روزنامه کیهان:
غربیها آدمخوار هستند/ کسانی که از مذاکره با اینها انتظار گشایش دارند، جماعتی مفلوک هستند
روزنامه کیهان نوشت: آنچه در مقابل خود میبینیم مشتی آدمخوار است. برای کسانی که جنگ و کشتار را برای پیشبرد اهداف اقتصادی و بلعیدن منابع ملتها و کشورها تئوریزه و تجویز میکنند، مگر میشود کلمه مناسبتری یافت؟

این روزنامه در یادداشتی در شماره امروز خود آورده است: «اگر از دریچهای تنگ و زاویهای محدود به ترور هفتم آذر در آبسرد نگاه کنیم، آمران و عاملان ترور از ترس پیشرفت هستهای و موشکی ایران، یکی از مدیران ارشد این دستاوردها را ترور کردند تا در این مسیر دستاندازی ایجاد کنند؛ سنگپرانی به قطار. اما اگر دقیق و ظریف و کلانتر به صحنه بنگریم، ماجرا فراتر از ترور یک دانشمند علوم طبیعی است.
این داستان از زمستان سال 57 آغاز شد. کمتر کسی انقلاب اسلامی ایران را میشناخت و درک میکرد که چه رخدادی در حال وقوع است. بهجرات میتوان گفت حتی بخشی از انقلابیون هم علیرغم حضور در بطن ماجرا، عمق آن را درک و پیشبینی نمیکردند امواج این انقلاب چه تاثیری بر پیرامون خود و فراتر از آن خواهد گذاشت. انقلاب اسلامی ایران در دورهای رخ داد که «سیستم جهان» -بر پایه تسلط و استعمار فرامدرن- فارغ از وابستگی به بلوک غرب یا شرق تثبیت شده بود و تصور استقلال و بیرون بودن از این چارچوب آهنین و خشن غیرقابل تصور مینمود.
انقلاب ایران یکبار دیگر خدا را وارد عرصه جهانی کرد
داستایوفسکی جمله قابل تاملی دارد؛ «اگر خدا وجود ندارد پس همه چیز مجاز است.» انقلاب ایران یکبار دیگر خدا را وارد عرصه جهانی کرد. خدای پیش از انقلاب اسلامی ایران خدای مسجد و کلیسا و کنیسه بود و قدرتش در حد غسل تعمید و غسلهای واجب و مستحب. پرتاب دو بمب اتم و کشتار صدها هزار نفر از سوی آمریکا در جنگ جهانی دوم، یکی از تاریخیترین لحظات مجاز بودن هر چیزی در پی حذف خداست و جایگزینی آن با خدایی که نهایت ظهور و بروزش در حد «ساعتساز» است.
بروز انقلاب «به نام و برای خدا» این معادله به ظاهر تثبیتشده و مقتدر را به چالش کشید. استثنایی و خطرناک بودن انقلاب ایران برای سیستم جهانی (سیستمی که با حذف خدا، برای بهدست آوردن منفعت بیشتر هر عملی مجاز است و وضعیتی را بهوجود میآورد که به قول توماس هابز انسان را به گرگ انسان تبدیل میکند.) را «ژان میشل ورنوشه» -روزنامهنگار، تحلیلگر و پژوهشگر فرانسوی امور راهبردی- در کتاب خود با عنوان «ایران؛ تخریب ضروری» اینگونه تشریح میکند؛ «خصوصیت انقلابی - ملی - اسلامی و راز و رمز مدار ایران است که باید به وضعیت عادی تحول یابد... آنچه به عنوان فوریت ضروری و اجتنابناپذیر در رأس برنامه سیاسی غرب - ایالات متحده/اسرائیل/اتحادیه اروپا -به ثبت رسیده، فراهم ساختن ورود ایران به صفوف لیبرال دموکراسی [جانشین خدا] است... ایران، به مثابه مانع در مسیر سیل خروشانی که از مدرنیته بیرون زده است، باید تخریب شده و از سر راه برداشته شود، مگر اینکه خود به خود دچار فروپاشی یا تسلیم شود: تسلیم سیاسی کامل - تحت تأثیر انقلاب رهبران از بالا و یا تحت تأثیر فشار غیر قابل جلوگیری در خیابان.»
