بگم بگمِ عارف، پای احمدینژاد را به دولت پزشکیان باز کرد!
به تازگی معاوناول رئیسجمهور در ۱۰۰ روزگی آغاز به کار دولت پزشکیان نسبت به برخی منتقدان هشدار داده که نگذارید لب باز کنیم و بگوییم کشور را در چه وضعیتی تحویل گرفتیم.
اگر بیانصافیها ادامه پیدا کند، شرایط کشور را به مردم اطلاع میدهیم. "خب دولت پزشکیان با شعار رفع ناترازیهای کشور کار خودش را آغاز کرد و در همین ارتباط با وعده توقف مازوتسوزی شروع به قطع برق خانگی کرد. البته که طی این مدت سه ماهه دولت پزشکیان نسبت به افزایش قیمت نان، لبنیات و خودرو نیز اقدام کرده. همین اقدامات منجر به فشار افکار عمومی روی دولتیست که با وعده فراهم کردن یک زندگی نرمال برای شهروندان در پاستور مستقر شده. در ادامه با هم به مرور واکنش دو روزنامه موافق و مخالف دولت میرویم که نسبت به سخنان اخیر محمدرضا عارف موضعگیری کردهاند.
خراسان: ادبیات «بگم بگم» زخمی بر چهره وفاق
روزنامه اصولگرای خراسان در شماره امروز خود به قلم جعفر یوسفی، ادبیات معاون اول دولت را به آن چیزی که در دولت محمود احمدینژاد مشاهده شد تشبیه کرده و چنین وضعیتی را مخالف "وفاقِ مدنظر پزشکیان" میداند: این سخنان که همراه با تهدید ضمنی به افشاگری بود که یادآور ادبیات پرحاشیه و تنشزای دولت نهم و دهم است؛ ادبیاتی که با شعارهای وحدتآفرین دولت فعلی همخوانی ندارد و در شرایط کنونی کشور، خطر تعمیق شکافهای سیاسی و اجتماعی را به همراه دارد. بیتردید استفاده از چنین ادبیاتی، فضای سیاسی کشور را ملتهب و رادیکال خواهد کرد. در شرایطی که دولت باید بهدنبال کاهش تنشها و ایجاد همگرایی باشد، این رویکرد، جناحهای سیاسی را به تقابل تندتری میکشاند و نتیجه آن، پیچیدهتر شدن فضای سیاسی و رسانهای خواهد بود. مهمتر این که، دود این رادیکالیسم در وهله اول به چشم خود دولت خواهد رفت. چراکه در این فرایند، دولت بیش از آن که انرژی خود را صرف حل چالشهای کشور کند، درگیر حواشی و درگیریهای بیثمر میشود.
نخستین نقد به سخنان عارف، تضاد آشکار این ادبیات با تصویر به ظاهر آرام و دیپلماتیک این دولت است. دولتی که با شعارهای وفاق و انسجام ملی پا به میدان گذاشته، نمیتواند از زبان تهدیدآمیز استفاده کند. این نوع واکنشها، نهتنها آرامش سیاسی کشور را تضعیف میکند، بلکه به اعتبار دولتی که داعیه گفتوگو و تسامح دارد، لطمه میزند. عارف ادعا میکند که دولت و وزرا، در برابر "حملات غیرمنصفانه" سکوت کردهاند. اما واقعیت این است که تاکنون انتقاد قابل توجهی نسبت به عملکرد دولت مشاهده نشده است. آن چه او از آن بهعنوان "بیانصافی" یاد میکند، بیشتر در حد انتقادهای معمول رسانهها بوده است که حق قانونی و دموکراتیک آن هاست.
هر دولتی، بهویژه در روزهای آغازین فعالیتش، باید انتقادات سازنده را بپذیرد و از آنها بهعنوان فرصتی برای بهبود عملکرد بهره ببرد. تهدید به افشاگری، رسانهها و منتقدان را به سکوت و انفعال سوق میدهد که عملا باعث انفعال کنشگران سیاسی و رسانه ای خواهد شد. این لحن تهدیدآمیز در شرایطی مطرح میشود که کشور با مسائل اساسیتری همچون مشکلات اقتصادی، بحرانهای بینالمللی و چالشهای اجتماعی مواجه است. کشاندن دولت به حاشیههای سیاسی و منازعات لفظی با منتقدان، تنها منابع و انرژی دولت را هدر میدهد. تهدید به افشاگری درباره شرایط وزارتخانهها، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فشار منتقدین را کاهش دهد، اما در بلندمدت میتواند اعتماد عمومی به نظام اداری و اجرایی کشور را متزلزل کند. مردم انتظار شفافیت و صداقت دارند، نه استفاده ابزاری از اطلاعات برای اهداف سیاسی. دولت اگر خواهان تحقق شعار وفاق است، باید انتقادها را نه بهعنوان تهدید، بلکه بهعنوان فرصتی برای تقویت عملکرد و اصلاح اشتباهات ببیند.
