آیا ترامپ میتواند برای رسیدن به توافق با ایران صبر کند؟
سیاست خارجی ترامپ، ترکیبی از غرور، تهدید و واکنشهای غریزی است که نهتنها رهبران جهان، بلکه مشاوران نزدیک او را نیز در مدیریت بحرانها سردرگم کرده است. نامهنگاری با رهبر ایران، اظهارات متناقض درباره جنگ یا توافق و بحرانهای داخلی اسرائیل همگی نشان میدهند که جهان بار دیگر در آستانه آشوبی ناشی از بیثباتی تصمیمگیری در کاخ سفید قرار گرفته است؛ آشوبی که ممکن است تبعاتی جبرانناپذیر داشته باشد.

دنیل برومبرگ پژوهشگر ارشد غیرمقیم مرکز عربی واشنگتن و مدیر مطالعات دموکراسی و حکمرانی در دانشگاه جرج تاون
به گزارش نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، در حالیکه دونالد ترامپ بارها ادعا کرده میتواند بحرانهای بینالمللی را ظرف چند روز فیصله دهد، نشانههای روشنی وجود دارد که از سر باز زدن رهبران جهان نسبت به خواستههایش، او را خشمگین کرده است. تنها در هفته گذشته، ترامپ با لحنی آمیخته به گلایه اعلام کرد که از عدم ارائه پیشنهاد صلح از سوی مسکو درباره جنگ اوکراین «عصبانی» است و تهدید کرد ممکن است بر فروش نفت روسیه «تعرفههای ثانویه» اعمال کند. او همچنین نسبت به ایران هشدار داد و اعلام کرد اگر توافقی حاصل نشود، «بمباران در کار خواهد بود.»
بازی با آتش در اتاق شیشهای؛ سیاست خارجی ترامپ در مرز غرور و غریزه
این عصبانیتها بخشی از یک استراتژی حسابشده موسوم به «دیوانهنمایی» نیست؛ بلکه بازتاب نیاز آشکار دونالد ترامپ به نمایش قدرت است. پرسش اساسی اینجاست که چگونه میتوان این میل مداوم به نمایش قدرت را مهار کرد یا از آن بهرهبرداری نمود. بهعنوان نمونه، اقدام ولادیمیر پوتین در سفارش پرترهای از ترامپ، اثری که به گفته استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه، شخص پوتین از او خواسته تا آن را به ترامپ تحویل دهد؛ نمونهای گویا از ماهیت و البته شاید محدودیتهای چاپلوسی راهبردی است.
جمهوری اسلامی ایران، هرگز وارد بازیهای نمایشی از جنس ترامپ نخواهد شد. با این حال، این احتمال وجود دارد که دریافته باشد تیم مذاکرهکنندهاش میتواند از نیاز همیشگی ترامپ به نمایش قدرت دیپلماتیک جهانی، برای کسب امتیازاتی در چارچوب یک توافق هستهای بهره ببرد. نوسانات شخصیتی ترامپ، همانگونه که میتواند مسیرهایی را بگشاید، توانایی دارد که درها را ناگهان درهم بکوبد. از همین رو، رهبران جهان و حتی مشاوران خود او همواره در تلاشاند تا سیاست خارجیای را مدیریت کنند یا از آن سود بجویند که نه استراتژی روشنی دارد و نه از تاکتیکهای باثباتی پیروی میکند.
از همین رو جای شگفتی نیست که در واکنش به تهدید تازه ترامپ، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران با تأکید اعلام کرد که «مسیر مذاکرات غیرمستقیم همچنان باز است»؛ در حالیکه همزمان، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران هشدار داد نیروهای آمریکایی مستقر در «دستکم ده پایگاه اطراف ایران» اکنون «درون اتاق شیشهای نشستهاند». در برابر سیاست خارجیای که بر واکنشهای غریزی ترامپ بنا شده، رقبای او بهسختی میتوانند تشخیص دهند که خطوط قرمز واقعیاش کجاست و تا چه اندازه آمادگی عبور از آنها را دارد.
دیپلماسی به سبک ترامپ: اخراج تیم جنگ، ارسال نامه به رهبری ایران
روابط ایران و ایالات متحده یکی از روشنترین نمونههای سردرگمی در سیاست خارجی دونالد ترامپ بهشمار میرود. از جمله تحولات غیرمنتظره در این زمینه، دیدار ماه نوامبر ایلان ماسک با سعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل بود؛ ملاقاتی که در محافل سیاسی با شگفتی و تردید دنبال شد. در واکنش به این دیدار غیرمعمول، یک وبسایت محافظهکار ایرانی نوشت: «بهنظر میرسد ترامپ واقعاً تصمیم گرفته رویکرد متفاوتی اتخاذ کند… شاید همانگونه که عباس عراقچی وزیر خارجه گفته بود: «حرکت از فشار حداکثری به سوی عقلانیت حداکثری» این ارزیابی پژواکی از سخنان پیشین عراقچی بود؛ جایی که او با احتیاط ابراز امیدواری کرده بود «عقلانیت حداکثری احتمالاً نتیجه متفاوتی خواهد داد»؛ اظهار نظری که بهنظر میرسید نهفقط یک تحلیل، بلکه تلاشی برای سنجش واکنش ترامپ باشد.