اوراق کردن بیش از 90 درصد توان هستهای کشور مشکلی را حل نمیکند
اگر از این زاویه وضعیت امروز و رخدادهای مرتبط را بنگریم تکلیف قضایا از پرونده هستهای گرفته تا FATF و برنامه موشکی و تحریم و ترور و امثالهم روشن میشود. در چنین معادلهای، اوراق کردن بیش از 90 درصد توان هستهای کشور مشکلی را حل نمیکند، کما اینکه تجربه کردیم و دیدیم. محدودسازی قدرت موشکی کشور و دست کشیدن از نفوذ منطقهای نیز مشمول همین قاعده است. البته که چنین شبهتوافقهایی (توافق نامیدن این تحمیلها، غیردقیق و اهانت به معنا و ماهیت کلمات است) یک اثر محتوم دارد و آن هم چند قدم جلو آمدن محور غرب به ازای هر یک قدم عقبنشینی. نمونه بارز آن را میتوان در مواضع دیروز هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان دید که به صراحت میگوید توافق هستهای 2015 با ایران دیگر کافی نیست و باید به دنبال توافقی جدید و گستردهتر بود!
فخریزاده ترور میشود چون او فقط به ابزار علم مسلط نیست بلکه این تسلط را اهرمی برای حفاظت از انقلابی کرده است که به نام خدا شکل گرفت و مردمی که پای این آرمان و عقیده ایستادهاند
اینکه عدهای انتظار دارند اتحادیه اروپا و کشورهای آن ترور شهید فخریزاده را محکوم کنند، ناشی از نوعی سادهلوحی و نشناختن صحنه است. رژیم اسرائیل خط مقدم غرب در منطقه ماست. آمریکا و متحدان اروپایی آن به عراق یورش میبرند و پس از آن جوخههای ترور اسرائیلی صدها دانشمند عراقی را ترور میکنند تا کار برادران قاتل خود را تکمیل کنند. هرکس گمان کند ترور آبسرد بدون همکاری اطلاعاتی این سه ضلع صورت گرفته است، سادهلوحی است که میخواهد میان گرگ و شغال و کفتار تمایز قائل شود و وقتی میگوییم همه اینها سر و ته یک کرباسند، باد به غبغب میاندازند و با لهجه آکادمیک و نگاه عاقل اندر سفیه میگویند ببینید گوش گرگ از شغال بزرگتر است و دم کفتار از آن دو کوتاهتر! انگار مسئله بر سر گوش و دم و پوزه این درندگان است نه خوی وحشی آنها.
آنچه در مقابل خود میبینیم مشتی آدمخوار به معنای واقعی کلمه است
فخریزاده ترور میشود چون او فقط به ابزار علم مسلط نیست بلکه این تسلط را اهرمی برای حفاظت از انقلابی کرده است که به نام خدا شکل گرفت و مردمی که پای این آرمان و عقیده ایستادهاند. محسن فخریزاده و قاسم سلیمانی تبلور و نماد محصولات مرغوب این شجره طیبه و تنومند هستند. باید آنها را از بین برد و مهمتر از حذف فیزیکی و ترور آنان، ترور شخصیت آنان است که سالها پیش از ترور فیزیکی آغاز شده بود و ادامه خواهد داشت. کسی نباید بداند آنان که بودند، چه کردند و چه میخواستند و جان خود را بر سر کدامین هدف گذاشتند. پس سلیمانی را تروریست معرفی میکنند و فخریزاده را مردی که بهدنبال بمب اتمی بود.
