مروری بر کارنامه سیاسی محمدجواد ظریف در آستانه سفر دوباره اش به نیویورک
چهره ژانوسی یک سیاستمدار؛ محمدجواد ظریف، مبارزی که دیپلمات شد
محمدجواد ظریف چهره ای ماندگار در تاریخ دیپلماسی ایران خواهد بود. نه به خاطر اینکه در برخی توافقات صلح حضوری موثر داشته، بلکه به این دلیل که همزمان با پیگیری راهکارهای دیپلماتیک، ایستادگی قابل توجهی بر روی اصول دارد.

محمدجواد ظریف که در شش ساله اخیر به دلیل قرار گرفتن در مقام وزارت خارجه بیشتر مورد توجه رسانه ها بوده، در چهل سال گذشته در نقش های مختلفی ظاهر شده و هرچند راهی طولانی از دوره مبارزات دانشجویی تا امروز را پیموده اما همه جا چهره ای ژینوسی از خود نشان داده است؛ نوعی نرمش ومقاومت همزمان که از او یک دیپلمات متفاوت ساخته است.
ظریف کیست؟
محمدجواد ظریف ۱۷ دی امسال 60 ساله می شود. او شش سال پس از کودتا علیه دول محمد مصدق در تهران به دنیا آمد و شاید هیچگاه گمان نمی برد که نیم قرن بعد از این کودتا با نخست وزیر دولت ملی ایران مقایسه شود.
ظریف دانشآموخته کارشناسی ارشد روابط بینالملل از دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو، همچنین کارشناسی ارشد مطالعات بینالملل و دکترای حقوق و روابط بینالملل از دانشگاه دنور است. تحصیلاتی که برای ظریف همراه با مبارزات انقلابی بود و شاید همین تحصیل در فرنگ و همزمان، مبارزات انقلابی از او چهره ای دوگانه ساخته که درکش برای بسیاری از منتقدان او سخت است.
محمدجواد ظریف فعالیت شغلی خود را از سال ۱۳۵۷ در کنسولگری ایران در سانفرانسیسکو آغاز کرد. او از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۱ برای مدت ۱۰ سال، معاونت حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه را بر عهده داشت. وی برای مدت ۵ سال، در فاصله سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل متحد فعالیت میکرد و به دنبال اختلافاتی که با محمود احمدی نژاد داشت، تا سال 92 از وزارت خارجه دور ماند تا همزمان با پیروزی حسن روحانی در خرداد 1392 به عنوان وزیر امور خارجه بار دیگر به دستگاه دیپلماسی کشور بازگشت.
او در دوره وزارتش حاشیه های بسیاری را تجربه کرد. از مذاکرات نفسگیر برجام تا استعفا در ششمین روز اسفند 1397 که البته پذیرفته نشد اما حکایت از آن داشت که کرسی وزارت چندان هم برای این دیپلمات 60ساله تحفه نیست.
تاجرزاده ای که دیپلمات شد
روایت شده که محمد جواد ظریف در خانوادهای مذهبی، محافظهکار و متمول بهدنیا آمد. مادرش فرزند یکی از بازرگانان کاشانی مستقر در تهران و پدرش از تجار اصفهان بود. او تحصیلات مقدماتی را از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ در دبستان و دبیرستان علوی تهران انجام داد و در سال ۱۳۵۵ با ویزای دانشجویی به ایالات متحده آمریکا رفت و دیپلم خود را از کالج درو، در سانفرانسیسکو گذراند و به ترتیب در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد روابط بینالملل را از دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو دریافت نمود، سپس به ایالت کلرادو نقل مکان کرد و در سال ۱۳۶۳ مدرک کارشناسی ارشد مطالعات بینالملل را از دانشکده مطالعات بینالملل جوزف کوربل، دانشگاه دنور اخذ کرده و پس از آن تحصیلات خود را در مقطع دکترا ادامه داد.
ظریف فعالیت شغلی خود را از سال ۱۳۵۷ به عنوان مشاور سرکنسولگری ایران در سانفرانسیسکو آغاز کرد و تا سال ۱۳۵۹ در این جایگاه فعالیت داشت. در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ مشاور سیاسی، رایزن و کاردار نمایندگی ایران در سازمان ملل بود. وی دوره سربازی خود را نیز به صورت امریه، در وزارت امور خارجه و نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد، سپری کرد و پس از گذراندن آزمون جامع دکترا در ۱۳۶۴، اداره مهاجرت ایالات متحده، روادید محمد جواد ظریف را باطل کرد و او سه سال بعد از راه دور، تحصیلات خود را تکمیل و دکترای حقوق و روابط بینالملل را در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه دنور دریافت کرد.
ظریف در تابستان ۱۳۵۸ از طریق خواهرش با مریم ایمانیه آشنا شد. آنها در ایران با هم ازدواج کردند، اما پس از آن به نیویورک نقل مکان نمودند. ظریف دو فرزند دختر و پسر دارد که در آمریکا متولد شدهاند. پسر وی مهندسی برق خوانده و دارای فوق لیسانس مدیریت است و دخترش نیز دارای مهندسی معماری داخلی است. هر دو فرزند وی ازدواج کردهاند.
شهرتی به خاطر Tantamount Letter
نام ظریف شاید برای اولین بار در سالهای پایانی دفاع مقدس بود که بر سر زبانها افتاد. در سال ۱۳۶۶ که جنگ ایران و عراق ماههای پایانی خود را سپری میکرد و فشارهای بینالمللی بر ایران، به منظور پذیرفتن متن اولیه قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت به اوج رسیده بود، تیم مذاکرهکننده ایرانی، سعی داشت به جای درج مفادی که انتظارات ایران را برآورده نمیکرد، بندهایی از طرح اجرایی دبیرکل سازمان ملل متحد (خاویر پرز دکوئیار) را جایگزین نماید.
نوشتن نامه این درخواست رسمی به محمدجواد ظریف، تنها دیپلمات ایرانی وقت مسلط به زبان انگلیسی در نمایندگی ایران، در سازمان ملل متحد گماشته شد، تا بتواند مفهوم مورد نظر ایران را به شفافی بیان کند. ظریف نیز با انتخاب کلمات مناسب، توانست نامه مورد نظر ایران را تنظیم و در بین کشورهای عضو، منتشر کند. این درخواست که با افزودن آن به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت موافقت شد، در وزارت امور خارجه ایران به «Tantamount Letter» مشهور شد.
حضور ظریف در جمع دولتمردان دولت هاشمی کمی عجیب بود. او خود در خاطراتش در این باره می نویسد: « حوزه سیاست خارجی در آن زمان (در زمان دولت هاشمی رفسنجانی) کاملاً عکس این دوره بود؛ یعنی جناح راست، گرایش معتدلتر و جناح چپ گرایش تندتری داشت. با این که من هیچگاه در جناح راست نبودهام، اما افراد جناح چپ که آن زمان تندروتر بودند، به خاطر گرایش معتدلم رابطه خوبی با من و امثال من نداشتند. عجیبتر این که حتی بعدها در دوره آقای خاتمی، که دوستان چپ، گرایش معتدلتری در سیاست خارجی پیدا کردند، باز هم رابطهشان با افرادی مانند من، خوب نشد. در زمان آقای هاشمی، دوستانی که همخط آقای خاتمی بودند، با سیاست اعتدال ما، مخالفت میکردند. زمانی هم که وارد حوزه حکومتی زیر پرچم آقای خاتمی شدند (ایشان از افراد معتدل جناح چپ بود) به سیاستهای آقای خاتمی رضایت دادند. در زمان آقای هاشمی اسم روزنامه سلام که میآمد، تنمان میلرزید. یادم هست در یک مورد، این روزنامه در نامهای به وزیر خارجه نوشته بود، که ظریف در جایی این صحبت را درباره آمریکا کرده و وزارت خارجه باید موضع خود را مشخص کند. در غیر این صورت، ما فردا افشاگری میکنیم.»
وقتی آمریکایی ها ظریف را «جواد» خطاب می کنند
ظریف که این روزها از سوی جناح های تندروی آمریکایی «ماله کش اعظم» خطاب می شود و گاهی در میان منتقدان داخلی، متهم به سازشکاری شده؛ به اقتضای حضور و همچنین فعالیت دیپلماتیک طولانی مدت در آمریکا، ارتباط گستردهای با جامعه آمریکا و محافل سیاسی و علمی این کشور داشتهاست. روزنامه هرالد تریبیون، در مقالهای به قلم «وارن هوگ»، به حضور گسترده محمد جواد ظریف در مجامع عمومی آمریکا اشاره کرده و می نویسد: « محمد جواد ظریف به اندازهای در دانشگاهها، محافل عمومی سیاسی و اجتماعی حضور پیدا میکند که لیزا اندرسون، رئیس دانشکده امور بینالملل دانشگاه کلمبیا از وی پرسیده است که آیا قصد شرکت در رقابتهای انتخاباتی آمریکا را دارد؟»
اما همین ارتباط با جامعه آمریکایی باعث شده تا او بتواند سالها به عنوان یک دیپلمات در مقام نماینده ایران در سازمان ملل، از حقوق کشورمان در مجامع بین المللی به خوبی دفاع کند.
ظریف در کتاب خاطراتش که به نام «آقای سفیر» منتشر شدهاست، درباره انتخاب او برای سمت نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل نوشته است: « فکر میکنم در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ بین من و آقای دکتر خرازی برای رفتن به نیویورک توافق صورت گرفت. ظاهراً آقای دکتر خرازی نیز همان موقع موضوع اعزام من را به رهبری هم گفته بودند. بعدها رهبری به من فرمودند که همان روز من به آقای حجازی گفتم که بهترین گزینه برای نیویورک شما هستید؛ اما بگذارید روند معمول وزارت خارجه طی شود. وقتی که رسماً به ما معرفی شدید، شما هم رسماً موافقت کنید… همچنین نکاتی را که برای مأموریت لازم بود یادآوری کردند. از جمله نکتهای را فرمودند که من در همه کلاسهایم برای دانشجویان گفتهام. به من فرمودند حتی اگر در موردی یقین داری که دیدگاهت ۱۸۰ درجه با من مخالف است، وظیفه داری دیدگاهت را بگویی. حتی ایشان مطرح کردند که این یک وظیفه شرعی است. بحمدلله من نیز همیشه این کار را انجام دادم.»
اما آنچه ظریف را به حلقه نیویورکی ها نزدیک می کرد، رابطه اش با برخی چهره های خاص آمریکایی بود. در دورهای که سفیر ایران در سازمان ملل متحد بود، روابط نزدیکی با گری سیک، عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا و استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا داشت. سیک در مصاحبهاش با کامبیز حسینی مجری برنامه پولتیک گفت: « نخستین بار حدود ۱۰ سال پیش دیدمش و برای شام به منزل او رفتم و در ملاقات نخست او را آقای سفیر خطاب کردم و او به من گفت نه!، جواد صدایم کن.»
دشمن قابل اعتماد آمریکایی ها
با وجود آنکه ظریف از دولت اصلاحات تاکنون نقش مهمی در دستگاه سیاست خارجی ایران داشته اما در دولت روحانی موفق شد ایده های دیپلماتیک خود را پیاده کند.
بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس دولت یازدهم ، وی محمدجواد ظریف را برای تصدی سمت وزیر امور خارجه در دولتش به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. حسن قشقاوی، معاون کنسولی وقت وزارت امور خارجه، از این انتخاب استقبال و عنوان کرد که کشورهایی که به دنبال گفتگو با ایران هستند، از این انتخاب استقبال کردهاند. وی به عملکرد هنری کیسینجر، مشاور اسبق امنیت ملی ایالات متحده آمریکا اشاره کرد که یک نسخه از کتاب دیپلماسی که توسط شخص وی تألیف گردیده را به ظریف هدیه دادهاست و در صفحه نخست آن نوشتهاست: «تقدیم به دشمن قابل احترام، ظریف».
ظریف تنها وزیر خارجه جمهوری اسلامی است که هم با همتای آمریکایی اش مذاکره کرده و هم با رئیس جمهور ایالات متحده دست داده و احوالپرسی کرده است. تجربه ای که ترامپ آرزو دارد برای او هم تکرار شود
همین نوع بیان آمریکایی ها در واکنش به ظریف باعث شده تا برخی منتقدان با وسواس بیشتری کارنامه او را رصد کرده و گاهی وی را متهم به همراهی با غرب گرایان کنند. ظریف در پاسخ به همین نقدها با حضور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در روز ۱۴ مرداد 1392 (روز بعد از مراسم تحلیف) به تشریح برنامههای خود و پاسخ به سؤالات نمایندگان کمیسیون مربوطِ پرداخت و گفت: «بنده هرگز گرین کارت نداشتهام، در حالی که ۱۰ سال است که شرایط دریافت آن را داشتهام. فرزندانم در حالی در ایران زندگی میکنند که میتوانستند در ایران نباشند. من هم پس از رجعت به ایران هرگز به آمریکا سفر نداشتهام، در حالی که از سه دانشگاه معتبر آمریکا برای استادی دعوتنامه داشتم. در تمام مراحل کاریام نظرات مقام معظم رهبری را عملیاتی کردم، حتی اگر نظرم مخالف با نظر آقا بودهاست. ما یک پیام جهانی و یک الگوی جهانی برای ملتها داریم و آمریکا از این پیام و الگو میترسد. ما باید زبان بینالمللی را بدانیم و هدف خود را با کمترین هزینه و بیشترین منافع دنبال کنیم. خودباوری و توانمندی جمهوری اسلامی قادر به برداشتن موانع از سر راه سیاست خارجی است و ضرورت آن، فهم مشترک و همافزایی در حوزه اجراست. »
همزمان با روز سوم بررسی کابینه دولت یازدهم، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب در امور بینالملل، ظریف را گزینه مناسب جهت تصدی پست وزارت امور خارجه معرفی کرد و مدیریت و کارآمدیاش را در زمان همکاری مستقیم با خود را مورد تحسین قرار داد. اشاره او به نقش ظریف در مذاکرات پایان جنگ تحمیلی است که باعث شد برخی اصولگرایان مجلس نیز با ظریف همراهی نشان دهند.
وی در نهایت توانست با کسب ۲۳۲ رأی از ۲۸۱ رأی ماخوذه (۸۲٫۵ درصد) تصدی وزارت امور خارجه دولت یازدهم را بهدست بیاورد.
جنجال یک پیاده روی و احوالپرسی تاریخی
ظریف اما در دوره وزارت خارجه اش کاری را کرد که از دوره ابراهیم یزدی، بی سابقه بود؛ دیدار با همتای آمریکایی و حتی قدم زدن با او، کاری نبود که در عرف دیپلماتیک جمهوری اسلامی سابقه داشته باشد.
در ساعات اولیه روز ۵ مهر ۱۳۹۲، ظریف در حاشیه شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، و با برنامهریزی قبلی در اولین مذاکره ایران و ۱+۵ در دولت یازدهم که در سطح وزرای خارجه برگزار شد، شرکت کرد. در این مذاکره، جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا نیز حضور داشته و با ظریف بر سر میز مذاکره نشست. در حاشیه این جلسه ظریف با جان کری دیدار و گفتگویی دو جانبه داشت. پس از ۳۴ سال این اولین دیدار مقامات عالی ایران و آمریکا در سطح وزرای خارجه بود. پس از پایان این دیدار کری در کنفرانس خبری خود گفت: «با ظریف ملاقات داشتم، لحن او حقیقتاً متفاوت بود.»
سنت شکنی های ظریف پایان نداشت. او در ۶ مهر ۱۳۹۴ و در حاشیه برگزاری هفتادمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد، محمدجواد ظریف در حال خروج از سالن مجمع عمومی، با باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا که توسط جان کری، وزیر امور خارجه همراهی میشد و دو ساعت از سخنرانی وی در مجمع میگذشت، ملاقات کوتاهی داشت و دو طرف، ضمن سلام و احوالپرسی، با یکدیگر دست دادند. این اقدام نیز بازتاب گسترده ای در داخل و خارج کشور داشت.
ظریف به عنوان مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران در خصوص پرونده برنامه اتمی ایران از جانب حسن روحانی معرفی شد. اولین حضور وی به عنوان مذاکرهکننده هستهای در دیدار با نمایندگان گروه پنج به علاوه یک در نیویورک و در تاریخ ۴ مهر ۱۳۹۲ برگزار شد. این مذاکرات کمتر از دو سال بعد به توافق هسته ای انجامید. توافقی که هم امضای ایران پای ان بود و هم امضای دولت آمریکا.
استعفای اینستاگرامی
با آغاز به کار دولت دوازدهم به ریاست حسن روحانی، وی مجدداً محمدجواد ظریف را به عنوان وزیر امور خارجه به مجلس معرفی کرد. این اقدام در زمانی که در کاخ سفید نه باراک اوباما بلکه دونالد ترامپ بر کرسی قدرت نشسته بود، شاید کمی عجیب به نظر می رسید.
ظریف با کسب ۲۳۶ رأی موافق، ۲۶ رأی مخالف و ۲۶ رأی ممتنع، از مجموع ۲۸۸ رأی ماخوذه، مجدداً به عنوان وزیر امور خارجه از مجلس رای اعتماد گرفت اما مسیر تحولات که همزمان با فشار ایالات متحده و در نهایت خروج آمریکا از برجام بود، باعث شد تا او در روز ۶ اسفند ماه سال ۱۳۹۷ با انتشار پستی در صفحه شخصی اش در اینستاگرام استعفای خود را اعلام کند. این استعفا پایان کار ظریف نبود، اما نشان داد کار برای مرد شماره یک دیپلماسی ایران به سادگی قبل نیست.
در ماه ژوئیه سال ۲۰۱۹ وزارت خزانهداری آمریکا محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی را در لیست تحریمهای خود قرار داد. اما همزمان سیگنال هایی برای او فرستاده می شد تا با دونالد ترامپ دیداری داشته باشد. شاید شبیه به همان احوالپرسی ساده ای که با باراک اوباما داشت.
منتقدانی که ظریف را تاب نمی آورند
از زمان روی کار آمدن ظریف، نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی، به دفعات، سعی در فراهم کردن ملزومات استیضاح و عزل ظریف کرده اند. مواردی از قبیل امضای توافق ژنو، اظهارات وی در خصوص هلوکاست، نزاع اعراب و اسرائیل و برقراری رابطه با آمریکا، از جمله مواردی است که نمایندگان مجلس، ظریف را به موجب آنها، مستحق عزل و استیضاح میدانند. در نخستین اقدام، در ۱۲ آبان ۱۳۹۲، ظریف به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی فراخوانده شد، تا درباره پنج موضوع؛ موضعگیری درباره هولوکاست، تماس تلفنی باراک اوباما و حسن روحانی، تعریف از منافع ملی، احتمال توقف غنیسازی اورانیوم و حمله به مرزداران سراوان، توضیح دهد. اما هیچیک از پاسخهای ظریف، سؤالکنندگان را قانع نکرد.
در اقدام بعدی نمایندگان در این راستا، میتوان به نامه ۲۰ تن از نمایندگان مجلس در روز ۱۷ آذر ۱۳۹۲ به حسن روحانی اشاره کرد، که به دلیل سخنان ظریف در جمع دانشجویان دانشگاه تهران مورخ ۱۲ آذر، درخواست جدی مبنی بر عزل ظریف از سمتش را داشتند. علاءالدین بروجردی، رئیس وقت کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، دلیل عدم همکاری ظریف با نمایندگان مجلس، در ارائه گزارش عملکردش در مذاکرات هستهای، که موجب شده وی بارها از جانب نمایندگان مجلس، مورد تهدید استیضاح قرار گیرد را، عدم تعهد نمایندگان مجلس به منتشر نکردن اطلاعات طبقهبندی ارائهشده از جانب ظریف به نمایندگان دانست. بروجردی، شرط اصلی ظریف برای ارائه گزارش و اطلاعات محرمانه به نمایندگان را، عدم بازنشر آنها در رسانهها عنوان کرده که این شرط با مخالفت نمایندگان روبرو شد و ظریف نیز در پاسخ، از گفتگو با نمایندگان خودداری کرد.
مرتبه بعدی برخورد با ظریف و عزل احتمالی وی، در بستر رویدادی در خلال هفتادمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد روی داد، که در خلال آن، ظریف و اوباما بهطور اتفاقی با یکدیگر دیدار کردند و گفتگوی کوتاهی داشتند. این رفتار ظریف، با مخالفت شدید اصولگرایان در ایران روبرو شد. از جمله شاخصترین صداهای مخالف، میتوان به اظهارنظر غلامحسین محسنی اژهای اشاره کرد که ظریف را به دلیل اینکه با این معانقه، زمینه ورود دشمن (ایالات متحده آمریکا) به ایران را فراهم کردهاست، یک جاسوس نامید؛ همچنین علیرضا زاکانی، رئیس کمیسیون برجام مجلس شورای اسلامی، این عمل ظریف را خطایی نابخشودنی و مستحق برخورد جدی دانست. بهرام بیرانوند، نماینده آن وقت مجلس نیز وی را فردی بیغیرت خطاب کرد.
