متهم: همسایه‌ام را بدون هیچ دلیلی کشتم

مردی که بدون هیچ انگیزه‌ای مرتکب قتل شده است، پای میز محاکمه رفت.

متهم: همسایه‌ام را بدون هیچ دلیلی کشتم

متهم پس از بازداشت اعتراف کرد آدم کشته اما گفت انگیزه‌ای از این کار نداشته است.

ماموران پلیس سه سال قبل با تماس شهروندان در جریان قتل مرد جوانی به نام بهروز قرار گرفتند. وقتی ماموران در محل حاضر شدند همسایه‌های بهروز گفتند دیده‌اند چه کسی این جوان را کشته است. یکی از همسایه‌ها گفت: بهروز به دست همسایه‌مان سعید کشته شد. ما دیدیم سعید با او درگیر شد و با چاقو بهروز را کشت.

با شکایت اولیای دم بهروز، پرونده برای رسیدگی به دادسرا ارسال و سعید بازداشت شد. او در اعترافاتش گفت: قبول دارم بهروز را کشتم اما انگیزه‌ای نداشتم و حرفی برای گفتن ندارم.

تحقیقات بازپرسی نشان داد سعید چند سال قبل با زنی ازدواج کرده و بعد به طور ناگهانی از او جدا شده است. سعید درباره علت جدایی هم گفته بود دلیل خاصی ندارد و فقط می‌خواهد جدا شود. او سپس دوباره ازدواج کرده و بچه‌دار شده بود اما سر کار نمی‌رفت و با خانواده‌اش هم رابطه خوبی نداشت. 

پرونده با توجه به شواهد موجود و درخواست قصاص که از سوی اولیای دم مطرح شده بود برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری کیفری استان تهران فرستاده و پیش از تعطیلات نوروزی به آن رسیدگی شد.

در جلسه رسیدگی، کیفرخواست علیه متهم خوانده شد و سپس اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند. آنها درخواست قصاص کردند و گفتند که گذشت نمی‌کنند.

سپس سعید در جایگاه قرار گرفت. او گفت: دلیل خاصی برای قتل نداشتم. داشتم از پنجره بیرون را نگاه می‌کردم. دیدم بهروز جلوی در نشسته است. به او گفتم برویم قدم بزنیم. قبول کرد. یک چاقو از آشپزخانه برداشتم و از خانه خارج شدم. با بهروز هم‌قدم شدیم. نزدیک سر خیابان بودیم که یکدفعه چاقو را بیرون کشیدم و او را زدم. دلیل خاصی هم برای این کار نداشتم.

سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: هر قسمت از زندگی متهم را که نگاه کنید مشخص است او دچار یک اختلال است، البته این فقط حدس من نیست. باید بگویم که پزشکی قانونی هم اعلام کرده متهم دچار اختلال روانی است اما این اختلال را رافع مسئولیت کیفری ندانسته است. بنابراین من درخواست دارم موکلم یک بار دیگر در کمیسیون بررسی شود.

سپس متهم برای بیان آخرین دفاع در جایگاه قرار گرفت. او گفت: دلیل خاصی برای قتل بهرزو نداشتم. از مرگ هم نمی‌ترسم. بالاتر از قصاص چیزی نیست. من را قصاص کنید تا راحت شوم.

با پایان جلسه دادگاه، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

منبع: اعتمادآنلاین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید