کشف اسکلت مرد تهرانی در دیوار حمام خانه برادرش/ 25 سال همه دنبالش بودند/ ویدئو

پرونده‌ای که با بی‌خبری چندساله یک خانواده از سرنوشت برادرشان آغاز شد، پس از حدود 25 سال با کشف بقایای جسد در حمام خانه پدری به رازگشایی جنایتی قدیمی انجامید.

کشف اسکلت مرد تهرانی در دیوار حمام خانه برادرش/ 25 سال همه دنبالش بودند/ ویدئو

سرهنگ محمود ملکی، جانشین مبارزه با جرائم جنایی تهران بزرگ، با تشریح جزئیات این پرونده اظهار کرد: اعضای خانواده‌ای که چندین سال از برادرشان بی‌خبر بودند، پس از بازگشت به ایران متوجه شدند خانه پدری‌شان فروخته شده است.

وی افزود: بررسی‌های کارآگاهان جنایی درباره این موضوع آغاز شد و مأموران در جریان تحقیقات و بررسی خانه، متوجه وجود سکویی غیرعادی در حمام شدند.

ملکی ادامه داد: پس از تخریب سکو، بقایای جسد فردی کشف شد که حدود 25 سال از مرگ او می‌گذشت. بررسی‌های پرونده نشان داد برادران این فرد او را به قتل رسانده، خانه را تصاحب کرده و سپس با جعل اسناد، آن را به فروش رسانده بودند.

جانشین مبارزه با جرائم جنایی تهران بزرگ با اشاره به دستگیری متهم مرتبط با جعل اسناد بیان کرد: کارآگاهان وظیفه دارند با تکیه بر اطلاعات و سرنخ‌های موجود، تحقیقات را تا رسیدن به نتیجه ادامه دهند؛ حتی اگر این روند یک، 2، 3 یا 4 سال طول بکشد.

وی تأکید کرد: تلاش مستمر کارآگاهان در کنار پیگیری دقیق پرونده‌ها می‌تواند به کشف حقیقت و روشن شدن ابعاد جرائم قدیمی منجر شود.

منبع: رکنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 2
  • چای دبش باغ ازگل کیهان و زمین دم

    بعداز ۲۵ سال.............. حتماً قاتلین هم فوت کردن

  • ناشناس

    موضوع: فریادِ از میان یخ‌ها؛ از معادن طلا تا سفره‌ی خالی یک بازاریاب

    جنابان ریاست جمهوری ایران آقای دکتر پزشکیان و وزیر محترم کار ایران ؛

    من از میان سرمای بی‌خانمانی، از کسی می‌نویسم که ۵ سال است رنگ گوشت و مرغ را ندیده و اکنون برای تأمین امنیتِ قفلِ خانه‌ای که اجاره کرده، درمانده است.

    جنابان! در حالی که منابع عظیم کشور از معادن طلای کوه موته تا فرار مالیاتیِ گسترده و ثروت‌های پنهان، خزانه را پر کرده است، حقوق بازنشسته تامین اجتماعیِ مادرم، که تنها تکیه‌گاه من است، برای یک زندگی شرافتمندانه بسیار ناچیز است. چگونه می‌توان با حداقل حقوق، کرامت انسانی حفظ کرد؟

    در میانه‌ی این رنج، با واقعیت تلخی روبرو هستم: فامیل‌های من، به دلیل دلایل واهی، با مادرم دشمنی می‌کنند و حتی به شما نیز توهین می‌کنند تا حقوق‌ها افزایش نیابد! این اوجِ بی‌رحمی است؛ وقتی کسانی که باید حامی باشند، مانعِ رسیدنِ حقِ یک پیرزن می‌شوند.

    از سوی دیگر، در نظام قضایی با دیوارِ بی‌تفاوتی روبرو هستم. دادگاه‌ها تنها به دنبال صدور قرار ابطال و عدم استماع هستند، بی‌آنکه به لایحه‌های غیرحضوری و ادله‌ی روشن من توجه کنند. حتی در یک مورد ساده، به دلیل تعطیل بودن بانک در روز جمعه، مجبور شدم برای تامین نیاز مبرم، مبلغی را از کارت خودم به کارت مادرم واریز کنم؛ اما اکنون بیم آن دارم که سیستم‌های بی‌روح، این انتقالِ محبت‌آمیز را «درآمد حساب» تلقی کنند.

    جنابان! عدالت نباید در ترازوی ریاضیاتِ تورم گم شود؛ عدالت باید در سفره‌ی خالیِ من و امنیتِ مادرم ملموس باشد. از شما می‌خواهم به جای تمرکز بر فرار مالیاتی و ثروت‌های عظیم، به صدایِ لرزانِ ما در میان سرما گوش فرا دهید.

    با احترام،
    امید (بازاریاب و فرزندِ یک بازنشسته درمانده)