وزیر توییت باز
یکی از نکاتی که باعث شد تا از روز اول وزارت، محمدجواد ظریف چهره ای متفاوت از دیگر وزرای کابینه روحانی باشد، اشراف او به چگونگی استفاده از شبکه های اجتماعی و دورزدن فیلترها در این زمینه است. این موضوعی است که گاهی باعث واکنش های تند منتقدان نیز شده است.
مثلا روزنامه هفت صبح در خبری اعلام کرد: محمدجواد ظریف دقایقی بعد از امضای توافق با وزیران امور خارجه غربی، این خبر را در صفحه فیسبوک خود قرار داد و توانست آمار قابل توجهی از پسندیدن را کسب نماید. در ۱۴ شهریور ۱۳۹۲ (۵ سپتامبر ۲۰۱۳) برابر با ۱ تیشری ۵۷۷۴ یهودی، جواد ظریف در توییتر شخصی خود، روش هشنه، (سال نوی عبری) را به یهودیان تبریک گفت.
کریستی پلوسی دختر نانسی پلوسی، رهبر حزب دمکرات در مجلس نمایندگان آمریکا و رئیس سابق این مجلس در پاسخ به این توئیت نوشت که: «سال نو میتوانست شیرینتر باشد اگر شما به انکار هولوکاست از سوی ایران پایان میدادید.» و در پاسخ به کریستی پلوسی، جواد ظریف در توییترش نوشت: «ایران هیچگاه هولوکاست را انکار نکرده است، مردی که تصور میشد این کار را (انکار هولوکاست) کردهاست، دیگر رفتهاست. سال نو مبارک» کریستی پلوسی در واکنش به پاسخ ظریف نوشت: «خوشحالم که میشنوم، ممنون از پاسختان.»
تاریخ نشان می دهد که زمین بازی در نیویورک برای محمدجواد ظریف آشناتر است تا تهران. او حالا دوباره عازم این شهر پرهیاهوست تا در میانه رایزنی های جهانی در مجمع عمومی سازمان ملل، به دنبال راهی برای تنش زدایی باشد. راهی که این روزها هموارکردنش چندان آسان نیست
ظریف سپس در صفحه فیسبوک خود سخنانش در توییتر را تأیید کرده و بار دیگر کشتار یهودیان به دست نازیها و کشتار و سرکوب فلسطینیها به دست صهیونیستها را محکوم کرد. محکوم کردن هولوکاست و انکار نکردن آن چند بار دیگر از طریق فیسبوک ظریف با این عنوان مطرح شد که صهیونیستها، «بهانه واهی انکار هولوکاست» توسط ایران را ابزار تخریب وجهه و حیثیت ملی ایران کردهاند و میگویند که ایران با ساخت بمب اتم میخواهد هولوکاست جدیدی ایجاد کند. او در این باره نوشت: تا وزیر خارجه هستم نخواهم گذاشت پروژه صهیونیستی امنیتیسازی ایران، منجمله از طریق تخریب وجهه و حیثیت ملی تحت بهانه واهی انکار هولوکاست تحقق یابد.
این اقدام ظریف واکنش مثبت بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی و اروپایی را برانگیخت. کریستین امانپور، خبرنگار شبکه خبری سیانان نیز در توییتر خود نوشت که شخصاً با ظریف صحبت کرده و او ضمن تأیید این که در توییتر فعال است، به او گفته که: «کشورش هیچگاه هولوکاست را انکار نکرده و مردی (احمدینژاد) که تصور میشد این کار را کرده، دیگر رفتهاست.» رابین رایت عضو انستیتوی صلح آمریکا، در واکنش به این اقدام، به واشینگتن پست گفت: «این اثرگذارترین دیپلماسی عمومی ایران در ۳۴ سال گذشتهاست.»
