینگونه بوده که اگر ما با آمریکا مذاکره کنیم، به نفع کشورمان خواهد بود. بنابراین تا زمانی که چنین تفکری در دولت وجود دارد، امکان بهرهگیری از امکانات دیگر از جمله امکانات داخلی وجود نخواهد داشت.
طرفداران مذاکره با آمریکا تصور می کنند ارتباط با این کشور موجب از بین رفتن تحریم ها علیه ایران خواهد شد، در حالی که این تصور باطلی است، در عین حال معتقدم علیرغم اینکه تحریم های اقتصادی تاثیراتی در کشورمان دارد اما به هیچ عنوان چنین تحریم هایی نمی تواند موجب تغییر سیاست ما نسبت به این کشور شود. آمریکا باید به این موضوع واقف باشد.
در چنین شرایطی باید از نگاه به خارج چشم برداشته و برای حل مشکلات کشور به ظرفیت های درونی کشور به ویژه اقتصاد مقاومتی توجه کنیم. توجه به استعدادها و سرمایههای داخلی، اصل اساسی در تحقق اقتصاد مقاومتی بوده و هر فردی که برای حل مشکلات دل به خارج از کشور بسته، مطمئناً اعتقادی به اقتصاد مقاومتی ندارد.
قطعا علیرغم وجود برخی افراد و جریان هایی که موافق مذاکره با آمریکا هستند، نخبگان ما بصیرت لازم را خواهند داشت و به این باور نمی رسند که ملت ایران بر سر دو راهی قرار دارد که باید با آمریکایی ها مذاکره کند و کنار بیاید. البته گویا برخی خسته هستند که الان دم از مذاکره با آمریکا می زنند. اما ما معتقدیم که از منطق لازم در سطح مسائل سیاسی، اجرایی و فرهنگی برخوردار هستیم که می توانیم با این منطق کشور را مدیریت کنیم و در واقع این آمریکایی ها هستند که به مذاکره با ما نیاز دارند.
نکته دیگر این است که اقتصاد و سیاست بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند، به نظر می رسد مقاومتی که در بحث اقتصادی مطرح است در بحث سیاسی هم این مقاومت وجود دارد، با گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در بعد سیاسی هم باید رویکرد مقاومتی را دنبال کنیم. همچنانکه در اقتصاد مقاومتی اقتصاد درون زا و تکیه بر اقتصاد داخلی مد نظر است، رویکرد سیاسی ما نیز باید در راستای حفظ ارزش ها و منافع ملی جمهوری اسلامی با تکیه بر مولفه های قدرت داخلی و قدرت نرم نظام دنبال شود و بر این اساس جلو برویم.
طرفداران نگاه به غرب فقط یک نگاهی هم به ریشه مشکلهای اقتصادی بیندازند و ببینند آیا سوءمدیریتها،دلیل مشکل امروز نیست؟ پس چرا باید همیشه سیاسیکاری صورت بگیرد و با سیاهنمایی راهحل مشکل را در خارج از مرزها جستجو کنیم؟ باید توجه داشت که تکیه بر توانمندی ها و ظرفیت های داخل کشور از جمله الگوهای تحقق اقتصاد مقاومتی است و این مهم بایستی مورد توجه قرار گیرد.
اقتصاد مقاومتی تفکر و اندیشه ای است که مقام معظم رهبری در مقابل تحریم ها به مسئولان ارائه کردند و در سخنرانی های مختلف نیز ابزارها و امکانات مورد نیاز با اقتصاد مقاومتی را توضیح دادند. این اقتصاد مقاومتی برون گرا نیست، نگاه ویژه به توانمندی ها، منابع ، نیروی انسانی، نخبگان داخل کشور، اعتماد به نیروهای داخلی، خودباوری، توجه به شرکت های دانش بنیان و سرمایه گذاری داخلی از جمله دیگر الگوهای تحقق اقتصاد مقاومتی است.