اگر تعارف را کنار بگذاریم آنچه در مقابل خود میبینیم مشتی آدمخوار به معنای واقعی کلمه است. برای کسانی که جنگ و کشتار را برای پیشبرد اهداف اقتصادی و بلعیدن منابع ملتها و کشورها تئوریزه و تجویز میکنند، مگر میشود کلمه مناسبتری از این یافت؟ (آنان که عبارت آدمخوار را برای دنیای غرب تندروی میدانند کافی است برای نمونه جنایات بلژیک در کنگو را مطالعه کنند؛ اگر زن و مرد کنگویی روزانه کمتر از آنچه برایشان تعیین شده بود کائوچو -ماده اولیه لاستیک برای چرخاندن چرخ صنایع بلژیک- برداشت میکردند اعضای بدن خود یا خانوادهشان قطع میشد. راهاندازی باغوحشهای انسانی در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا از این مردم تحت سلطه، خود داستان دیگری است.) آدمخواران شیکپوشی که کشتار مردم عادی را «تلفات جانبی» مینامند و علناً میگویند ترور دانشمند ایرانی برای مذاکره مفید است! آدمخوارها وقتی دعوت به مذاکره میکنند، آنچه چیدهاند میز شام است. بشقابها را چیدهاند و چاقو و چنگالها را تیز کردهاند. کمدی مذاکره آدم و آدمخوار با فقدان دردناک برای یک سو و دهان باز و خونآلود و سیریناپذیر سوی دیگر میز همراه است. مفلوک جماعتی که از این میز انتظار گشایش دارند. جرم فخریزادهها و سلیمانیها آن است که شرافتمندانه و مقتدرانه مقابل این قبیله آدمخوار سینه سپر میکنند و میایستند.
تکلیف ما و قبیله آدمخوارها روشن است و بهنظر میرسد مشکل جای دیگری است. رحمت و رضوان الهی بر روح نادر ابراهیمی آن مرد بزرگ و فهیم که کمتر او را شناختیم و از او گفتیم. سالها پیش او در یکی از آثار ماندگار و گرانبهای خود به نام «بر جادههای آبی سرخ» دست بر نقطهای مهم گذاشت و گفت: «آنچه ما میکشیم، نه مستقیماً از جانبِ اجانب، که از جانب سرسپردگان ایشان است. ارباب اگر نوکر خوشخدمتِ حلقه به گوش نداشته باشد، چگونه میتواند اربابی کند؟
این بیگانه پرستانند که میکوشند سلطه ننگین بیگانه را بر این بهشتِ خدایی، این آب و خاک منحصر، تثبیت کنند و دوام ببخشند و خود سر در آخور اجانب، به علوفه چند روزه، رضا بدهند. این مزدبگیران و خودفروختگانِ نامردند که در هر نهضتی نفوذ میکنند و آن را به اضمحلال میکشانند...»
66
یه بنده خدائی بود که همیشه با طرح ها و حرکتهای اجتماعی و انسانی و مالی و اداری و ... خلاصه با همه چیز مخالفت میکرد و میگفت اینطوری درست نیست و ... ولی هیچوقت نمیگفت خب اینکار درست نیست پس چکار باید کرد . اینجای قضیه است که اشکال دارد . روزنامه کیهان نمیدونم از کجا خط میگیره ولی اون کسی که همه میدنن کی هست یکبار باید یک تلنگری به مغز خاک گرفته اش بزنند و بگویند الان سال 1399 شمسی است نه یکساعت بعد از پیروزی انقلاب سال 57 و در این سالها اتفاقات بسیار زیادی افتاده که باید در تمامی فکرات سیاسی اقتصادی اجتماعی خانه تکانی بزرگی بانجام برسد که اگر با شعار بخواهیم جلو برویم و با سیاستهایی که تا بحال داشته ایم که اسرائیل را دوست اعراب و خودمان را دشمنشان کردیم متاسفانه به براهه بزرگی وارد میشویم و هماجائی میرویم که میخواهند برویم