تصمیم دونالد ترامپ در میانه ژانویه برای لغو تدابیر حفاظتی مقاماتی همچون مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین و برایان هوک، نماینده ویژه سابق در امور ایران، دو معمار اصلی سیاست «فشار حداکثری» در دوره نخست ریاستجمهوریاش بارقههایی از خوشبینی محتاطانه را در تهران برانگیخت. هنگامی که برایان هوک، پس از انتقاد از رویکرد «مماشاتجویانه» دولت بایدن نسبت به ایران، بهطور ناگهانی از تیم انتقالی ترامپ کنار گذاشته شد، روزنامه تهران تایمز با استناد به پیام ترامپ در تروث سوشیال نوشت: «برایان هوک از مرکز ویلسون برای دانشپژوهان… تو اخراجی!» همزمان، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) این تحول را چنین تحلیل کرد که ترامپ «ممکن است با این اقدامات در حال ارسال پیامهایی به تهران باشد مبنی بر آمادگی برای تعامل دیپلماتیک»، هرچند که «هنوز مشخص نیست این تحرکات نشانه تغییری در تاکتیک، راهبرد یا نگاه کلی او باشد.»
ماجرای پرتنش مربوط به نامهای که دونالد ترامپ در تاریخ ۵ مارس برای آیتالله خامنهای ارسال کرد، نشان میدهد که رسیدن به تعادلی میان تهدید و دیپلماسی تا چه اندازه دشوار و شکننده است. ترامپ، یک روز بعد در سخنرانی خود در دفتر بیضیشکل کاخ سفید، بدون افشای محتوای نامه، به آن اشاره کرد و گفت: «ترجیح میدهم که به توافقی صلحآمیز برسیم…، اما میتوانیم توافقی داشته باشیم که به همان خوبیِ یک پیروزی نظامی باشد.» دو روز بعد، در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز تأیید کرد: «من نامهای برای آنها نوشتم و گفتم امیدوارم وارد مذاکرات شوید، چون اگر مجبور شویم از طریق نظامی اقدام کنیم، فاجعهبار خواهد بود.»
نامهای با طعم اولتیماتوم؛ ترامپ از ایران چه میخواهد؟
ادعای دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا بهدنبال توافقی است که «به همان خوبیِ پیروزی نظامی» باشد، حامل پیامی روشن است: دولت او قصد دارد چه از مسیر دیپلماسی و چه از طریق فشار و تهدید، ایران را به برچیدن کامل تأسیسات گسترده غنیسازیاش وادار کند. اما این مطالبهای است که هیچیک از رهبران ایران قابلقبول نمیدانند. چنانکه رهبری ایران و عباس عراقچی، بارها تأکید کردهاند، جمهوری اسلامی هیچگونه اولتیماتومی از سوی ایالات متحده را نخواهد پذیرفت. رهبری ایران صریحاً هشدار داده که «مذاکراتی که برخی دولتهای زورگو بهدنبال آن هستند، نه برای حل مسائل، بلکه ابزاری برای تحمیل توقعاتشان است.»
اگر لحن نامه ترامپ همانگونه باشد که تحلیلها نشان میدهند، دستوری و فاقد انعطاف، آنگاه مسیر سهجانبه میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران ممکن است بهسوی یک رویارویی نظامی سوق پیدا کند. در حالیکه بنیامین نتانیاهو بیتردید از هرگونه حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران استقبال خواهد کرد، نکتهای که نمیتوان از نظر دور داشت آن است که تنها شش هفته پیش، رسانههای اسرائیلی مملو از گمانهزنیهایی بودند مبنی بر اینکه نتانیاهو ممکن است در موضوع حمله به ایران «مستقیماً با ترامپ درگیر شود».