نمونه های متعددی از استفاده از شبکه های اجتماعی توسط ظریف وجود دارد. ظریف در ۲۸ آبان ۱۳۹۲ (۱۹ نوامبر ۲۰۱۳) یک روز مانده به دور تازهای از مذاکرات هستهای ایران و گروه پنج بهعلاوه یک در ژنو، پیامی انگلیسی در حساب کاربری خود در یوتیوب منتشر کرد. پیام ظریف گرچه به زبان انگلیسی بود اما در ویدئوهایی مجزا با زیرنویس فارسی، ترکی، فرانسوی و عربی هم منتشر شد. عنوان این ویدئو «پیام ایران: راهی به جلو وجود دارد» بود. وزیر خارجه ایران در این پیام حدود ۵ دقیقهای گفت در پرونده اتمی ایران «راهی به جلو وجود دارد، مسیری سازنده و حرکتی به سوی پیشرفت برای حفاظت از صلح حرکتی رو به جلو و تنها انتخاب بین تسلیم یا رو در رو شدن نیست.» این ویدئو با جمله «من جواد ظریف هستم و این پیام مردم ایران است» پایان میپذیرد.
محمدجواد ظریف در ماه های اخیر به طور مرتبط پاسخ توییت های دونالد ترامپ را با توییتر شخصی اش داده و از این نظر، تنها سیاستمدار ایرانی است که توییت هایش با بازتاب بین المللی روبرو می شود.
با این حال برخی در داخل کشور از او می پرسند چطور از شبکه هایی استفاده می کند که برای دیگر ایرانیان فیلتر است؟ محمدجواد ظریف در مصاحبه با خبرنگار دیلی بیست، دیوید کیز، در پاسخ به فیلتر بودن فیسبوک در ایران و در عین حال، داشتن اکانت فیسبوک، بلند خندید و گفت؛ «زندگی همین است».
او درباره استفاده از فیلترشکن در گفتگو با روزنامه جام جم نیز چنین توضیح داده بود: « از فیلترشکن استفاده نمیکنم، وزارت خارجه به دلیل وظایفش امکانات ویژهای برای استفاده از اینترنت دارد. طبیعتا استفاده از فیلترشکن همراه با تهدیدهای امنیتی است، البته باید توجه داشته باشیم در دنیای کنونی اگر احساس میکنید حتی با ایمیل میتوانید (حال با فیلتر شکن یا بدون آن) از تعرض در امان باشید، اشتباه است لذا با علم به این باید این کار را انجام دهید. وزارت خارجه به عنوان دستگاهی که همیشه دو سیستم مجازی کشف و محرمانه داشته است، معمولا کارگزاران سیاست خارجی کاملا نگرش جداسازی این دو را از هم دارند و این دقت را به خرج میدهند. برای یک نفر در وزارت خارجه ورود به همه اینها باید همراه با این آگاهی باشد مبنی بر اینکه تمام اطلاعات در چنین فضایی میتواند در دسترس دیگران باشد و علیالقاعده هم هست. بعضی وقتها سوال میکنیم چند دستگاه جاسوسی در جهت تعرض به سیستم ما تلاش میکنند، چرا که خود جاسوسی را مفروض میگیریم اما در مورد تعدادش صحبت داریم. زمانی که مذاکرات هستهای در جریان بود بعضی روزها در محیط مذاکره تلفن من مانند اتو داغ بود و سایر مذاکرهکنندگان نیز مشکل مشابهی داشتند. این قبیل اتفاقات نشاندهنده این است که میزان تلاش برای تعرض به موضوعات داخلی ما زیاد است. لذا این اتفاق نیاز به ذهنیت فعال جداسازی امور کشف از امور محرمانه دارد.»
صدایی که در رسانه ملی شنیده نمی شود
استفاده ظریف از شبکه های اجتماعی شاید به این خاطر است که صدای او آنطور که باید در صداوسیما شنیده نمی شود. مثلا دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۴ مصاحبهای توسط عادل فردوسی پور با محمد جواد ظریف انجام شد ولی مسئولین صدا و سیما از پخش این مصاحبه در برنامه نود که به مناسبت شب یلدا ضبط شده بود، خودداری کردند. مسئولین سازمان صدا و سیما علت این کار را عدم دعوت رسمی صدا و سیما از ظریف اعلام کردند. این اقدام صدا و سیما با واکنش سخنگوی دولت و وزارت امور خارجه مواجه شد.
