قتل مرد جوان با ادعای اخاذی غیراخلاقی از زن متاهل
همسر و برادران زنی که وارد یک رابطه عاشقانه شده بود، برای انتقام مرد جوان را به بیابان کشاندند و به قتل رساندند. متهمان در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند.
متهمان وقتی فهمیدند زن جوان به نام نگار با مردی وارد رابطه شده، او را وادار کردند آن مرد را سر قرار بیاورد و بعد آنقدر او را زدند که رگهای قلبش پاره شد و جان باخت.
سال ۱۴۰۰ بود که شهروندان به پلیس گزارش دادند جسد مردی را پیدا کردهاند. وضعیت متوفی نشان میداد به شدت کتک خورده است. هیچ سرنخی که هویت جسد را مشخص کند، پیدا نشد. بنابراین به عنوان جسد مجهولالهویه دفن شد.
نزدیک سه ماه بعد، مردی به پلیس گزارش داد پسرش گم شده است. این مرد گفت: پسرم به نام مهرداد از شهرمان به تهران آمد و بعد از مدتی تماس تلفنی ما قطع شد. من از سرنوشت او خبری ندارم.
ماموران متوجه شدند احتمالاً جسدی که دفن شده متعلق به فرزند مرد شاکی است. با توجه به دیانای برداشتهشده و سایر وسایل مقتول معلوم شد او فرزند مرد شاکی است و هویتش مشخص شد. پدر مهرداد به ماموران گفت: پسرم چند ماه قبل به تهران آمد و من دیگر خبری از او نداشتم و تلفنش هم جواب نمیداد. اصلاً نمیدانم او با چه کسانی رابطه داشته است.
با توجه به شماره تلفنی که پدر مقتول در اختیار ماموران قرار داد، تلفن او بررسی شد و اطلاعاتش به دست آمد. ماموران متوجه شدند مهرداد با زنی رابطه داشت. آنها به سراغ زن رفته و او را بازداشت کردند و به این ترتیب راز عشق ممنوعه مهرداد و نگار فاش شد.
این زن گفت: مهرداد را میشناختم و در شبکه مجازی با او آشنا شده بودم. او از من عکس و فیلم گرفته بود و دست به اخاذی میزد. به همین خاطر موضوع را به برادرم گفتم. دو برادرم به همراه همسرم با مهرداد قرار گذاشتند، تا عکس و فیلمها را از او بگیرند.
با اظهارات زن جوان و در حالی که پنج ماه از جنایت گذشته بود، دو براد او به نامهای نادر و نریمان و همسرش، سهیل، ردیابی و بازداشت شدند و به جنایت ناموسی اعتراف کردند.
به این ترتیب، برای دو برادر و همسر نگار به اتهام مشارکت در قتل و برای نگار به اتهام معاونت در جنایت کیفرخواست صادر شد و آنها در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کردند.
در جلسه رسیدگی، نادر ۳۷ ساله روبهروی قضات ایستاد و گفت: یک روز خواهرم سراغم آمد و از مزاحمتهای مردی به نام مهرداد شکایت کرد. او گفت در فضای مجازی با مهرداد آشنا شده و او یک روز مقابل خانه پدریام رفته و گوشی موبایل خواهرم را به زور از او گرفته و عکسهای شخصیاش را برای خودش ارسال کرده و سپس دست به اخاذی زده است. خواهرم میترسید شوهرش به ماجرا پی ببرد.
به همین خاطر از من کمک خواست. من ماجرا را با برادر کوچکم و شوهر خواهرم در میان گذاشتم. یک بار که مهرداد به حوالی خانه خواهرم در پاکدشت آمده بود، سراغ او رفتیم و او را سوار ماشین کردیم و به بیابانهای پاکدشت بردیم.
ما میخواستیم رمی را که عکسهای شخصی خواهرمان در آن بود به زور از مهرداد بگیریم. به همین خاطر او را کتک زدیم. او تسلیم شد و رم را به ما داد و ما او را رها کردیم. وقتی او را رها کردیم زنده بود و نمیدانیم بعد از آن چه بلایی سرش آمده است.
نریمان ۳۴ ساله نیز گفت: من و برادرم چند سیلی به او زدیم اما قصد کشتن او را نداشتیم.
شوهر نگین نیز گفت: مهرداد گوشی موبایل همسرم را هک و به عکسهای خصوصی او دست پیدا کرده بود. او از همسرم اخاذی میکرد، به همین خاطر همراه برادرهای زنم او را سوار ماشین کردیم و به بیابانهای پاکدشت بردیم و او را کتک زدیم. ما برای اینکه او را تنبیه کرده باشیم، لباسهایش را از تنش بیرون آوردیم و با لباسهایش پاهایش را بستیم.
در ادامه نگین که متهم به معاونت در قتل بود در جایگاه قرار گرفت. او گفت: مهرداد از من عکس و فیلم داشت و به خاطر همین هم من را وادار میکرد که با او در رابطه باشم. وقتی خانوادهام متوجه شدند گفتند با او قرار بگذارم که عکس و فیلم را بگیرند، اصلاً قرار نبود که او کشته شود. من اتهام را قبول ندارم، چون ما نقشهای هم برای قتل نداشتیم.
در پایان، قضات سه متهم ردیف اول تا سوم را به قصاص محکوم و نگین را از اتهام معاونت در قتل تبرئه کردند.
اما متهمان به رأی صادره اعتراض کردند. دیوان عالی کشور حکم برائت نگین را مورد تایید قرار داد اما حکم قصاص سه متهم دیگر را نقض کرد، چون مشخص نبود ضربهای که باعث پارگی رگ قلب شده، ضربهای که به جمجمه و گردن وارد شده و ضربات کشنده بوده را چه کسی زده است.
پرونده یک بار دیگر به شعبه ۹ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی باز هم اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس متهمان در جایگاه قرار گرفتند و گفتند که قصد قتل نداشتند و فقط میخواستند فیلمها را از مقتول بگیرند.
در این میان، دلیر، وکیل متهمان، گفت: خانواده قربانی ۸۷ روز بعد از خارج شدن او از خانهاش و در ششم فروردینماه سال ۱۴۰۱ ناپدید شدنش را به پلیس اعلام کردهاند و این موضوع نیاز به بررسی دارد.
از طرفی، در نظریه پزشکی قانونی علت تامه مرگ مشخص نشده و معلوم نیست صدمات واردشده به جمجمه و شکستگی مهره گردن که کشنده است از سوی چه کسی وارد شده است.
به نظر میرسد طبق ماده ۴۸۲ قانون مجازات اسلامی، چون مرتکب ضربات کشنده مشخص نیست، قصاص ساقط است و باید متهمان به پرداخت دیه محکوم شوند.
بنا به این گزارش در پایان قضات وارد شور شدند.