اما این فضای پرتنش با اظهارنظر جنجالی ترامپ در ۴ فوریه دستخوش تغییر شد؛ زمانیکه او اعلام کرد باید دو میلیون آواره فلسطینی غزه را ترک کنند. در حالیکه رهبران جهان در تلاش بودند معنای این موضع را دریابند، نتانیاهو از «رویکرد انقلابی و خلاقانه» ترامپ تمجید کرد و آن را دیدگاهی خواند که «امکانات زیادی» پیشرو قرار میدهد؛ یکی از این امکانات، حمله مجدد اسرائیل به غزه بود. علاوه بر آن، بهاحتمال زیاد نتانیاهو این مواضع را بهمثابه چراغ سبزی برای اقدام نظامی احتمالی علیه تأسیسات هستهای ایران تعبیر کرده است.
از اخراج رئیس شاباک تا خشم هرتزوگ؛ نتانیاهو در آتش خودساخته
اما اجرای چنین حملهای بههیچوجه ساده نخواهد بود؛ آنهم در شرایطی که تهاجم تازه اسرائیل به غزه موجی از آشوبهای داخلی را در این کشور بهراه انداخته است. اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل با ورود مستقیم به صحنه سیاسی هشدار داد: «هزاران شهروند… فریاد میزنند برای جلوگیری از شکافها و دودستگیهای بیشتر… نمیتوان این صداها را نادیده گرفت و بهدنبال اجماع نبود.» این سخنان در اوج تنشها، و همزمان با اخراج بحثبرانگیز رئیس سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شاباک) توسط نتانیاهو در ۲۰ مارس، نشانهای از بحرانی عمیق در ساختار قدرت است که میتواند اسرائیل را بهسوی نوعی فروپاشی داخلی یا حتی جنگ داخلی سوق دهد.
با اینحال، حزب لیکود بیتوجه به هشدارها، اعلام کرد که «هرتزوگ به دولت پنهان پیوسته است.» آنچه اکنون روشن است، اینکه نتانیاهو و حلقه نزدیک به او بر این باورند که با بازآفرینی ذهنیت پارانویید ترامپ و القای یک همراستایی سیاسی و استراتژیک با رئیسجمهور آمریکا، میتوانند برای خود دستاوردهای سیاسی قابلتوجهی رقم بزنند.
با اینحال، نتانیاهو ناگزیر است با احتیاط حرکت کند، چراکه هرچه جنگ در غزه گسترش یابد و همزمان اقدامات نظامی در لبنان و سوریه تشدید شود، شکافهای داخلی در اسرائیل نیز عمیقتر خواهد شد. اگر این تحرکات منجر به کشتهشدن گروگانهای اسرائیلی یا آغاز درگیری نظامی در سه جبهه شود، هرجومرج منطقهای نهتنها برای نتانیاهو، بلکه برای ترامپ نیز هزینهساز خواهد بود و آخرین چیزی که ترامپ میخواهد، این است که «بازنده» بهنظر برسد.
در گفتوگویی که در ۲۱ مارس میان استیو ویتکاف و تاکر کارلسن صورت گرفت، بهوضوح میشد تلاشی حسابشده برای یاری رساندن به دونالد ترامپ را مشاهده کرد. ویتکاف با اشاره به مخالفت افکار عمومی در داخل اسرائیل با آغاز مجدد جنگ در غزه، سعی داشت چنین اقدامی را غیرمنطقی جلوه دهد. در ادامه، او با تأکید بر اینکه حماس یک گروه ایدئولوژیک صرف نیست، استدلال کرد که این گروه باید در هرگونه ترتیبات سیاسی پس از جنگ غزه، جایگاهی مشخص داشته باشد.
از دیدگاه ویتکاف، دستیابی به ثبات در منطقه مستلزم مصالحه واقعی با حماس و حتی ایران است؛ چراکه به باور او، این مسیر با هدف اصلی ترامپ در سیاست خارجی یعنی «ثبات» همسوست. در بخش دیگری از سخنانش، ویتکاف ضمن عقبنشینی تلویحی از برخی مواضع پیشین رئیسجمهور سابق آمریکا، تصریح کرد که نامه ترامپ به رهبر ایران نه یک اولتیماتوم، بلکه تلاشی برای دستیابی به توافق هستهای با مکانیزمهای نظارتی مؤثر بوده است. در نهایت نیز تأکید کرد که ترامپ گزینه نظامی را چندان مطلوب نمیداند و آن را جایگزین مناسبی برای دیپلماسی نمیبیند.