روزگار ظریف در شرایط جنگ طلبی
حالا امروز محمدجواد ظریف با کارنامه ای معتدل در سیاست خارجی، گرفتار سیاستمداری در گوشه گوشه دنیاست که برای جنگ برنامه ریزی می کنند. او آنها را «گروه ب» نامیده است؛ هرچند با به حاشیه رفتن چند عضو این گروه باید نامشان را تغییر دهد.
ظریف در این شرایط هم از سوی منتقدان داخلی اش تحت فشار است که اشتباهات برجام در اعتماد به طرف مقابل را تکرار نکند و هم از سوی سیاستمداران غربی با این تنگنا روبرو است که «ماله کش اعظم» نامیده می شود. برای همین هم مواضعی که امروز از محمدجواد ظریف می بینیم کمتر شباهتی به مواضع پیشین او دارد.
با این حال او هنوز هم برای حتی دشمنانش بازهم همان «دشمن قابل احترام» محسوب می شود، چراکه رئیس جمهور آمریکا رویای دیدنش را دارد و برای منتقدان داخلی هم برند «دیپلمات انقلابی» را دارد که هنوز می کوشد تا در میانه جنگ طلبی بازماندگان گروه «ب»، روزنه ای برای دیپلماسی را باز نگاه دارد.
تاریخ نشان می دهد که زمین بازی در نیویورک برای محمدجواد ظریف آشناتر است تا تهران. او حالا دوباره عازم این شهر پرهیاهوست تا در میانه رایزنی های جهانی در مجمع عمومی سازمان ملل، به دنبال راهی برای تنش زدایی باشد. راهی که این روزها هموارکردنش چندان آسان نیست.
منبع: خبرفوری
17
الحق که به درستی لقب ماله کش اعظم رو بهش دادن. ببین چه انقلابی کردن که فقط همین یکی زبان انگلیسی بلد بوده برای نامه نوشتن به صدام حسییین . تا ته خط رو بخون دیگه.
آقای محمد جوادظریف هرکجاهست خداوند یارو نگهدارش باشد انشاءالله.
از کسی که تو آمریکا درس خونده و بزرگ شده و مدتها زندگی کرده و آمریکاییها به اسم صداش میکنن چه انتظاری میشه داشت واقعا؟
سلام - من نظر خوبی نسبت به کسانی که به آمریکا اطمینان کردند و و امضای کری را سند خواندن ندارم
سلام علیکم حقیر جناب ظریف را فردی متدین وکاردان وقابل احترام می دانم ایشان ازبسیاری ازدولتمردان کنونی صادقتر است به نظربنده جناب ظریف درقضیه برجام بیش ازحدبه دشمن قسم خورده اسلام وانقلاب اعتماد کرد شایداین خوشبینی نادرست ازرسوبات جهت گیری آقای روحانی بوده باشد حتی درمکانیزم اجرای برجام فریب دشمن مکاررالحاظ نکرد من برای توفیق ایشان دعا میکنم لکن انتظاردارم زیرکترومتین ترومحکمتربا دشمن مواجه شودواروپاراازآمریکاجدانبیند اینها درهدف دشمنی باحقیقت انقلاب اسلامی تفاوتی ندارند اینها باهم تقسیم کاردارند بایدهوشیار بود
محمدجواد ظریف، تنها دیپلمات ایرانی وقت مسلط به زبان انگلیسی در نمایندگی ایران، در سازمان ملل متحد گماشته شد، تا بتواند مفهوم مورد نظر ایران را به شفافی بیان کند.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ظریف بهت افتخار میکنم ..وقتی سابقه درخشان انقلابی و تحصیلات عالی هدفمندواعتماد رهبری و تسلط به فرهنگ وزبان گفتاری امریکا و اروپا رادرکارنامه داری ... از منتقدان حسود خودبین ناراحت نشو که برای پیشرفت این دشمن نادان لازم است ..
اقای ظریف مثل روحانی درغگوبیش نیست
جناب ظریف شما حتما بیش از دیگران درجریانید که ریس دولت شما باعث فقر و شکاف بیش ازحدی در بین مردم شده حالا با صدام و اوباما دست دادن شما بچشم نمیاد چون خانه از پایبست ویران است درین سفر آرزوی موفقیت داریم اما شش سال از هشت سال گذشت !!!
ادم خندش میگیره ظریف خودمون رو میگین این که در دنیا کسی قبولش نداره
عجب بلاهتی......