سیاستورزی بزرگمنشانه مستلزم این است که حتی در برابر تندترین حملات، آرامش خود را حفظ کرده و به حواشی بیاهمیت مجال ظهور ندهد. مقابله با جریانات تندرو نه با تهدید، بلکه با رفتار مدبرانه و خردمندانه ممکن است.اظهارات عارف، اگرچه ممکن است از سر خشم و دلخوری بیان شده باشد، اما بهعنوان نماینده دولت، بازتابدهنده سیاستهای کلی آن تلقی میشود. این دولت باید توجه داشته باشد که بازگشت به ادبیات تنشآفرین گذشته، نهتنها به انسجام ملی کمکی نمیکند، بلکه میتواند زمینهساز شکافهای عمیقتر شود. بهجای تهدید، دولت باید از رسانهها و منتقدان برای شناسایی نقاط ضعف و تقویت اعتماد عمومی بهره بگیرد. کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، خردورزی، و فاصله گرفتن از حواشی نیاز دارد.
سازندگی: تا حالا کجا بودید؟
اما ارگان مطبوعاتی حزب کارگزاران سازندگی در سرمقاله خود در تمجید از شخصیت عارف، از او به عنوان سیاستمداری بیحاشیه یاد میکند و سکوتش را زبانزد بسیاری از اهالی سیاست دانست.
این روزنامه در دفاع از سخنان معاون اول رئیس جمهور مینویسد: اشاره عارف به چه کسانی است؟ به نظر میرسد که در گام اول منظور او دو گروه از افراد هستند. ابتدا تریبونداران رسمی که محتمل است، ائمهجمعه باشند. روحانیونی که در خطبههای نماز جمعه این هفته، دولت را به خاطر خاموشیهایی که به دلیل ناترازی و عدم ذخیره سوخت توسط دولت قبل آغاز شده است، نواختند و زیر بار حملاتی گرفتند که عارف از آن به «حملات غیرمنصفانه» یاد کرده است. گروه دوم نیز اعضای جبهه پایداری و افرادی هستند که از طریق تریبونهای رسمی و غیررسمی سعی دارند دولت پزشکیان را ناکارآمد جلوه دهند و گرانیها که محصول رفتار دولت قبل بوده را به گردن این دولت که ناگزیر به اجرای آن بوده است، بیندازند.
به نظر میرسد که دولت بنای جدل و درگیری با مخالفان خود را ندارد. حتی دندان به جگر میگیرد و سکوت میکند تا نگوید که وضعیت کشور که موافقان رئیسی از آن بهعنوان «اسب زین شده» یاد میکنند چه بوده است. البته بر کسی پوشیده نیست که وضعیت چه بود و چه رخ داد و چگونه به این ناترازیها در اقتصاد و انرژی رسیدیم. تصمیمات اشتباه توسط دولت قبل و مرحوم رئیسی، خصوصاً با اتخاذ استراتژی «زمستان سرد» اقتصاد ایران را به لبه نقاط خطرناکی، چون یک فروپاشی اقتصادی نزدیک کرد. در این روزها که عموماً درخصوص ناترازیها و گرانیها و تورم و مشکلات ریزودرشت کشور سخن گفته میشود هیچکس اشاره نمیکند که ما در بسیاری از موضوعات و مسائل امروزی، دچار ناترازی نبودیم، چه شد که به ناترازی رسیدیم و اینگونه به دولت پزشکیان ارث رسید.
در واقع حملهکنندگان که خود یا دستی در دولت پیش داشتند، یا حامی سفت و محکم آن بودند و برای آلودگی و گرانی و تورم و مشکلات مردم لبازلب باز نمیکردند و تازه مردم را به خویشتنداری دعوت هم میکردند، به ریشههای مشکلات اشاره نمیکنند. آنها را توضیح نمیدهند. برای مردم از عوارض تحریم و فرسودگی زیرساختها سخن نمیگویند و یادآور نمیشوند که این ناترازیها در ۱۰۰ روز گذشته و سهماهه اخیر به وجود نیامده است. اینها حاصل تصمیمات اشتباه و راهبردهای خطایی است که در حوزه اقتصاد و سیاست گرفته شده است و امروز ناچار به تحمل عوارض آن تصمیمات هستیم.