کشور ما در حوزههای مختلف اعم از اقتصادی، دفاعی، نظامی، رسانهای، تکنولوژی و الکترونیک باید صاحب اقتدار باشد و زمینههای اقتدار را فراهم کند. ما باید به توانمندیهای خوب دست پیدا کرده تا به آن اقتدار لازم برسیم. در همین راستا همه دستگاهها و قوای سهگانه باید برای رسیدن به این اقتدار تلاش کنند. ملت ایران ملتی باهوش و با استعدادی است که نشان داده میتواند دست به کارهای بزرگی زند. قطعا ما میتوانیم به توانمندیهای بسیار زیادی دست پیدا کرده و با آن کشور را رو به جلو پیش ببریم.
پیام شما به طرفداران خط سازش و مذاکره با آمریکا چیست؟
ما در گذشته با آمریکا درباره عراق و موضوع هسته ای صحبت کردیم اما همه دیدند که در موضوع هسته ای چه اتفاقی افتاد. نرمشی که نظام جمهوری اسلامی ایران برای عبور از آن مرحله نشان داد، فقط آمریکایی ها را زیاده خواهتر کرد. بنابراین بنای حکومت، رهبر، دولت و مردم ما بر مقاومت است. ما با مقاومت و پیشه کردن صبر و تقوا و سیاست های مردممدارانه، مقتدرانه از آمریکا عبور می کنیم و هیچ مشکلی هم برای کشور به وجود نخواهد آمد و این آمریکایی ها خواهند بود که زیر پای اراده مردم له خواهند شد.
طرفداران مذاکره با آمریکا میخواهند تمام مشکلات اقتصادی را به مذاکره پیوند بزنند و بهخوبی میدانند مذاکره در این مرحله به معنی محدود کردن جمهوری اسلامی ایران است. طرفداران مذاکره که افرادی خام، کم تجربه و یا همراه غرب هستند یگانه راه برونرفت از مشکلات را در مذاکره با آمریکا می دانند، این افراد می خواهند در جامعه تمام مشکلات اقتصادی را به مذاکره پیوند بزنند، اما بهخوبی میدانند مذاکره در این مرحله یعنی مذاکره در خصوص نفوذ منطقهای، نفوذ فرهنگی و به کل محدود کردن جمهوری اسلامی ایران.
مذاکره بر سر ارزشها کار درستی نیست و نباید ارزشهای یک ملت را به مذاکره گذاشت. آمریکا میخواهد ایران به کشوری تبدیل شود مثل عربستان که هر زمان امر کردند ما هم اطاعت کنیم.
موضوع نگرانکننده این است که طرفداران این باور متأسفانه جزء قشر تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر جامعه هستند که تحلیلهایی را ارائه میدهند که میخواهند ذهن مردم را به نفع خود هدایت کنند و این افراد اصلاً وقت نمیگذارند که ریشه داخلی مشکلها را جستجو کنند.
همچنان می بایست براساس ارزش های سیاسی و انقلابی ایران که تبلور آن در رفتار رهبری وجود دارد عمل کنیم. جریان هایی که طرفدار مذاکره مستقیم و بدون قید و شرط با آمریکا هستند دارای تفکرات غیر انقلابی و غیر اسلامی هستند و به مسائل آنطور نگاه میکنند که دیگر کشورها براساس آن، روابط بینالملل و کشورداری خود را تنظیم کردند. اگر بخواهیم نگاه خوشبینانه به این موضوع داشته باشیم و نگوییم که آنها خیانت کرده و از عمد این کار را میکنند، اما باید گفت که نگاه و دیدگاهشان انقلابی و اسلامی نیست چرا که سازش با آمریکا به معنای مرگ انقلاب اسلامی و بزرگترین ضرر برای مردم و نظام است.
هژمونی آمریکا در جهان کاهش پیدا کرده و آمریکا رو به افول است، غرب گرایانی که به دنبال مذاکره و سازش با آمریکا هستند نیز نه تنها به فکر مصالح ملی نیستند بلکه خیانتکاران به کشور هستند.
15