احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود / علت ریزش 50 درصد آرا به نفع روحانی/ دیدار تتلو با رییسی کار بدی بود
رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجیها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.

دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.
نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابتهای انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.
محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران ضمن آسیبشناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر میخوانید.
اصولگرایان پیش از آغاز رقابتهای انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر میرسد نتیجه این تلاشها و رایزنیها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه میدانید؟
یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریانها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریانهای سیاسی در رقابتهای انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد.
پیروزی روحانی طبیعی بود
از طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیسجمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای میآورد که طبق بررسیها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیسجمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویهای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.
در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد ، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاحطلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنهای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانیها ۱۳ میلیون و رئیسجمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامهریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض میکردیم.
منظور شما چیست؟
منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار میرفت، نتیجه بهتری رقم میخورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات میشدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.
۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شد
این موضوع نه تنها در نظرسنجیها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار میرفت اجبارا رایهای او به سبد آقای قالیباف ریخته میشد. چون طرفداران او ایدئولوژیکتر بودند و به آقای روحانی رای نمیدادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رایشان را به آقای قالیباف میدادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رایهای آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.
آیا این صحبتهای شما را میتوان اینگونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیشبینی شکست در انتخابات را داشتند؟
پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیم
این پیشبینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح میکردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیسجمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای میآورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح میشد؛ لذا براساس همین تحلیلها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیسجمهور مستقر رقابت کند.
استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاشها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیسجمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده میکرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.
این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیسجمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفتهاند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.
اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بود
شما در صحبتهای خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر میکنید در نهایت توانستهاید به کدام هدف برسید؟
اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیسجمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاحطلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.
در شرایطی که بیشتر نظرسنجیها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟
این بحثهای درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.
احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود
این صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام میکرد که در رقابتهای انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟
براساس نظرسنجیها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابتهای انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجیها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.
با توجه به اینکه در روزهای آخر رقابتهای انتخاباتی برخی نظرسنجیها به نفع آقای رئیسی شده بود. آنها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علیرغم نظرسنجیهای متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رایهای او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابتها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.
آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابتهای انتخاباتی توصیهای نکرد؟
برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیهای در کار نبود
هیچ توصیهای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی میماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.
به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیلهای انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟
آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.
آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟
کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بود
جمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست
جمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد. البته این نظر جمنا نیز براساس برخی نظرسنجیها بود و هیچ بحث پشت پرده و یا تحلیلهای غلط مطرح در رسانهها وجود نداشت. چون هر دو نفر برای عمل به تصمیم جمنا در خصوص ماندن و کنار رفتن آمادگی داشتندلذا اختلاف خاصی بروزنکرد.
دیدار تتلو با رییسی کار غلطی بود
بسیاری از تحلیلگران در زمان و بعد از دوران انتخابات دیدار تتلو با آقای رئیسی را تاثیرگذار در نتیجه انتخابات دانستند. نظر شما در این باره چیست؟
نفس و اصل برگزاری جلسه بین فردی با ادعای توبه با یک روحانی اشکال ندارد. اما برگزاری این جلسه در دوران انتخابات کار بد و غلطی بود و نباید در این زمان انجام میشد. این کار در نهایت برای آقای رئیسی ضرر داشت و بسیاری از افراد را به تردید انداخت. شاید اگر آقای تتلو با آقای رئیسی در زمانی غیر از انتخابات دیدار میکرد، هیچ ایرادی به آن وارد نبود، اما اینکه این دیدار با تلقی تبلیغات و رای آوری انجام شد به نفع آقای رئیسی نبود. آن هم در شرایطی که صاحبان جنگ روانی و برخی از سیاسیون از هر وسیلهای برای تخریب رقیب استفاده کردند.
دیدار تتلو با رییسی باعث ریزش آرای او شد
آیا می توان از این صحبت شما اینگونه تلقی کرد که این دیدار باعث ریزش آرای آقای رئیسی شد؟
این دیدار به ضرر آقای رئیسی بود و حتی ممکن است باعث ریزش آرای ایشان نیز شده باشد. به طور کلی این موضوع را آنقدر پراهمیت نمیدانم که رسانهها در این حجم به آن پرداختهاند. این گونه اتفاقات در خارج از ایام انتخابات افتاده و خیلی از افراد با اعتقادات متفاوت با برخی از روحانیون ما دیدار می کنند و کسی هم چیزی نمیگوید.
15