بازگشت به لبه پرتگاه؛ بازی خطرناک کاخ سفید با خوی ترامپ
مصاحبه ویتکاف با تاکر کارلسن بهسرعت موجی از واکنشها را در رسانههای اسرائیلی بهدنبال داشت و بیدلیل هم نبود. ویتکاف که بهعنوان یکی از فرستادگان مورد اعتماد ترامپ شناخته میشود، اکنون تلاش میکند تا اظهارات پراکنده و پیشبینیناپذیر رئیسجمهورش را در قالب چیزی شبیه به یک سیاست خارجی منسجم بریزد. با این حال، چنانچه خاورمیانه بار دیگر در آستانه انفجار قرار گیرد یا حتی نشانههایی از حرکت بهسوی بحران آشکار شود، ترامپ ممکن است بار دیگر به طغیان کلامی متوسل شود؛ طغیانی که رهبران، تحلیلگران و ناظران را در تهران، اورشلیم و واشنگتن وادار خواهد کرد تا برای رمزگشایی از معنای واقعی آن، دست به دامان حدس و تفسیر شوند.
با این حال، اگر ویتکاف بتواند خشمهای لحظهای رئیسجمهورش را مهار کند؛ بیآنکه او را تحقیر کرده یا برانگیزد، شاید بتواند نقشی کلیدی در عقبنشینی ترامپ از لبه پرتگاه ایفا کند. اما موفقیت چنین تلاشی، بیش از هر چیز، به این وابسته است که آیا ترامپ توان روانی لازم برای پذیرفتن و ایستادگی بر سر یک مصالحه واقعی را دارد یا نه. ظاهراً در واکنش به همین سناریو، مایک والتز، مشاور امنیت ملی اخیراً اعلام کرده که هیچ گزینهای کمتر از «برچیدن کامل» برنامه هستهای ایران پذیرفتنی نیست؛ موضعی که بیتردید او را در مسیر تقابل با ویتکاف قرار میدهد.
میدان نبرد برای تفسیر و توجیه اظهارات شتابزده ترامپ صرفاً محدود به واشنگتن نیست، بلکه به تهران نیز گسترش یافته است. تنها چند روز پیش از آنکه ترامپ تهدید به بمباران ایران کند، منابع رسمی در تهران مدعی شدند که نامه او «دقیقاً روشن نیست، اما یک اولتیماتوم هم بهشمار نمیرود.» در همین راستا، اظهارات عباس عراقچی مبنی بر اینکه «مذاکرات غیرمستقیم میتواند ادامه یابد» از سوی یکی دیگر از مشاوران نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی نیز تکرار شد.
همانطور که پیشتر اشاره شد، رئیسجمهور ایران نیز با وجود لحن تهدیدآمیز تازه ترامپ، همچنان بر باز بودن درِ گفتوگو تأکید دارد. با این حال، پس از رسوایی «سیگنالگیت»، بعید بهنظر میرسد که مقامهای ارشد دولت ترامپ بخواهند با مداخله در شکلگیری مواضع رئیسجمهور خود را در معرض ریسک قرار دهند. درست مانند همتایانشان در تهران، اورشلیم، مسکو و دیگر پایتختهای منطقه، مشاوران امنیت ملی ترامپ نیز ناچارند در مواجهه با خلقوخوی آتشین، رفتارهای واکنشی و نوسانات پیشبینیناپذیر او، با نهایت احتیاط و ملاحظه قدم بردارند.
به والله ما نیازی به گفتگو نداریم ، اگه آقای عراقچی دم از عقلانیت میزند اول باید از کشور خودش شروع کند، در وهله اول برچیدن غنی سازی بالا با راستی آزمایی آژانس یک قدم محکم بسمت صلح است، در وهله دوم دست کشیدن از ایدئولوژی مذهبی که باعث خشم کشورهای همجوار میشود، آقا میخوای دوستدار اهل بیت باشی ، باش ، منتها ناینکه ازین ایدئولوژی برای سواستفاده و نفوذ در دیکر کشورها بوده و آنانرا ترغیب به جنگیدن علیه کفار اسرائیل و آمریکا کنی، با همین دو اقدام قریب هفتاد درصد مشکلات خارجی ما با غرب حل شده و بطور خودکار از تحریمها کاسته میشود، دیگه نیازی به سروکله زدن با دیوانه ای مث ترامپ هم نیس،، ترامپ نماد شهوت قدرته و منظورش از مذاکره اینه که آقا هر چی من میگم باید بگی چشم
اگر حکومت ایران قصد توافق با دولت ترامپ را داشته باشد این امر نه تنها ظرف دو ماه بلکه در مدت حداکثر یکهفته هم امکان پذیر است زیرا شاکله توافق هسته ای که همانا برجام سال ۲۰۱۵ است وجود دارد و فقط بایستی برخی از بندهای آن که مدت در حال منقضی شدن است اصلاح و ویرایش شود.
سلام.
ترامپ چقدر احمق هست که پادوهای احمقتر از خودش داره
تنها کسی که میتونه آمریکا رو به زانو در بیاره وشکستش بده، خود ترامپ هست. پوتین هم داره هلش میده..