همه چیز درباره حسادتهای عاشقانه
حسادتهای عاشقانه مشکلی رایج میان زوجهای امروزی است؛ چنانکه دومین مشکل زناشویی محسوب میشود.

وقتی صحبت از حسادت به میان میآید، اغلب آن را احساسی منفی میپندارند؛ درصورتیکه این حس جزو آن دسته از احساساتی است که نه مطلقا مثبت و نه کاملا منفی است.
وجود این حس تجربهای مهم در زندگی افراد به حساب میآید و بدون شک حاکی از نیازهای اساسی آنان است. اما آن چیزی که اغلب افراد را درمورد این حس نگران میکند، اخلاق بیمارگونه، خشونت و عصبانیتی است که از این احساس نشات میگیرد. حسادت فرزند نارضایتی و احساس ناامنی است که میتواند منجر به رفتارهای مخرب شود و پایههای یک رابطه را متزلزل کند و درمقابل، موجب برانگیختن تمام قوای شخص برای حل مشکلات شخصی و یا زناشویی او شود.
برای بررسی این موضوع ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا عشق بدون حسادت ممکن است؟ بدان سبب که زوجین درابتدای پیوند خود علاقه دارند بیشتر اوقاتشان را با یکدیگر بگذرانند، بیشتر تلاش میکنند تا نشان دهند با یکدیگر تفاهم دارند و ازآنجاییکه فقط در قالب این پیوند میتوانند به برخی از نیازهای خود پاسخ گویند، به نظر میرسد که فرد مقابل را دوست دارند. این علاقه منجر به ایجاد نوعی وابستگی به طرف مقابل میشود و درنتیجه ممکن است احساس حسادت در هریک از طرفین به وجود آید؛ بنابراین عشق و حسادت دو احساس لاینفک به حساب میآیند. حسادت بهخودیخود یک مشکل تلقی نمیشود و تنها شاخصی از وجود یک مشکل است.
حتما همه ما این جملات را میان افراد مختلف شنیدهایم؛
نسبت به اینکه همسرم در جمع خاصی با فرد دیگری غیر از من صحبت کند، حساسم.
نمیتوانم نگاه فرد دیگری را بهسوی همسرم تحمل کنم.
تمام رفتوآمدهای همسرم را کنترل میکنم.
نمیتوانم تحمل کنم که همسرم بدون من به تفریحات خودش بپردازد.
نمیتوانم یکلحظه از او دور شوم و . . .
این جملات میتواند وجود حسادت را در یک فرد ثابت کند.
حسادت چیست؟
حسادت عاشقانه با معنای عام این واژه که در ذهن عموم افراد است، متفاوت است. این نوع حسادت، ترکیبی از ترس و عصبانیت و همراه با احساس ناامنی است. در این گونه حسادت، بارزترین عکسالعملی که از فرد حسود دیده میشود، عصبانیت نسبت به کسی است که او را دچار این حس کرده است. همانطور که گفته شد، حسادت عاشقانه نشاندهنده ترس فرد برای ازدستدادن منفعتی بزرگ و مهم است و هرگونه جلبتوجهی ازسوی همسر فرد حسود نوعی تهدید برای او محسوب میشود. این نوع حسادت را حسادتی بیمارگونه مینامند که سالها دوام مییابد و مسلما با خشونت فرد حسود نیز همراه خواهد بود. ازآنجاییکه این خشم برای مدت کوتاهی به فرد احساس سرزندگی میبخشد، او دائما و بهشکل ناخودآگاه خشمگین میشود، اما بلافاصله شرمندگی و پشیمانی خود را ابراز میکند.
بنابراین حسادت موضوعی است که اگر به آن توجه نشود، نتایج منفی به بار خواهد آورد. اما به علت وجود شور و هیجان در ابتدای پیوند، کمتر دیده و بدان توجه میشود. زوجین درابتدای امر اغلب اینگونه جملات را به زبان میآورند که «ما همدیگر را دوست داریم و همانند یک روح در دو بدن هستیم»؛ درحالیکه روزمرگی موجود در زندگی، بهتدریج از شدت این هیجانات میکاهد و فاصلهای معمولی میان آنها به وجود میآورد؛ درنتیجه بهمرورزمان کمتر جملاتی از این دست بین زوجین ردوبدل میشود. این فاصله ممکن است باعث بهوجودآمدن نوعی حس ناامنی برای هریک از زوجین شود. در این زمان است که فرد غرق در خیالات خود میشود و معمولا این جملات و پرسشها در ذهنش شکل میگیرد:
«چطور میتواند بدون من زندگی کند؟»
« چرا به سرگرمیها و اوقاتفراغت خود بیشتر از من اهمیت میدهد؟»
« نمیخواهم او را از دست دهم! دیگر مرا دوست ندارد.»
دلایل حسادت عاشقانه
کمبود در دوران کودکی
برخی از روانکاوان معتقدند حسادت از دوران کودکی سرچشمه میگیرد و میتواند نتیجه عدم توجه یکی از والدین نسبت به فرزندشان باشد و حتی ممکن است این احساس، در نتیجه فقدان اعتمادبهنفس و امنیت در دوران کودکی به وجود آید؛ مانند کودکی که میترسد از اینکه فاقد ویژگیهایی باشد که دیگران از او انتظار دارند یا میترسد از اینکه بهاندازهکافی موردپسند دیگران واقع نشود و توانایی جذب دیگران را نداشته باشد. تمام این تجربهها در دوران کودکی میتواند در بزرگسالی، فرد را درگیر احساسی به نام «حسادت عاشقانه» کند.
