تصویر محافظ رهبر شهید که ۹ اسفند به شهادت رسید
تصویری از محافظی که سالها در کنار رهبر انقلاب حضور داشت، پس از شهادت او مورد توجه قرار گرفته است.
شهید محمّدرضا ثقفیفر از اعضای دفتر ویژه رهبر شهید انقلاب بود که از سال ۱۳۶۸ با ورود به سپاه ولیّامر، با عشق و اخلاص در خدمت رهبر شهید انقلاب بود و پس از بازنشستگی نیز به دستور معظّمٌله همچنان در کنار ایشان ماند. ایشان در نهم اسفند ۱۴۰۴، در حالی که شیفتِ آن روز از آنِ او نبود و به جای همکارش به محلّ کار رفته بود، بر اثر حملهی آمریکایی-صهیونی به شهادت رسید.

به روایت خانواده شهید:
تعلّق خاطر شهید ثقفیفر، تنها به امنیّت فیزیکی محدود نمیشد؛ او در آرمانها نیز ذوب شده بود. همسر ایشان خاطرهای تکاندهنده دارد: «همسرم سی سال به عنوان محافظ، با عشق و علاقه در خدمت خانوادهی رهبر شهید انقلاب بود. پس از آنکه بازنشسته شد، حضرت آقا به یکی از آقازادهها گفته بودند که ایشان را صدا بزنند تا با او صحبت کنند. رهبر شهیدمان به همسرم فرموده بودند: «آقای ثقفی! کجا میخواهی بروی؟» همسرم گفته بود: «آقا جان! بازنشسته شدهام؛ همین قدر لیاقت داشتم که تا کنون پیش شما باشم.» حضرت آقا فرموده بودند: «شما همشهری من و خراسانی هستی. کجا میخواهی بروی؟ از این به بعد بیا دستیارم باش.» همسرم با شنیدن این حرف رهبر شهیدمان خیلی خوشحال شده بود و به دخترش میگفت «من باید تا ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) کنار آقا بمانم» و این عهد را تا آخرین نفَس نگه داشت.»
همسرش میگوید «آرزوی ملاقات با آقا را داشتیم، امّا برای ما کارت ملاقات نمیگرفت و میگفت مثل مردم عادی بروید در صف بِایستید.»
روز نهم اسفند، روز حادثه، گویی قرعهی شهادت به نام او افتاده بود. همکارانش میگویند آن روز شیفت او نبود، امّا به جای همکارش پا به میدان گذاشت. همسرش روایتی عجیب از صبح آن روز دارد: «کیف مدارک، ساعت و انگشترش را با خود نبرد؛ انگار میدانست در این شیفت به اینها نیازی ندارد.» او با روحی سبکبار رفت، بیآنکه دلبستگیهای دنیایی را با خود ببرد.
استایلش میخوره دو قدم هم به زور بره. محافظ باید چست و ورزشکاری باشه
مخاطب" نقطه چین" به نام 👈 ناشناس یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ ۱۰:۵۱:۲۲ 3 12 که گفته:
استایلش میخوره دو قدم هم به زور بره.. 👈 اگه این شهید و امتالش نبودند، معلوم نبود، زیر سایه تجاوز و پوتین ها و. چکمه های دشمن از جمله داعش، چه بلایی به سر ناموس و خانواده تو می آمد و مشخص نبود، تو از کدام پدر دنیا می آمدی!/ اینقدر مستقیم و غیر مستقیم شهدا و یاران رهبر شهید و رهبر حی را زیر سوال نبرید، اگه مسلمان و انقلابی و... نیستید و خدا خدای و قیامت، حساب و کتاب برزخی و اخروی را قبول ندارید. للاقل آزاد زن و... باشید.
خاک بر سرت ،
ی عده رو خداوند قلب هاشون رو انقدر سیاه و متعفن کرده
که حتی شهدا رو هم به تمسخر می گیرند.
۱۳:۳۲
بجز توهین و بی نزاکتی چیزی یاد نگرفتید بعد ملت از این جماعت توقع فهم و درک دارد..خیلی خوب تربیت خانوادگی خود را به نمایش عمومی گذاشتید احسنت بر شما لطفا بیشتر ادامه دهید تا ایرانی ها بیشتر ادب و شعور قوم شما را بشناسند
🧡🧡🧡
أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ۗ
(نساء۴)
روحش شاد
خداوند متعال سرنوشت آدمی را جوری رقم می زند که لحظه ای فکرش را هم نمی کند.
روحش شاد و یادش گرامی
کیف مدارک، ساعت و انگشترش را با خود نبرد؛ انگار میدانست در این شیفت به اینها نیازی ندارد.
خب ایشون که میدونستند قراره چی بشه چرا اجازه دادند جانشین امام زمان را ترور کنند
کمی فکر کنید و بعد حرف بزنید
یا واقعا پرتی یا خودت رو به پرتی میزنی. منطور همسر محترمه شهید این هست که گویی در ناخودآگاه به شهید الهام شده بود که این وسایل را با خود نبرد. البته مشکل از محیط برکشیدن انسانها هم هست که بعضا دور از خیلی مفاهیم و صرفا بهشکل جسمی رشد میکنند.
خیلی قوی بود..خدایش بیامرزد
معلومه
روح شهدا شاد
یه روزی پشیمان میشن اون وطن فروشان خائن
ولی دیگه خیلی دیره
دشمن هم میاد به ناموسشون تجاوز میکنه .
حالا بیاید به دشمن نور بالا بزنید .
انگشترو چرا نبرد
ای بابا اگه می دونست چی می خواد بشه چرا کاری نکرد؟
آخه چون همیشه آرزوی شهادت داشت و منتظر همچین روزی بود .
خوش به سعادتش...
وقتی اجل انسان برسد هیچ چیز جلودار نیست بااینکه شیفت اش نبوده،ولی آمده بود سر خدمت.
در این درگه که گه گه کُه کَه و کُه کَه شود ناگه
مشو غره به امروزت زفردا را نه ای آگه
چه جوری بخونمش نمی تونم گه که گه که ....
حتما از اقوام بودن که محافظ شدن فقط همین گزینه به نظر می رسه خدا بیامرز
در این دنیا که گاهگاهی ، کاه ناچیزی چون کوه می شود و همچنین کوه بزرگی ناگهان مانند کاه می شود، مبادا از وضعیت کنونی خود مغرور شوی ، زیرا که از فردای خود خبر نداری
در این درگه که گه گه، کَه کُه و کُه کَه شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا نهای آگه