توکه دم ازخدا میزنی کیهان خداگفته ۸۰میلیون ایرانی کاسه چه کنم دستشان بگیرند ویک مشت فامیل وامثال توکاسه لییس درعیش ورفاه واسایش بسرببرند عجب خدایی ساختی وان خدایی که میگوید مساوات وبرابری کجای داستان پردازی شماست کاسه لیس
خوب جناب محترم ...کیهان حق گفته ...تمام بد بختیهای ملت سر امثال روحانی وشماهست که تابع ونوکر غرب هستین اگر اتکا به خود داشتین الان ملت زندگی ارامتری داشتند ...حالا کاسه لیس شماهستین
در دیاری که عقل معزول است هرچه خواهی بگو که مقبول است جناب کیهان ۱_آیا در میان ۸ میلیارد انسان فقط خدا با ملت ایران کار دارد۲_ آیا سعادت این ملت فقط با داشتن انرژی هسته ایی و فقط با چنگ و دندان نشان دادن برای این وآن تامین میشود یا راه حل دیگری هم دارد ۳_ چه بسیار هستند کسور های مسلمان و غیر مسلمانی که با در پیش گرفتن یک سیاست و راه معقول و تعامل سازنده با دنیا سری در سرها در بیاورند و جایگاهی برای ملت خود در دنیا کسب نمایند بزرگترین مشکل تو و اربابانت این است که از واقعیات جامعه کمترین درکی ندارید میخواهم بدانم اگر در شرایط اکثر مردم جامعه بودی باز هم این نظرات مشعشع را داشتی؟
غرب خوب نيست فقط چين و روسيه خط كيهان
قابل توجه که بهره بانکی در کشورهای آدم خوار و استعمار گر بعضا صفر یا نزدیک به صفر یا حتی منفی است ولی در کشور ما سودهای 30 درصدی یا بیشتر اخذ میشود.
اینا اصلا نمی فهمند قبر وقیامت چیه فکر می کنند همه چیز تو این دنیا تموم میشه .فکر می کنید این آدما خدا میشناسن تمام تلاششان اینکه که ایران رو یه کشور کمونیستی بکنند .الان از دین فقط برای رسیدن به اهدافشان سواستفاده می کنند وگرنه دین و ایمان ملت هیچ اهمیتی براشون نداره
آقای شریعتمداری روسیه و چین آدم خوار نیستند؟ادم های غیر مفلوک مثل شما کدام طرفی اند؟روسیه یا چین؟
کیهان روزنامه شخصی و دفتر یادداشت اوهام و افکار بیمارگونه شخص مورد نظر است.خیلی جدی نگیرید. کلا این آقا فقط دنبال بازی با بحران هاست. متعصب و کور و خشک مغز . در نتیجه به هیچ وجه نمی توان با وی گفتار کرد.
خب اگر اونها آدم خوار هستن شماها هم مستضعف پرور هستین . مدم عادی رو تبدیل به گدا دارین میکنین . اصلن توی این وضعیت کرونایی کیا روزناتمه میخرن ؟! تا اینکه شما نرخ خرید کاغذتون به دلار جهانگیری چجوری بدستت میرسه ؟ کیهان هم که تبلیغات نداره . پس خرجش از کجا بدست میاد ؟ خواننده هم که ندارین .
اگر آنها گوشت مرده میخورند شما مثل خوره مغز و روح زنده ها را میخورید
مقالات کیهان ارزش خوندن ندارند ،
اگر بدون غرض و مرض مقالات کیهان را بخوانیم به واقیت خیلی نزدیک است . تاریخ نشان داده است .
درود بر کیهان حق گفتی
تو. کوچه وبازار که مردم نو ددرصد از دین برگشتن با فجایی که امثل شما درست کردین حالا دنیا پیشکشتون
میشه خواهش کنیم دیگه مقاله های کیهان چاپ نکنید آخه کی میرسه کیهان بخونه شما دارید بزرگش می کنید اگه شما در مورد مقاله هاش ننویسید اینا فکر نمی کنند که آدم مهم هستن و مقاله هاشون خیلی باز خورد داشته
پس چرا آقایان و آقازاده ها و خانم زاده های شما در همین اروپا با پول ملت جولان می دهند ، لطفا کیهان دهنت رو ببیند