هشدار دکتر عارف از این حیث مهم است که شاید آنها را به خود آورد. اگرچه بعید است آنها دست از حملات خود و تخریب دولت بردارند. با این حال، باید همین را به فال نیک گرفت و منتظر ماند و دولت را تشویق کرد که در گفتوگو با مردم، بگوید که چه تحویل گرفت و کشور در چه شرایطی بود و دولت چقدر اندوخته معنوی و مادی داشت و وضعیتش چگونه بود. غیر از این باشد، دولت همچنان زیر تیغ برنده مخالفان خواهد ماند و مردم نیز به دلیل ناآگاهی ممکن است آنها را همراهی کنند.
جناب عارف برای شما دیگه خیلی دیره وارد بازی سیاسی اصلاح طلبی بشی
اگه رهبری رو قبول داری که میگی دارم قسمتی از حرفای رهبری در باره دولت شهید رئیسی
رهبر انقلاب در تشریح برخی کارهای قوی دولت در بخش اقتصاد به رشد شاخصهای کلان از جمله رشد اقتصادی به خصوص در بخش صنعت، افزایش رشد سرمایهگذاری، کاهش رشد نقدینگی، کاهش بیکاری، کاهش ضریب جینی و افزایش صادرات اشاره کردند و افزودند: تقویت نظام مالیاتی، افزایش محصولات پتروشیمی و کارهای ارزنده در زمینه نفت و گاز و راهاندازی چند هزار کارگاه تعطیل یا نیمهتعطیل از دیگر اقدامات قابل تقدیر دولت است که البته اثرگذاری افزایش شاخصهای کلان اقتصادی و اقدامات زیربنایی در زندگی مردم، نیاز به گذشت زمان دارد.
سادهزیستی، مواضع انقلابی، روحیه جهادی و بکارگیری جوانان در ردههای گوناگون مدیریتی را از دیگر کارهای تحسین برانگیز دولت خواندند
ارتباط خوب با همسایگان
بیچاره چکار کنه ویرانه ای از رئیسی تحویل گرفته بهش می گفتند اسب زین کرده تحویل داده شده؛ بعد از پرداخت کلی بدهی دولت قبلی هنوز ۶۰ درصد پاداش بازنشستگان فرهنگی ۱۴۰۲ مونده اون هم بعد از ۱۵ ماه
تازه فهمیده
کلام عارف تهدید و بگم بگم نیست بلکه تلاشی برای کاستن از فشار مردم است که از پزشکیان می خواهند باآوردن اسامی مزاحمان دولت خود به وعده ی انتخاباتی اش در مورد افشای پشت صحنه ی زمینگیر شدن دولت ها عمل کند. مردم می گویند قرار بود اگر نگذاشتند کار کنی با ما در میان بگذاری و کنار بروی. پزشکیان هم دارد از طریق عارف با مافیای قدرت اتمام حجت می کند که اگر نمی خواهید مردم تکلیفتان را معلوم کنند دشت از شیطنت بردارید.
یکی از علل شکست دولت فعلی اقای عارف هستند ایشان قبلا این پست را داشته اند و موفق هم نبوده اند حالا برای چی این پست را اشغال کرده اند در تعجب هستم
اولا حرفهای عارف بگم بگم احمدی نژاد نیست. زیرا احمدی نژاد پشت بگم بگم هیچ چیزی برای گفتن نداشت و فقط از طرف اصولگرای بی اصل و نسب ماموریت داشت با تهمت زدن و لجن پراکنی شرایط گل آلودی و ماهی گیری را برای اصولگرایان فراهم کند. در حالیکه عارف قراره گزارشی را که بخاطر وفاق و به احترام مرحوم رییسی ارائه نداده حالا ارائه دهد. پس قیاس مع الفارق نکنید. احمدی نژاد برای تهمت زدن حرف میزد و عارف برای بیان واقعیت ها و ارائه گزارش رسمی و قانونی و علمی. دوما حرف عارف ژخم بر چهره وفاق نیست. کما اینکه ما قراره با امریکا مذاکره کنیم اما واقعیتهای رفتار زشت امریکا را بیان می کنیم . و کسی هم نمی گوید این حرفها یعنی زخم بر چهره مذاکره. سوما چرا تا عارف تهدید کرد یه عده ای زردی گرفتند. موضوع چیه؟