بیوفایی
افرادی هم هستند که در حسادت فرافکنی میکنند؛ تاآنجاییکه همسر خود را بیوفا مینامند، فقط به این دلیل که خودشان گاهی دچار بیوفایی میشوند که این موضوع دقیقا مصداق این ضربالمثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» است.
ترس
حسادت در آقایان بیشتر حول محور ترس ازدستدادن قدرت و برای خانمها بیشتر ترس از طردشدن است؛ بهطوریکه میاندیشد همسرش دیگر او را دوست ندارد. به همین دلیل است که خانمها اغلب احساسات عاشقانه خود را ابراز میکنند.
راهحلهای پیشنهادی برای افراد درگیر حسادت
مشکل را قبول کنید
اولین گام برای حل این مشکل، درک این مشکل است که تمام آرامشتان را تحتالشعاع خود قرار داده و بعد از آن، یافتن علت آن بهتنهایی است؛ نه اینکه طرف مقابلتان را با خشونت وادار به انجام کارهایی کنید که دوست ندارد. با خودتان خلوت کنید و این سوالها را از خودتان بپرسید و برایشان پاسخی منطقی پیدا کنید:
آیا مشکل از من است؟
چرا نمیتوانم همسرم را به خود جذب کنم؟
آیا رفتار من اشکالی دارد که همسرم را از من دور کرده است؟
چرا نسبت به همسرم حس حسادت دارم؟
چه چیزی بیشتر از همه مرا در این رابطه آزار میدهد؟
با همسرتان صحبت کنید
فضایی آرام و دنج را برای گفتوگویی دونفره و صمیمی به وجود آورید. درباره احساسات و ناراحتیهایی که اخیرا شما را آزرده است، با او صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. مطمئن باشید وقتی شما را اینچنین صادق ببیند، برای بهبودی حالتان قدمی خواهد برداشت.
مشورت کنید
داشتن یک حامی درمانی وقتیکه از نظر روحی دچار مشکل شدهاید، عملی بسیارمهم است. روانشناسی باتجربه و خبره میتواند شما را بهسادگی رهنمایی کرده و راهحلهایی باورنکردنی جهت مقابله با هیجاناتی که رابطه شما و همسرتان را دچار آسیب کرده است، پیشنهاد کند.
خودتان را سرگرم کنید
خود را با فعالیتها و سرگرمیهای موردعلاقهتان مشغول کنید تا پرنده خیالتان بهسوی کنکاش در رفتارهای همسرتان پر نزند. این را بدانید که همسرتان احتیاج به آزادی دارد.
به تصورات ذهنی خود پایان دهید
از خیالبافی دست بکشید؛ یعنی چیزی که باعث بهوجودآمدن سناریوهایی میشود که در واقعیت وجود ندارند. بدانید که تندادن به این تخیلات باعث میشود بهسمتی پیش بروید که تلفن همراه یا ایمیلهای همسرتان را چک کنید و در این میان مسلما بهدنبال بهانهای خواهید بود که تخیلات خود را اثبات کنید و به همسرتان نشان دهید که دلیلی منطقی برای نگرانی و ترس شما وجود دارد. مطمئن باشید که بازجویی همسرتان فقط او را به ستوه میآورد. این کنجکاویهای بیمورد هیچ کمکی به روند بهبودی شما نمیکند و درضمن بدانید که اگر هدف او فریفتن شما باشد، از روشهایی استفاده خواهد کرد که شما بویی از ماجرا نبرید. هیچ انسانی دوست ندارد مانند یک زندانی باشد و دائما از او بازجویی شود. هرکس خودش مسئول حریم شخصی و وجدانش است. هیچ لزومی ندارد بدانید با چه کسی تماس میگیرد و . . .
اعتمادبهنفس خود را بازیابید
به خودتان متکی باشید و بدانید که رابطه عاطفی شما و همسرتان رابطهای است که هیچکس نمیتواند در این حریم خصوصی وارد شود و همسرتان نیز هیچگاه اجازه ورود به هیچ غریبهای را نخواهد داد.
راه حلهای پیشنهادی برای فرد قربانی حسادت
به فرد حسود اطمینان بدهید
اگر شما قربانی این حسادت هستید، با اطمینانبخشیدن به طرف مقابلتان و پاسخ به سوالهای فرسایشی وی میتوانید کمک بسیاری به او بکنید. برعکس اگر دربرابر سوالهای او بیمحلی کنید، با این کار به او میفهمانید که او دیگر قدرت خود را از دست داده است، درنتیجه با مشکل جدیدی روبهرو خواهید شد. خود را مقصر ندانید؛ زیرا افراد حسود عادت دارند دیگران را مقصر این حسادت بدانند. در مواجه با این افراد فقط باید صبور باشید و شرایطی را مهیا کنید که اعتماد اولیه خود را به شما برگردانند.
فعالیتهای دونفره انجام دهید
فعالیتهایی را ترتیب دهید که به مشارکت هردوی شما احتیاج داشته باشد؛ زیرا این دسته از فعالیتها اعتماد، همبستگی و تفاهم ایجاد میکند.
از فردی مطمئن کمک بخواهید
اگر به مرحلهای رسیدهاید که خشم و حسادت همسرتان آنچنان زیاد شده که زندگیتان را دچار آسیبی جدی کرده است، حتما از یک فرد قابلاعتماد کمک بگیرید. مسلما یک روانشناس میتواند بهترین کمک را به بهبود اوضاع بکند.
منبع: مجله موفقیت
46
اقا ازدواج نکنین مجرد موندن خیلی بهتره...
دیگه نمیشه هم ازدواج کرد